مرجع رسمی آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

  • ۰
  • ۰

برنامه سلوک

محمد شاه آبادی

    یکی از عوامل موفقیت در سیر و سلوک، داشتن برنامۀ درست و مداومت بر عمل است. مرحوم کلینی در کتاب ارزشمند اصول کافی، بابی در این باره باز کرده و احادیثی چند از امامان معصوم (سلام‌الله‌علیهم) نقل کرده است. از جمله حدیث زیر را از امام باقر (سلام‌الله‌علیه) نقل کرده که فرمودند:

«أحبُّ الأعمَالِ إِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا دَاوَمَ عَلیهِ العَبدُ وَ إِن قَلَّ»[1]

بهترین کارها نزد خداوند آن است که بنده بر آن مداومت کند، هرچند کم باشد.

 آیت‌الله شاه‌آبادی عارفی بود که با برنامۀ صحیح و مداومت بر اعمال حسنه، به سوی معبود سیر کرد تا به مقام وصول نائل و «عند ملیک مقتدر» واقف گردید. فرزند ایشان، آیت‌الله محمّد شاه‌آبادی، دربارۀ برنامۀ سلوک پدر بزرگوار خود چنین گفتند:

«نماز شب و تهجد ایشان ترک نمی‌شد. هر روز صبح بعد از نماز، زیارت عاشورا می‌خواندند. روزهای جمعه در مسجد، بعد از نماز صبح و بعد از صحبت، همراه با مأموران، دسته‌جمعی زیارت عاشورا می‌خواندند. شب‌های جمعه دو ساعت قبل از اذان صبح دعای کمیل را در مسجد همراه مردم می‌خواندند. بر قرائت سورۀ «یس» مداومت می‌کردند. مهم‌تر از همه، دائم الحضور بودند. هیچ‌وقت، حتّی در موقع غذاخوردن، مطالعه، بحث کردن، نوشتن و هنگام راه رفتن هم غافل نبودند. دیگر اینکه خواب و بیداری ایشان اختیاری بود. هر وقت اراده می‌کردند، می‌خوابیدند و هر ساعت می‌خواستند، بیدار می‌شدند.»

 

 [1]  همان، کتاب الایمان و الکفر باب استواء العمل و المداومه علیه حدیث 2.

  • ۰
  • ۰

آیت الله شاه آبادی          این نکته را نباید فراموش کرد که تبحر آیت‌اللّه شاه‌آبادی و برجستگی و کمالات او، تنها در عرفان یا فلسفه خلاصه نمی‌شد. به اعتقاد پاره‌ای از خوشه‌چینان خرمن وجود او، مهارت ایشان در فقه و اصول بیش از فلسفه بوده و جنبۀ عرفانی ایشان موجب مستور ماندن بعد فقهی و اصولی او گشته است. او با آنکه در ایران به اجتهاد نائل شده بود، به عراق رفت و هفت سال در نجف اقامت گزید و در درس مرحوم آخوند خراسانی شرکت کرد. علاقه و ارادت ایشان به صاحب کفایه در حد عشق بود، تا جایی که برای او جملۀ «روحی فداه» را در شرحی که بر کفایه نگاشته است، به کار می‌برد و معتقد بود: «آخوند عقل مجسم است.» پس از آخوند هم به سامرا رفت و تأدباً  در درس میرزا محمدتقی شیرازی شرکت جست. او یکی از آن شش نفری بود که از میرزای شیرازی اجازۀ اجتهاد دریافت نمود.[1]

علاوه بر این همه، آقای شاه‌آبادی ریاضیات را به‌خوبی می‌دانست و در علوم غریبه چون جفر، رمل و اسطرلاب مهارت کامل داشت و به زبان فرانسه نیز مسلط بود، چنانکه در خطابه و شعر[2] نیز برجستگی بالایی داشت.[3]

 

منبع: جعفرپیشه فرد، مصطفی، «اندیشۀ سیاسی آیت‌الله شاه‌آبادی و نقش آن در اندیشۀ سیاسی امام خمینی (س)»، مجله حکومت اسلامی، سال هفتم، شماره دوم، ص 82-102

 

[1] نک به عارف کامل، ص 13، 11، 22، 23، 25 و 61.

[2] شعری از ایشان در دسترس نیست که بتوان مدعی شد در این نحله دارای برجستگی بوده‌اند. (و)

[3] نک به همان، ص 11، 26 و 25.

  • ۰
  • ۰

دکتر مظاهری

سوال: مرحوم شاه‌آبادی آنچه که  به صورت پراکنده در این کتاب‌هایشان ذکر کرده‌اند و در شرحی که در مصباح‌الأنس هم می‌بینیم و وجود دارد، این است که برای بحث تنزیه و تشبیه، آقای شاه‌آبادی مطرح می‌کنند که «نوح در حال بود، یعنی حال عرفانی داشت. و در آن حال عرفانی تنزیه را مطرح می‌کرد و چاره‌ای غیر از این نبود. یک حال بود، یک لامعه بود. ولی پیامبر اسلام در مقام بود، بنابراین هم تنزیه و هم تشبیه را داشت.» از اینجا جناب آقای شاه‌آبادی استنباط می‌کنند که «در هر قومی که شرایطی که آن قوم دارد و شرایطی که خود آن نبی و ولی دارد، آنجاست که مشخص می‌کند که تنزیه باشد، تشبیه باشد.» یا در نظر آقای شاه‌آبادی، در پیامبر، هر دو هست. امام خمینی دقیقاً همین‌جا مطرح می‌کنند که «بحث مقام به آن صورت مطرح نیست. موضوع  این است که ما اگر تنزیه را در نوح می‌بینیم، در عین حال تشبیه را هم داخل آن داریم و بالعکس.» این یک مابه‌الاختلافی است؛ همان‌طور که کثرت در وحدت است، وحدت در کثرت است. اگر ما کثرت را به عنوان تشبیه بگیریم، می‌بینیم وحدت آن تنزیه می‌شود و بالعکس. این یکی از اختلافاتی است که در همه این‌ها، مرحوم امام و جناب آقای شاه‌آبادی، وجود دارد. در این زمینه، با توجه به دیدگاه ابن‌عربی و با توجه به اینکه شما در این باب تفحص کرده‌اید، آیا تحلیلی می‌توانید ارائه بکنید؟

