عزم مغز انسانیت

ده بیت برای منزل یقظه

بدان که اول منزل از منازل انسانیت، منزل یقظه[۱] و بیداری است. چنان‌چه مشایخ اهل سلوک در منازل سالکان بیان فرموده‌اند. و از برای این منزل (منزل یقظه)، چنان‌چه شیخ عظیم‌الشأن شاه‌آبادی دام ظله بیان فرمودند، ده بیت است که اکنون در مقام تعداد آن نیستیم.

بیشتر بخوانید
عزم و اراده اولین شرط سلوک و مغز انسانیت

پس ای طالب حق و سالک الی الله، چون شیطانِ واهمه را به زنجیر کشیدی و خلع نعلینِ حبّ زن و فرزند و دیگر شئون دنیوی را نمودی و با جذوه نار عشق فطرةاللهی مأنوس شدی، و «أنّی آنَستُ ناراً»[۱] گفتی، و خود را خالی از موانع سیر دیدی و اسباب سفر را آماده کردی، از جای برخیز [...] و زنجیرها و سلسله‌های زمان را بگسلان و از این زندان، خود را نجات ده.

تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر / ندانمت که در این دامگه چه افتاده است

بیشتر بخوانید
چیستی عشق با نگاهی به آرای آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی

برخی عشق را شجرۀ طیبۀ فطری و طوبای سرشتی انسان دانسته و مائدۀ پرفایده و موهبت رحمانی قلمداد می‌کنند و برخی بر اثر جهالت یا غفلت یا تجاهل و تغافل آن را نوعی بیماری و مرض می‌دانند؛ چنانکه علامۀ شهید مطهری می‌فرماید: «بعضی خودشان را با این کلمه خلاص کرده‌اند که این یک بیماری است و یا یک ناخوشی و یک مرض است.»
و برخی از ره‌یافتگان درگاه و بارگاه عشق، عشق را «امانت الهی» تفسیر می‌کنند که بر دوش انسان نهاده شده و کتاب تکوین و تشریع را شرح عشق و منشور محبت قلمداد و امثال علامه جوادی آملی، زیارت جامعه را مثنوی عشق و منشور ارادت توصیف می‌کنند. این رویکردها و قرائت‌های متفاوت و متهافت از عشق، معلول عللی مانند ظرفیت علمی و عملی انسان‌ها، پیچیدگی و متناقض‌نمایی یا پارادوکسیکال بودن عشق، ظهور و تجلیات عشق در مجالی و مجاری متکثر و تقسیمات گوناگون آن است، و شاید یکی از علل نیز تنزل دادن معنا و مقولۀ عشق از آسمان به زمین و رنگ شهوانی به آن دادن و از رایحۀ شهودی آن کاستن باشد. به هر حال در تفسیر جهان و انسان، اصالت از آنِ عشق است.

 
بیشتر بخوانید