سرگذشت پژوهی

ماجرا و دلیل بازگشت مرحوم شاه‌آبادی به ایران

مدت اقامت آیت‌الله شاه آبادی در نجف و سامرا جمعاً هشت سال طول کشید. بعد از این هشت سال ایشان به ایران مراجعت کردند. ظاهراً میرزای دوم منع کرده بودند حاج آقا شاه‌آبادی را از این‌که برگردند به ایران و فرموده بودند که باید ایشان بمانند در حوزه سامرا و نجف. از طرفی مشکل خانوادگی و امر والده آیت‌الله شاه‌آبادی که حتماً باید برگردند به ایران و فرزند خودشان را ببینند، آیت‌الله شاه‌آبادی را مجبور کرده بودند به این‌که تصمیم به مراجعت بگیرند.

بیشتر بخوانید
خوش‌اخلاقی در وقت تدريس

درس معلم ار بود زمزمه محبتی / جمعه به مكتب آورد طفل گريزپای را

خوش‌اخلاقی استاد در زمان تدريس می‌تواند يكی از عوامل رشد و شكوفايی شاگردان شود. شاگرد را به كلاس تشويق کند و ذوق و استعداد او را در يادگيری دروس بروز دهد.

اين خوش‌اخلاقی و تواضع و نداشتن غرور، يكی از حسنات اخلاقی مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادی بود؛ اخلاقی نيكو و پسنديده كه دليل بر وسعت انديشه و علم اين عالم فقيه و انديشمند است. همسر ایشان چنین می‌گوید:

بیشتر بخوانید
رعایت سیره پیامبر در خنده

احاديث و احكام اسلامی خنده آرام را حسن خلق یک فرد مسلمان می‌داند و مؤمنان را از خنده بلند و زياد نهی كرده است و حتی برای آن كفاره قرار داده است؛ ولی خنده كوتاه و آرام را ممدوح می‌داند و آن را می‌ستايد. مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادی (ره) طبق سيره و رسم پيامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه معصومان (علیهم‌السلام) هيچ‌گاه موقع خنديدن، با صدای بلند نمی‌خنديدند و قهقهه نمی‌زدند.

بیشتر بخوانید
رسیدن خرجی زندگی طالب علم از سوی خداوند

یک روز آمدند خانه. دیدم رنگ و رویشان خیلی برهم است. گویا کسالتی داشته باشند. نشستند. تنشان می‌لرزید. گفتم: «آقا چیزی شده؟ حالتان بد شده؟ تب کردید؟ سردتان...؟» گفتند: «نه. حالم خوب خوب است. فقط درشکه نایستاد. همین‌طور که درشکه می‌رفت، یک آقایی سوار درشکه شد. سلام کرد و من فوراً جواب سلام را به او دادم. گفتند حال شما؟ گفتم الحمدالله. گفتند آقا! سه روز است به خانواده‌ات خرجی ندادی؟ این حرف خیلی نزدم گران آمد. یک دسته اسکناس جلوی من تعارف کرد. آمدم دومین حرف را بزنم، دیدم نیستند. به این خاطر که حرفی نزدم حالم بد شد. این پول‌ها را آوردم برای شماها. شماها و بچه‌های من خرجی بکنید.

بیشتر بخوانید
خواندن نماز مجدد برای کسانی که دیرتر به مسجد رسیده‌اند

علاقه زیادی به ورزش نداشتند، اما زمانی که صبح از خواب بیدار می‌­شدند اجباراً برای نماز باید به مسجد می‌­رفتند. وضو می‌‌گرفتند، از خانه ما که کوچه دردار بود، پیاده به مسجد می‌­رفتند. گاهی اوقات اذان را هم خودشان در مسجد می‌­گفتند و نیم‌ساعت یا سه‌ربع قبل از اذان می‌­رفتند. هیچ فرقی برای ایشان نمی­‌کرد؛ زمستان، تابستان، بهار و پاییز، هیچ فرقی نمی‌‌کرد. صبح‌به‌صبح برای نماز صبح به مسجد می­‌رفتند. ظهر و عصر و شب که قطعی بود. آنجا اذان را هم خودشان می‌‌گفتند. مردم آرام­‌آرام جمع می‌­شدند و نماز صبح را می‌­خواندند. بعضی اوقات بعضی از مردم دیر می­‌آمدند. دومرتبه نماز قضا می‌­خواندند.

بیشتر بخوانید
تحصیل فرزندان و بیت‌المال

آيت‌الله شاه‌آبادی برای مخارج تحصيلات بالاتر فرزندان‌شان اعتقاد داشتند كه آن‌ها بايد خودشان كار كنند و خرج تحصيلات خود را فراهم نمايند. با اينكه ايشان همواره پول‌های زيادی از وجوهات شرعی مردم دست‌شان بود، اعتقاد داشتند كه اين پول‌ها اموال بيت‌المال است و بايد در راه ترويج دين و گسترش اسلام خرج شود و اجازه ندارند تا خرج تحصيلات عاليۀ فرزندان خودشان بكنند. مگر اينكه فرزندشان به تحصيلات حوزوی بپردازند و آن‌وقت مثل بقيه می‌توانند از ايشان شهريه بگيرند؛ آن هم به همان ميزانی كه دیگر طلاب دريافت می‌كنند.

بیشتر بخوانید