جواب: ابن‌عربی می‌گوید هر فصی به یک  نبی اختصاص دارد. فصوص 27 فص است. چون 25 نبی در قرآن مطرح شده است،دو نبی یکی لقمان است و یکی خالدبن سنان که این‌ها اختلاف نظر دارند؛ مخصوصاً لقمان که بعضی‌ها می‌گویند حکیم است و بعضی‌ها می‌گویند نبی. این دو نبی به اضافه آن 25 نبی می‌شود 27 نبی. به این علت فصوص را 27 فص کرده است. بعد می‌گوید در هر کدام از این انبیا یک حکمت بارز شده. این بارز شدن حکمت به معنای این نیست که این نبی صفات حکمت‌های دیگر را نداشته باشد و بعد وقتی از آن طرف، تنزیه را به نوح نسبت می‌دهد، چون قبلش شیث تشبیهِ صرف است؛ یعنی می‌خواهد یک نوع تعادل برقرار کند. به خاطر همین، بعد از آن تشبیهِ صرفی که در شیث است، باید تنزیه بیاید.

و این‌که  مرحوم آقای شاه‌آبادی گفته است، به نظر من این نگاه قشنگی است. در عرفان ما حال داریم و مقام داریم. حال گذراست، مثل برق می‌درخشد و نمی‌پاید، اما مقام ماندگار می‌شود. مثل تلوین و تمکین است. تلوین یعنی حال‌به‌حال شدن و احوالاتی که می‌آید و تمکین زمانی است که دیگر قرار بگیرد. آقای شاه‌آبادی برای اینکه این مطلب را توضیح بدهد، آمده بحث احوال را مطرح کرده؛ یعنی هر نبی را به یک حالی تشبیه کرده. گفته ما چطور احوال مختلفی داریم که می‌رویم، حالا این احوال وقتی به جلو می‌رود و ثابت می‌شود، مقام می‌شود. حالا این انبیا هر کدام یک صفت بارزی داشتند، یک حکمت بارزی داشتند. مرحوم شاه‌آبادی آمده حکمت‌های بارز هر نبی را به این احوال تشبیه کرده و نگاه قشنگی هم هست. بعد در پایان که حال به مقام می‌رسد و تلوین به تمکین می‌رسد و ماندگار می‌شود، آن را به پیامبر نسبت داده است؛ چون پیامبر خاتم که هست، درواقع جامع هم هست.

گفتیم که انسان کامل مظهر اسم الله است. درست است که انسان کامل از آنجا شروع شده، اما این خاتم هم همان را دارد. همه این حکمت‌هایی که آمده‌اند، جمع آن در حضرت رسول است، که مرحوم شاه‌آبادی این را به عنوان مقام گرفته است. امام این‌ها را گفته‌اند مثل ظهور عالم است که وحدت در کثرت است و می‌گویند در هر نبی همه این‌ها هست. هم شما می‌توانید حال را ببینید و هم مقام را. منتهی بستگی به شرایط جامعه دارد، در فرقی که برای انبیا قائل می‌شوند. خودِ ابن‌عربی و دیگران هم مطرح می‌کنند؛ می‌گوید فرق انبیا از جهتی که نبی هستند، بین آن‌ها فرق نمی‌گذارد. از جهت قابلیت امت‌شان، اگر برفرض شیث می‌آید و آن را مطرح می‌کند و تشبیه را مطرح می‌کند و نوح می‌آید تنزیه را مطرح می‌کند، و پیامبر حکمت سندیه را مطرح می‌کند، برای اینکه قابلیت امت‌شان فرق می‌کند. بنابراین اختلاف انبیا به خاطر آن قابلیت‌هاست؛ یعنی اگر نبی‌ای خودش آن حال را دارد، از این طرف ممکن است آن مقام را هم برای خودش داشته باشد. و آن حالی را که مطرح می‌کند برای شرایط جامعه و آن امتی که دارد مطرح می کند.

 

مصاحبه با دکتر عبدالرضا مظاهری

  • ۰
  • ۰

شذرات المعارف

در شذرات المعارف آموزه‌ها و معارف بسیار ارزشمندی آمده است. معرفه 177 کتاب شذرات المعارف، در شذره چهارم مطلبی را آیت‌الله شاه‌آبادی نقل می‌کنند. این داستان مشهور است که بعضی مرحوم علامه مجلسی را خواب دیده‌اند و سؤال کرده‌اند از احوال بعد از مرگشان. فرموده‌اند که من اگر اینجا توانستم از مشکلات و موانع عبور کنم، به سبب سیبی است که روزی به کودکی یهودی دادم و او خوشحال شد به خاطر سیب و همان موجب شد تا از مشکلات رهایی یابم.

