عراق

علت بازگشت آیت‌الله شاه‌آبادی از عراق به ایران و دشواری‌های مسیر

مادر آقای شاه‌آبادی که در معیت‌شان بودند، اظهار دلتنگی برای سایر اولادشان می‌نمایند و ایشان را ملزم به بازگشت به ایران می‌کنند. حاج میرزا محمدتقی شیرازی که مطلع می‌شوند، راضی نبودند به این مراجعت؛ لذا مانع می‌شوند و می‌گویند: «وجود شما را اینجا لازم داریم.» آقای شاه‌آبادی پاسخ دادند: «مادر من ناراحت است و امر کرده تا ایشان را به ایران ببرم.» حاج میرزا محمدتقی اصرار به استخاره می‌فرمایند و می‌گویند که ترتیبی بدهید که بروید و برگردید. با این اوضاع به ایران برگشتند.

بیشتر بخوانید
ورود آیت‌الله شاه‌آبادی به عراق و تحصیل نزد استادان بزرگ

ایشان در تهران با دختر مرحوم حاج آقا رضا، که از مقدسین و اوتاد زمان خود بود و به جهت علاقه و ارادتی که به مرحوم شاه‌آبادی داشت، دخترش را به عقد ایشان درآورد، ازدواج کرد و همراه با خانواده در سال ۱۳۲۲ همزمان با مشروطیت، پس از ۳۰ سال توقف در ایران، عازم عتبات عالیات شدند.

بیشتر بخوانید
زندگانی علمی آیت‌الله شاه‌آبادی در تهران از دیدگاه فرزند

وقتی پدر به ایران آمدند، دیگر به عراق مراجعت نکردند، و چون در ابتدا والده‌شان را از سامرا به اصفهان برده بودند، مدت کوتاهی در اصفهان ماندند و بعد از آن رهسپار تهران شدند و به مدت ۱۷ سال در تهران اقامت کردند. ایشان در تهران مدت‌ها در مسجد سراج‌الملک کوچک اقامه نماز داشتند، تا این‌که به خاطر کوچکی مسجد سراج و اصرار مردم، به مسجد امین‌الدوله و بعد از مدتی هم به مسجد جامع می‌روند و بعدها بعد از بازگشت از قم هم در همان مسجد جامع مشغول فعالیت می‌شوند.

بیشتر بخوانید
احترام و اطاعت مرحوم شاه‌آبادی نسبت به مادر

ايشان قصد بازگشت به ايران را نداشتند. ولی مرحومة جدی ما كه مادر ايشان باشد، همراه ايشان بودند. در ايامی كه در سامرا نزد مرحوم شيرازی (رضوان‌الله‌عليه) تشريف داشتند، مرحومة والدشان اصرار داشتند بر اينكه بايد من را به ايران و اصفهان پيش بچه‌های ديگرم ببری. ايشان هر كاری می‌كنند نمی‌توانند مادر را قانع كنند [تا در سامرا بمانند]. لذا مجبور می‌شوند به ايران مراجعت كنند. البته با كثرت علاقه‌ای كه مرحوم آيت‌الله‌العظمی ميرزای شيرازی به ايشان داشتند، می‌دانستند كه اگر ميرزا متوجه شود، مانع از آمدن ايشان به ايران می‌شود.

بیشتر بخوانید