ابن عربی

بحث وجود در نظر ابن‌عربی و آیت‌الله شاه‌آبادی

در واقع آقای شاه‌آبادی چون فصوص درس می‌دادند - که آن‌طوری که مستحضر هستید، امام خمینی به مدت هفت سال در حوزه قم، زمانی که آقای شاه‌آبادی در قم بودند نزد ایشان فصوص می‌خواندند – خودبه‌خود خواندن فصوص و درس دادن آن در نگاه و اندیشه آقای شاه‌آبادی اثر داشته. از جمله مباحثی را که ما می‌توانیم بگوییم که امام خمینی هم در آن تعلیقیه نقل کرده‌اند، در ابتدای بحث مقدمه قیصری، مثلاً بحث وجود به این صورت مطرح شده.

بیشتر بخوانید
اسمایی که بر وزن فعول و فعیل هستند، صیغه معدنی‌اند

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ عِزَّتِكَ بِأَعَزِّهَا وَ كُلُّ عِزَّتِكَ عَزِيزَةٌ[۱]

عزیز یا به معنای پیرزومند است یا به معنای نیرومند یا فردی که همتا نداشته باشد. و خدای تعالی عزیز است به معنای اول، که پیروز است بر همه اشیا و قاهر است بر آن‌ها [...] و عزیز است به معنای دوم، زیرا او واجب‌الوجود فوق بی‌نهایت است به نیرویی بی‌نهایت و در دایره وجود جز او نیرومندی نیست [...] بلکه اوست سمیع و بصیر، با عین سمع و بصر ما.

بیشتر بخوانید
حل یک مسئله عرفانی اختلافی میان آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی و شاگردش، امام خمینی

س: مرحوم شاه‌آبادی آنچه که  به صورت پراکنده در این کتاب‌هایشان ذکر کرده‌اند و در شرحی که در مصباح‌الأنس هم می‌بینیم و وجود دارد، این است که برای بحث تنزیه و تشبیه، آقای شاه‌آبادی مطرح می‌کنند که «نوح در حال بود، یعنی حال عرفانی داشت. و در آن حال عرفانی تنزیه را مطرح می‌کرد و چاره‌ای غیر از این نبود. یک حال بود، یک لامعه بود.

بیشتر بخوانید
چند نکته باریک درباره اندیشه مرحوم شاه‌آبادی، مصاحبه با دکتر نصرالله حکمت

چند نکته در اندیشه‌‌های مرحوم آیت‌‌الله شاه‌‌آبادی هست که از برجستگی خاصی برخوردار است و شاید بتوان گفت دیگران کمتر به آن توجه کرده‌‌اند. به‌‌خصوص نکته‌‌ای که در عرفان مرحوم آقای شاه‌‌آبادی خیلی چشمگیر و برجسته است، توجه به فطرت است. می‌دانید که بحث فطرت هم در فلسفه، هم در عرفان بحث مهمی است و خیلی از حکمای ما به این بحث آن عنایت لازم و آن توجه درخور را مبذول نداشته‌‌اند و با اینکه بحث خیلی مهم است و در قرآن هم به آن تصریح شده؛ اما  در بحث فطرت خیلی از حکما روشن بحث نکرده‌‌اند، گرچه مطالبی را گفته‌‌اند، به طور مبسوط و مشروح بحث فطرت را مورد توجه قرار نداده‌‌اند.

بیشتر بخوانید
آغاز درس امام خمینی با استادش، آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

آيت‌الله حاج آقا نصرالله شاه‌آبادی نقل می‌كنند كه امام خمينی (ره) فرمودند:

بیشتر بخوانید
عرفان نظری و عرفان عملی آیت‌الله شاه‌آبادی در گفت‌وگو با دکتر عباس گوهری

حضرت آیت‌الله شاه‌آبادی را به‌حق می‌توان یک عارف كامل ناميد؛ چون ايشان در دو زمينۀ عرفان نظری و عملی رشد كرده بودند و كارهای زيادی نیز در اين زمينه انجام داده بودند. در عرفان افراد فراوانی هستند كه تلاش‌های زيادی انجام داده‌اند، اما هر کدام در شاخۀ خاص خودشان (نظری یا عملی) فعالیت کرده‌اند؛ زیرا اين دو عرفان کاملاً از يكديگر مجزا هستند؛ یعنی نمی‌توان گفت کسی که در زمينۀ عرفان نظری كار كرده است، حتماً در عرفان عملی هم سرآمد است؛ یا کسی که در عرفان عملی تلاش کرده است، در عرفان نظری هم بلندمرتبه خواهد بود. به عنوان نمونه ما انسان‌هایی را شاهد هستیم كه خيلی صاف و ساده بودند و در هیچ مکتب عرفانی هم درس نخوانده بودند، اما تقوا پيشه كرده بودند و بر اساس نظرات عرفایی همچون آيت‌الله شاه‌آبادی عمل کردند. در نتیجه به جلو حركت كردند. خدا هم راه­‌‌های زيادی به آن‌ها نشان داد و آن‌‌ها توانستند در زمينۀ عرفان عملی موفق شوند

بیشتر بخوانید
چیستی عشق با نگاهی به آرای آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی

برخی عشق را شجرۀ طیبۀ فطری و طوبای سرشتی انسان دانسته و مائدۀ پرفایده و موهبت رحمانی قلمداد می‌کنند و برخی بر اثر جهالت یا غفلت یا تجاهل و تغافل آن را نوعی بیماری و مرض می‌دانند؛ چنانکه علامۀ شهید مطهری می‌فرماید: «بعضی خودشان را با این کلمه خلاص کرده‌اند که این یک بیماری است و یا یک ناخوشی و یک مرض است.»
و برخی از ره‌یافتگان درگاه و بارگاه عشق، عشق را «امانت الهی» تفسیر می‌کنند که بر دوش انسان نهاده شده و کتاب تکوین و تشریع را شرح عشق و منشور محبت قلمداد و امثال علامه جوادی آملی، زیارت جامعه را مثنوی عشق و منشور ارادت توصیف می‌کنند. این رویکردها و قرائت‌های متفاوت و متهافت از عشق، معلول عللی مانند ظرفیت علمی و عملی انسان‌ها، پیچیدگی و متناقض‌نمایی یا پارادوکسیکال بودن عشق، ظهور و تجلیات عشق در مجالی و مجاری متکثر و تقسیمات گوناگون آن است، و شاید یکی از علل نیز تنزل دادن معنا و مقولۀ عشق از آسمان به زمین و رنگ شهوانی به آن دادن و از رایحۀ شهودی آن کاستن باشد. به هر حال در تفسیر جهان و انسان، اصالت از آنِ عشق است.

 
بیشتر بخوانید