در خواب سؤال کردند از او: «چه آوردی برای ما؟» عرض کرده: «بحارالانوار را.» سؤال کردند: «دیگر چه آوردی؟» گفتند: «دیگر هیچ» و بعد ساکت شدند. به ایشان گفته شد: «شما اینجا در نزد ما یک مقامی دارید که این مقام به خاطر سیبی است که به یک کودک یهودی دادید!» تفسیرهایی که عموم مردم از این ماجرا می‌کنند متفاوت است. ببینید آیت‌الله شاه‌آبادی چطور این رؤیای صادقه را تعبیر و تحلیل فرموده‌اند.

در معرفه 177 می‌فرمایند: «شخص خواب‌بیننده تصور کرده است چون ترتیب اثری به بحارالانوار داده نشده و به آن سیب ترتیب اثر داده شده، بحارالانوار مورد قبول آن‌چنانی قرار داده نشده است. لکن نه چنین است، بلکه مورد اثر بحارالانوار برزخ نبوده است؛ چون علم باید در جبروت ظاهر شود. و به عبارت دیگر چون بحارالانوار مشتمل بر علوم و حقاق و معارف الهی است و لامپ برزخ کوچک است و نمی‌تواند نور علم را نشان دهد، بلکه لامپ ملکوت هم قاصر است از این اظهار، لامپ جبروت می‌تواند نمایش نور توحید دهد. لذا در مطلع بحارالانوار مسکوتٌ عنه شده و نور احسان [که اشاره به آن سیب شده و نور احسان] که لامپ برزخ می‌تواند آن را نشان دهد، مورد لطف واقع شده.»

این‌ها ظرایف و دقایقی است که تمام این شذرات المعارف مشحون از این معارف الهی است. فارسی است و عموم مردم هم می‌توانند استفاده کنند.

 

گوینده: حجت‌الاسلام سعید شاه‌آبادی

  • ۰
  • ۰

اشتغال به ریاضت

چهل حدیث

و شیخ عارف کامل، شاه‌آبادی دام ظله می‌فرمودند:

«پس از آنکه آن وجود مبارک مدتی دعوت فرمود و مؤثر نشد، آن‌طوری که حضرت مایل بود، آن سرور احتمال داد که شاید نقص در دعوت او باشد. پس اشتغال به ریاضت پیدا کرد مدت ده سال، تا آن قدم‌های مبارکش ورم کرد. آیه شریفه نازل شد[1] که خود را مشقت مده، تو طاهر و هادی هستی[2] و نقصی در تو نیست، بلکه نقص در مردم است: إِنَّکَ لا تَهْدی مَنْ أَحْبَبْتَ[3]

[...] و این باید برای امت سرمشق باشد، خصوصاً برای اهل علم که دعوت الی الله می‌خواهند بکنند. آن وجود محترم، با طهارت قلب و کمالی که داشت، باز این‌طور به ریاضت خود را به تعب انداخت [...] و ما با این‌همه بار گناهان و خطایا، هیچ‌گاه در فکر مرجع و معاد خود نیستیم. گویی برای ما برات آزادی از جهنم و امنیت از عذاب نازل شده! این نیست جز آنکه حبّ دنیا، پنبه در گوش ما کرده و کلمات اولیا و انبیا را اصغاء[4] نمی‌کنیم.

 

منبع: چهل حدیث، امام خمینی (ره)، حدیث 21، ص 352؛ برگرفته از عارف کامل، ص 123-124

 

[1] طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی؛ یعنی: «ای پیامبر، ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به مشقت بیفتی.» (سوره طه، آیه 1و2)

[2] از بعض مفسرین منقول است که در طه، حرف طاء اشاره است به طهارت قلب آن بزرگوار از غیر خدا و حرف هاء اشاره است به هدایت شدن قلب آن سرور به سوی خدا.

[3] یعنی: «به‌درستی (ای محمد)، چنان نیست که تو هر که را دوست داشته باشی به راه راست توانی آورد.» (سوره قصص، آیه 56)

[4] اصغاء: گوش کردن

  • ۰
  • ۰

نصر

اشاره: آنچه در پیش روست، گفت‌وگویی صمیمی با حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسین کشفی، نوه مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی رضوان الله تعالی علیه، نویسنده کتاب «حدیث نصر» (مجموعه خاطرات مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی) است. در این مصاحبه با فراز و فرودهای تألیف، پژوهش و آماده‌سازی این اثر ارزشمند از زبان نویسنده آن بیشتر آشنا می‌شویم.

 

برای شروع گفتگو، بفرمایید انگیزه شما از تدوین خاطرات مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی چه بود؟

بسم الله الرحمن الرحیم، با عرض تسلیت رحلت جانسوز آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی. خیلی دوست داشتم این گفت‌وگو درباره کتاب «حدیث نصر» در زمان حیات پدربزرگم انجام می‌شد و حاصل زحمات چند ساله را ایشان می‌دیدند و کتاب را به ایشان تقدیم می‌کردم، زیرا در طول این چند سال بیش از همه خود ایشان مشوّق من در تألیف و تنظیم این کتاب بودند.

ویژگی‌ها و امتیازات خاص مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی از جمله ولادت ایشان در بیت عرفان، فقاهت و مرجعیت، بهره‌گیری از تربیت ممتاز مرحوم والدشان، عارف کامل آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، تحصیل در حوزه‌های علمیه تهران و قم و نجف، ارتباط نزدیک با امام خمینی و آیت‌الله‌العظمی خویی و سایر بزرگان حوزات علمیه و نیز مبارزه علیه رژیم پهلوی و حضور در کمیته انقلاب اسلامی و کمک‌رسانی در هشت سال دفاع مقدس، همگی امتیازات ویژه‌ای بود که سبب می‌شد ایشان گنجینه‌ای از خاطرات شنیدنی و ارزشمند باشند.

از سوی دیگر، زندگی و سلوک اجتماعی مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی به‌گونه‌ای بود که می‌توان به عنوان الگویی برای جامعه، به‌خصوص طلاب معرفی نمود. شخصیتی که بیست سال در حوزه نجف اشرف تلاش علمی کرده و موفق به اخذ اجازه اجتهاد از استادش آیت‌الله‌العظمی خویی گردیده و از شاگردان موجه و مورد احترام ایشان بوده، به نحوی که در اجازه امور حسبیه به آیت‌الله شاه‌آبادی می‌نویسند:

«سزاوار است مؤمنین نعمت وجود معظم له را مغتنم شمرده، از محضر مبارکشان استفاده نموده و در تجلیل و تبجیل و احترام ایشان حتی‌المقدور کوتاهی ننمایند.»

با این حال، مرجعیت را برای خدا رها و تمام همّ خود را صرف جذب جوانان به دین و حلّ مشکلات مردم کردند. در خانه ایشان از بام تا شام به روی همگان باز بود و با حوصله تمام به مشکلات مردم رسیدگی می‌کردند. جمع همه این مکارم در این وجود شریف بهترین انگیزه برای شروع چنین تلاشی بود. از این رو، عزمم را جزم و این مجموعه ارزشمند را تنظیم و تدوین کردم.

نام کتاب چیست؟ ممکن است درباره محتوا و فصول آن توضیح اجمالی بدهید؟

نام کتاب که مورد قبول مرحوم آیت الله شاه آبادی نیز قرار گرفت، «حدیث نصر» است. علت انتخاب این نام هم این بود که کتاب حاوی گفتارهایی از آیت الله حاج آقا نصرالله شاه‌آبادی است. همچنین کتاب بازگوی یاری و نصر خداوند به آیت‌الله شاه‌آبادی است که عمری را با توکل و اعتماد به خداوند سپری کرد.

مجلد اول کتاب، در ترجمه احوالات نیاکان پدری و مادری آن مرحوم، نیز احوالات والد عارف­شان آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی و نیز زندگی آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی تا سال ورودشان به تهران در سال 1349ش است.

فصل مربوط به احوالات والدشان حدود 200 صفحه، شامل 6 فصل: حیات علمی، حیات معنوی، سلوک عملی و اجتماعی، مبارزات سیاسی، عروج و همسران و فرزندان است و دارای مطالب و اسناد و تصاویری است که تا کنون منتشر نشده است.

خاطراتی از جریانات سیاسی ایران در  دهه 20 تا 40 همچون فدائیان اسلام، نهضت ملی شدن صنعت نفت و روابط آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق و نیز نهضت حضرت امام خمینی در سال 1342ش و موضع علمای نجف و همچنین جریانات سیاسی عراق، از جمله مطالب مهم این مجلد است.

بقیه خاطرات آیت‌الله شاه‌آبادی در سال‌های حضورشان در تهران و فعالیت‌های دینی و اجتماعی و سیاسی ایشان در دوران انقلاب، در مجلد دوم خواهد آمد و ان‌شاءالله بتوانیم تا قبل از اولین سالگرد رحلت آیت‌الله شاه‌آبادی آن را به چاپ برسانیم.

لطفاً درباره شیوه ثبت و ضبط خاطرات آیت‌الله شاه‌آبادی و زحماتی که برای تألیف و آماده‌سازی این اثر ارزشمند متحمل شدید، توضیحی بدهید.

برای ثبت و تنظیم و تحقیق خاطرات زحمات بسیار زیادی کشیده شد. قدم آغازین جمع‌آوری مصاحبههای مختلف معظم له بود که مهم‌ترین آنها عبارتند از: مصاحبه با مؤسسه نشر آثار امام خمینی، مصاحبه با مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، مصاحبه با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با مجموعه حدیث سرو و مصاحبه‌های مختلف دیگر.

هرچند مجموع این مصاحبات قابل ملاحظه بود، مطالب بسیاری، به‌خصوص در باب نیای پدری و مادری و نیز مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی (قدس سره) بیان نشده بود. لذا طیّ جلساتی که با آن مرحوم داشتم و نیز در اثنای مجالس و سفرها موفق شدم مطالب گفته نشده را ضبط کنم و در ضمن، ابهامات مصاحبات قبلی برطرف و تکمیل شد.

گردآوری اسناد و تصاویر از دیگر تلاش‌های همزمان برای تکمیل مصاحبات بود که در مجموع بیش از 50  آلبوم از بستگان و دوستان و آشنایان آیت‌الله شاه‌آبادی شامل اسناد و تصاویری ناب و منتشر نشده از علمای اعلام بود. همچنین کوشش شد مصاحبات مستندسازی شود و حاصل آن تحقیقاتی است که به صورت پانوشت‌ها درج شده است.

آیا از مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی آثار قلمی بر جای مانده است؟

مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصر الله شاه‌آبادی به مدت بیست سال (از سال 1370 تا 1390هـ ق) در نجف اشرف تحصیل کردند. در این مدت حدود 17 سال در درس‌های فقه و اصول و تفسیر مرحوم آیت‌الله‌العظمی خویی حاضر شدند و تقریرات دروس ایشان را نوشتند. دفترهایی که از تقریرات به دست ما رسیده، شامل بخش‌هایی در اصول فقه، فقه مکاسب، فقه عروه، کتاب‌های طهارت و صلات است. چون بخش‌هایی از دفترها مفقود شده و از سوی دیگر، تقریرات آیت‌الله خویی مکرر چاپ شده است، لذا ضرورتی در احیا و چاپ آن نیست.

بارها از ایشان خواهش می‌کردم مباحث مربوط به «خداباوری» را، که بسیار در جلسات درس اخلاق مطرح می‌کردند، تنظیم و به صورت کتاب منتشر کنند، اما در جواب با مزاح از قول آیت‌الله‌العظمی سیستانی نقل می‌کردند: پیامبران دو دسته‌اند، عده‌ای کتاب دارند و عده‌ای بدون کتاب هستند، ما هم پیغمبر بدون کتابیم.

زمانی مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی تفسیر سوره جمعه را آغاز کردند و حقیر مطالب درس را تقریر کردم و در همان زمان به صورت جزوه در میان شاگردان منتشر شد. مجموعه مصاحبات و درس‌های اخلاق ایشان نیز جمع‌آوری شده است که ان‌شاءالله به ضمیمه مصاحبات بزرگان و آشنایان درباره شخصیت مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی در مجلد سوم کتاب خاطرات با عنوان «یادنامه» منتشر خواهد شد.

آیا از والد عارف ایشان، مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی هم آثار قلمی بر جای مانده است؟

معروف است که توسل به مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در قضای حوائج بسیار مؤثر و مجرب است و من این مطلب را خود تجربه کردم. زمانی که کتاب «حدیث نصر» را تألیف می‌کردم، وقتی به بخش تألیفات پدرشان رسیدم، خیلی متأسف بودم که چرا کتاب‌های ایشان مثل «شرح کفایه» و «منازل السالکین» مفقود شده است. در همان ایام، در حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام بر سر مزار مرحوم شاه‌آبادی مشرف شدم و از ایشان خواستم عنایتی کنند تا این تألیفات پیدا شود. به فاصله کمی آن کتاب‌ها پیدا شد.

مجموع آثار آن مرحوم 12 عنوان است که برخی طبع شده است. آثار مطبوع از این قرار است:

1) رشحات البحار؛ که شامل سه بخش: «القرآن و العترة» و «الایمان و الرجعة» و «الانسان و الفطرة» است.

2) شذرات المعارف

3) مفتاح السعادة فی احکام العبادة؛ که رساله عملیه مرحوم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی به زبان فارسی است.

4) حاشیه بر نجاة العباد

5) درس‌هایی در علم صرف؛ به زبان فارسی است و در سال‌های قبل از هجرت آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی (1347ق) به قم به عنوان کتاب آموزشی مدرسه‌ای که خودشان تأسیس کرده بودند، چاپ شد. علی‌رغم جستجوی فراوان، نسخه چاپی آن به دست نیامد. آنچه موجود است جزوه‌ای است به نام دروس صرفیه که احتمالاً استنساخ بخش‌های اولیه کتاب است. همچنین دست‌نوشته‌هایی در باب صرف و نحو و معانی نیز موجود است که محتمل است نسخه خطی همان کتاب باشد.

اما آثار غیر مطبوع ایشان:

1) «دُرَر الکفایه» شرح کتاب کفایة الاصول؛ در دو مجلد

2) منازل السالکین شرح کتاب منازل السائرین؛ نسخه موجود شامل شرح  6 منزل: یقظه، توبه، محاسبه، انابه، تفکر و تذکر، در حدود 350 صفحه است.

3) رساله‌ای در اذان و اقامه؛ در شرح فقرات اذان با مشی فلسفی و عرفانی

4) العقل و الجهاله؛ در موضوع عقل و جهل

5) الکشف و الرساله (نبوت عامه و خاصه)؛ در موضوع آیات نبوت در قرآن کریم و احتمالاً این همان کتابی است که با عنوان «نبوت عامه و خاصه» در میان آثار آیت‌الله شاه‌آبادی در کتب تراجم ذکر گردیده است.

6) الکبائر و الصغائر؛ در کتاب «العقل و الجهاله» ص 50 ارجاع به این کتاب داده شده است، ولی از نسخه خطی آن اطلاعی در دست نیست.

7) رسائل فقهی؛ در موضوع رضاع، رجوع در طلاق، حرمت ربا و بخش‌هایی از کتاب حدود و تعزیرات

رساله «رضاع» و «رجوع در طلاق رجعی» با تحقیق حجت‌الاسلام والمسلمین آقای علی صدرایی خویی در سال 1386ش توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی چاپ شده است. دو رساله دیگر «حرمت ربا» و «بخش‌هایی از حدود و تعزیرات» مخطوط است.

بخشی از کتاب‌های مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، کتاب‌هایی است که با خط خود استنساخ کرده‌اند، که عبارتند از:

1) رساله سیر و سلوک منسوب به سید بحر العلوم

2) کتاب الوقف تألیف مرحوم آخوند خراسانی

3) الرسالة الاحمدیه تألیف مرحوم آیت‌الله میرزا محمدجواد حسین‌آبادی اصفهانی، پدر ایشان

4) مصباح الانس تألیف شمس‌الدین محمدبن حمزه فناری رومی

کتاب‌هایی نیز به خط مرحوم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی است، ولکن در نسبت آن‌ها به ایشان محل تردید است و احتمال دارد استنساخ باشد، که عبارتند از:

1) کتاب القضاء

2) کتاب الاجاره

3) تعلیقه بر کفایه؛ در دو دفتر

4) جزوه‌ای در علم جفر

چه اقداماتی برای احیای این آثار داشته‌اید؟

آثاری که در اختیار جد بزرگوار، آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی بود، نسخه‌ها ترمیم و صحافی و عکسبرداری شده است. کتاب‌های «العقل و الجهاله»، «الکشف و الرساله»، «رساله‌ای در اذان و اقامه» و «منازل السالکین» در دست تحقیق است و ان‌شاءالله به‌زودی منتشر می‌شود.

از  دیگر اعلام و بزرگان بیت شاه‌آبادی نیز تألیفاتی بر جای مانده است؟

جدّ خاندان شاه‌آبادی، مرحوم آیت‌الله میرزا محمدجواد حسین‌آبادی اصفهانی ـ از شاگردان صاحب جواهر ـ بسیار پر تألیف بوده است؛ به‌نحوی که خود در اجازه‌اش به فرزندش شیخ احمد می نویسد: «تصنیفاتی کثیرة جدا بحیث کادت ان تنکر لو صرح بمقدارها و لذلک خفی مقدارها.» لذا این ویژگی در این خاندان به ارث رسیده است. در میان فرزندان مرحوم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی، حضرات آیات مرحوم حاج‌آقا محمد و حاج‌آقا نورالله اهل تألیف بوده‌اند.

عم بزرگوار و بقیةالسلف، آیت‌الله حاج‌آقا نورالله شاه‌آبادی، بسیار پر تألیف هستند که متأسفانه قدر ایشان دانسته نشده است. معظم له عالمی عامل، محقق و مترجم و شاعری سترگ و از ثمرات گرانقدر حوزه علمیه تهران هستند.

آثار مطبوع ایشان عبارتند از:

۱) شرح رشحات البحار (تألیف مرحوم آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی)

۲) شرح شذرات المعارف (تألیف مرحوم آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی)

۳) حکومت اسلامی و اداره آن (ترجمه کتاب تألیف‌شده توسط آیت‌الله شیخ مهدی شمس‌الدین)

۴) سفرنامه هامبورگ

۵) ترجمه منظوم اشعار فرزدق در وصف امام سجاد (علیه‌السلام)

۶) مدینه فاضله فارابی

آثار غیر مطبوع ایشان عبارتند از:

1) ترجمه کتاب سقیفه (تألیف مرحوم آیت‌الله شیخ محمدرضا مظفر)

2) سفرنامه منظوم

3) ترجمه غایة المرام (تألیف علامه سید هاشم بحرانی)

4) ترجمه ینابیع الموده (تألیف قندوزی)

5) پرسش و پاسخ به دویست سؤال قرآنی (دو دفتر)

6) راهنمای پرهیزگاران یا قرآن و هدایت (در حال تألیف، تا کنون یک دفتر)

7) شرح حدیث جنود عقل و جهل (یک دفتر)

8) ترجمه منظوم هزار حکمت از امیرالمؤمنین (علیه السلام)

9) ترجمه منظوم ۷۰۰ حکمت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

10) خاطرات (در حال تألیف، تا کنون یک دفتر)

11) تاریخ کربلا و حائر شریف حسینی (تألیف دکتر عبدالجواد کلیددار آل طعمه، ترجمه آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی)

12) ترجمه قرآن کریم

13) ترجمه کتاب وارث انبیاء (درباره امام حسین علیه السلام)

14) ترجمه نهج البلاغه

آثار مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا محمد شاه‌آبادی در اختیار بیت ایشان است و من اطلاع دقیقی از آثار ایشان ندارم، برخی از آن‌ها به چاپ رسیده و برخی در حال تنظیم و تحقیق است.

به عنوان سخن پایانی، اگر مطلبی در تکمیل فرمایش‌های قبلی دارید، بفرمایید.

در اینجا وظیفه می‌دانم از همه فضلا و عزیزانی که در به سامان رسیدن این اثر تلاش و همراهی کرده‌اند، از جمله از حجج اسلام آقایان: مجتبی فرخ‌فال در تدوین متن، محمدجواد شعبانی مفرد در ویراستاری متن و سید علی کشفی در تنظیم اسناد و تصاویر، تشکر و قدردانی نمایم.

در پایان، از همه صاحب نظران می‌خواهم راهنمایی و ارشاد خود را درباره کتاب «حدیث نصر»  از ما دریغ نورزند و نظر خود را درباره این اثر با ما در میان بگذارند. همچنین اگر تصاویر و اسنادی درباره مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی و بیت شاه‌آبادی در اختیار دارند، ما را نیز مطلع سازند.

 

منبع: مجله حریم امام، شماره 215، ص 18-19

  • ۰
  • ۰

نصرالله شاه‌آبادی

در جلسه‌ای که به همراه آقای رفسنجانی در خدمت امام بودیم، ایشان در‏ خصوص رابطه‌‏شان با مرحوم پدرم  مطالب جالبی را فرمودند؛ از جمله فرمودند که [...] درس استاد سراسر اخلاقی، عرفانی و بسیار مؤثر بود. به سبب ارزشمندی مباحثی که استاد شاه‌آبادی در درس‌ها مطرح می‌کرد، برخی از شاگردان استاد هیچ‌گاه حاضر نبودند درس ایشان را رها کنند.

دربارۀ شاگردان مرحوم شاه‌آبادی نیز باید عرض کنم که این شاگردان مختلف بودند و به صورت پراکنده‌ای در بحث‌های‏ ایشان شرکت می‏‌کردند و اینطور نبود که خود را ملزم به شرکت در تمام جلسه‏‌های حاج‌آقا شاه‌آبادی کنند. تنها من و چند نفر دیگر بودیم که هیچ‌گاه شرکت در درس‌های‏ ایشان را ترک نمی‌کردیم. ولی آقایان دیگر، گاهی هفته‌ای سه روز می‌آمدند و گاهی‏ هفته‌ای یک روزش را هم نمی‌آمدند. اما برنامۀ من در تمام مدت هفت سالی که مرحوم‏ شاه‌آبادی در قم سکونت داشتند، ادامه داشت. من تمام این ایام را در خدمت ایشان‏ تلمذ می‏کردم و از جلسه‌های مختلف‌شان بهره می‌بردم، تا اینکه به تهران آمدند و من از‏ آنجا که در قم به بحث و مباحثه مشغول بودم نتوانستم تمام وقتم را با ایشان بگذرانم‏، مگر در روزهای تعطیل.

به مجرد اینکه به تعطیلی برخورد می‌کردم، به عنوان عاشورا، ماه‏ مبارک رمضان یا هر عنوان دیگر، خودم را به تهران می‌رساندم تا در جلسه‌های ایشان‏ حضور یابم. دیگر برایم فرقی نمی‌کرد که این جلسه‌ها در منزل تشکیل شده باشند یا در‏ مسجد. حتی‌‏المقدور سعی می‌کردم تا زمانی که در تهران هستم، در خدمت‌شان باشم.[1]

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

 

[1] حجت‏ الاسلام والمسلمین نصرالله شاه‌آبادی، پا به پای آفتاب، ج 3، ص 254

  • ۰
  • ۰

محمد شاه‌آبادی

آیت‌الله محمد شاه‌آبادی، فرزند عارف کامل، نقل می‌کنند که امام خمینی فرمود:

یک روز متوجه شدیم که ایشان حدود دو ماه است که پس از پایان درس‌هایشان برای طلبه‌ای، درس حاشیۀ ملاّ عبدالله[1] می‌گویند. خیلی تعجب کردیم که چطور ایشان قبول کرده‌اند بعد از نُه درس سنگین و پیاپی[2]، حاشیه بگویند؛ آن هم فقط برای یک طلبه! تصمیم گرفتیم از آن طلبه بخواهیم نزد استاد دیگری برود، ولی قبول نمی‌کرد. حتی به او گفتیم هر استادی از اساتید بزرگ حوزه علمیه قم، به جز آقای شاه‌آبادی و حاج شیخ[3] را بخواهد، ما حاضریم که با او صحبت کنیم. اما آن طلبه قبول نمی‌کرد و می‌گفت روی کره زمین، من به غیر از آقای شاه‌آبادی از کس دیگری درس نمی‌گیرم.

این بار تصمیم گرفتیم نزد آقای شاه‌آبادی برویم و ایشان را به امر متقاعد کنیم. لذا یک روز بعد از درس، خدمت ایشان رفتیم و آرام‌آرام صحبت را شروع کردیم و با تکیه بر اصل الاهمّ فالاهم، به ایشان عرض کردیم که لازم است شما بعد از نُه درس استراحت کنید. خوب که حرف‌هایمان را زدیم، ساکت شدیم و گمان کردیم که ایشان را متقاعد کرده‌ایم. ولی آقای شاه‌آبادی فرمود: «انسانی از من تقاضایی کرده است و من در حدّ امکانم، تقاضایش را برآورده می‌کنم.»

 

منبع: عارف کامل، ص 17-18

 

[1] از دروس مقدماتی حوزه در علم منطق است که طلاب معمولاً آن را در سال دوم تحصیل می‌کنند.

[2] امام خمینی می‌فرمودند: «آیت‌الله شاه‌آبادی درحوزه علمیه قم روزی 9 درس تدریس می‌فرمودند که از نیم ساعت قبل از طلوع آفتاب شروع می‌شد و تا نیم ساعت قبل از ظهر ادامه داشت و اوّلین درس ایشان هم درسی بود که ما شرکت می‌‌کردیم.»

[3] آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مرجع تقلید و مؤسس حوزه علمیه قم.

  • ۰
  • ۰

ادب غذا خوردن

یکی از دستورات بهداشتی اسلام درباره غذا خوردن است. باید درست غذا جویده شود و از تند و سریع خوردن پرهیز گردد. غذا را باید با میل و علاقه کامل خورد و همیشه این را مد نظر داشته باشیم که داریم از نعمت‌های خداوند در زمین تناول می‌کنیم. همانطوری ‌که در پایان شکر خدا را به جا می‌آوریم، در هنگام غذا خوردن هم باید توجه به این موضوع داشته باشیم که خداوند حاضر است و از اینکه می‌بیند بنده‌اش با رغبت و اشتیاق از نعمت‌های او استفاده می‌کند، راضی و خشنود خواهد بود.

همسر مرحوم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی درباره چگونگی غذا خوردن این عارف بزرگ در زمان حیاتشان می‌فرمایند: «همیشه به‌قدری قشنگ غذا می‌خورد که اصلاً من نمی‌توانم توصیف کنم. غذا را قشنگ می‌جوید. قشنگ غذا را میل می‌فرمود، بعد من دستش را با آفتابه و لگن می‌شستم. هر غذایی بود. اگر غذایی هم از قبل داشتیم، او مانده‌ها را می‌خورد.»[1]

این نوع غذا خوردن از سجایای اخلاقی آیت‌الله شاه‌آبادی بود. تمیز و مرتب غذا خوردن یکی از نکات مهم بهداشتی در فرهنگ اسلامی می‌باشد و همیشه سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) بوده است.

«در غذا خوردن‌شان به‌قدری ایشان تمیز غذا می‌خورد [که آدم لذت می‌برد]. مثلاً اگر یک بشقاب غذا مخصوص ایشان کشیده می‌شد، این بشقاب غذا را مثل اینکه یک چاقویی را گذاشته باشند و از وسط نصفش کرده باشند و نصفش را گذاشته باشند کنار بود. نه یک دونه، نه روی زمین ریخته می‌شد و نه روی لباس‌شان و نه در ریش‌شان و نه در بشقابی که خورده بودند؛ یا خورش روی آن قسمتی که اضافه بود، زیادی ریخته شده باشد. یک قطره خورش یا روغن اضافه روی آن نبود. این کار برای این بود که دست‌نخورده باشد تا اگر خورده نشد، قابل استفاده برای کسی دیگر یا در وعده دیگر باشد و عملاً ثابت می‌کردند که اسراف نشود.»[2]

 

[1] مصاحبه با همسر آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی، سرگذشت‌پژوهی، فروردین 1390

[2] همان

  • ۰
  • ۰

اختران فروزان

آیت‌اللّه میرزا محمدعلى شاه‌آبادى، فرزند میرزا محمدجواد مجتهد اصفهانى، از رجال بزرگ و دانشمندان و اساتید سترگ حکمت و فلسفه و علوم غریبه و فقه و اصول در زمان خود بوده و ترجمه‌اش در غالب کتب تراجم عصرى زینت آن کتاب گردیده.

و این نگارنده، هم در جلد اول کتاب آثار الحجه خود که تاریخ و دائرةالمعارف حوزه علمیه قم است، به مناسبت خدماتش به حوزه، ترجمه‌اش را نگاشته‌ام و در اینجا هم به مناسبت مدفنش مى‌نگارم. آن جناب در سال 1292ق در اصفهان متولد شده و نخست از والد معظمش که از اکابر علما و شاگردان صاحب جواهر و مسلم الاجتهاد بوده، به تحصیلات علمى پرداخته.

سپس در اصفهان در حوزه درس برادر بزرگ خود، آقا شیخ احمد مجتهد، معروف به حسین‌آبادى اصفهانى که اجتهادش پیش از بلوغ مصدَّق بوده و نیز در حوزه درس میرزا هاشم چهارسوقى حاضر و به تکمیل مراتب علمیه پرداخته. سپس هجرت به تهران نموده و از محضر و دروس آیت‌اللّه حاج میرزا محمدحسن آشتیانى و میرزا هاشم گیلانى استفاده نموده. و پس از آن مهاجرت به نجف اشرف کرده و به محضر و ابحاث استدلالى آخوند خراسانى و حاج میرزا حسین خلیلى و میرزا محمدتقى شیرازى حاضر و استفاده سرشار کرده، تا آنکه به مقام رفیع، بلکه اعلاى اجتهاد و استنباط رسیده و مورد تصدیق و تأیید اکابر وقت شده.

و از نجف به ایران مراجعت و رحل اقامت در طهران، در خیابان شاه‌آباد افکنده و ازاین‌رو به شاه‌آبادى معروف [شده]. و در سال 1347ق به قم آمده و حدود هفت سال اقامت (یعنى تا سال 1354ق) به افاده و تربیت فضلا پرداخته. و در سال مزبور به طهران بازگشته و در مسجد جمعه به اقامه جماعت و ترویج دین و تفسیر قرآن مبین و تدریس فقه و اصول و معقول و منقول مشغول شده و مبانى علمى خود را به رشته تحریر درآورده تا در اوایل ماه صفر 1369ق که به رحمت ایزدى پیوسته. و با تجلیل و عزت فراوان تشییع و در جوار حضرت عبد العظیم حسنى علیه‌السلام و امامزاده حمزه در کنار قبر شیخ بزرگوار ابوالفتوح رازى مدفون شده است.

 

آثار و تألیفاتى علمى دارد که مى‌نگارم:

1- الانسان و الفطرة

2- الایمان و الرجعة

3- حاشیه بر کفایه آخوند خراسانى

4- القرآن و العترة

5- مرام اسلام

6- منازل السالکین در عرفان

و غیر این‌ها، فرزندان فاضلى دارد که چهار تن از آن‌ها در قید حیات و به خدمات دینى و روحى اشتغال دارند و یکى از آن‌ها هم به نام حاج میرزا مهدى شاه‌آبادى که نماینده مجلس شورا هم بوده، در جزیره مجنون عراق شهید و در بهشت زهرای تهران در جمع شهیدان مدفون گردید.

 

منبع: محمد شریف رازی، اختران فروزان ری و تهران، ج 1، ص 243