فرزند عارف کامل

ارادت ویژه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به استادش، آخوند خراسانی

در نجف اشرف هم  در درس مرحوم آخوند رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، آخوند ملاکاظم خراسانی حاضر شدند. البته خیلی هم با مرحوم آخوند نزدیک بودند و خیلی هم به آخوند علاقه‌مند شده بودند؛ یعنی به مقداری که مرحوم آخوند خراسانی را ایشان اتباع از همه و اعلم از همه علمای عصر می‌دانستند. حتی من یادم است اگر کسی اشکال می‌کرد به کفایه مرحوم آخوند، می‌فرمودند: «نگو اشکال دارم، بگو نفهمیدم که آخوند چی فرمود؛ اشکال را نگو، لفظ اشکال را نیاور»؛ یعنی این‌قدر به ایشان معتقد بودند.

بیشتر بخوانید
تأثیر کلامی که برای خدا گفته می‌شود

وجود مقدس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق (صلوات اللّه و سلامه علیه) می‌فرمایند: «أَنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَإِذَا أَعْطَاهُ ذلِكَ نَطَقَ لِسَانُهُ بِالْحَقِّ وَ عَقَدَ قَلْبَهُ عَلَيْهِ فَعَمِلَ بِهِ فَإِذَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذلِكَ تَمَّ»[۱] اگر خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد، «شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ»؛ سینه‌اش را برای اسلام فراخ می‌کند؛ یعنی اینکه در راه اسلام آمادگی به گرفتن همه مطالب دینی را دارد.

بیشتر بخوانید
مختصری از شرح زندگانی مرحوم آیت‌الله حاج شیخ روح‌الله شاه‌آبادی (قدس سره)

فقیه معظم و عالم ربانی آیت‌الله آقای حاج شیخ روح‌الله شاه‌آبادی (قدس سره الشریف) چهره‌ای محبوب و آشنا، عالمی عامل و از ثمرات گرانقدر حوزه علمیه قم و نجف اشرف بود. معظم له در سال ۱۳۵۰ق (۱۳۱۰ش)، در بیت علم و فضیلت و فقاهت در شهر مقدس قم زاده شد. والد بزرگوارش عارف کامل و فقیه مبارز، مرحوم آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی (۱۲۹۲_۱۳۶۹ق) بود، و والده ماجدش سیده مکرمه، صبیه مرحوم حاج سید علی مقدس (وفابخش) بود.

بیشتر بخوانید
مخالفت با عرفان و فهم نکردن آن

ایشان یک فردی بودند که عارف بودند. علما گاهی اوقات نمی­‌توانستند ببینید علم حکمت با علوم دینی دیگر خیلی تفاوت دارد. عرفان و علم توحید یک مقدار تفاوت دارد. البته علم عرفان با تمام مشخصات، اگر کسی علم عرفان بخواند و بخواهد برود مجتهد بشود و علم دین را یاد بگیرد، قاتی می‌­کند؛ چنان­که بعضی‌ها کردند. اما پدر ما به‌­قدری در این مسئله قوی بودند که هم علم عرفان خواند و هم علم اجتهاد خواند. زمانی که جایی می­‌رفتند و چای می­‌خوردند، می‌­گفتند: «چون ایشان عارف هستند، عاری از دین هستند» و استکان را آب می‌­کشیدند. مثلاً جایی ایشان را دعوت می‌­کردند، صاحب‌خانه، مثلاً تا این مقدار نمی‌­دانست.

بیشتر بخوانید
توجه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به برپایی مناسک دینی، به رغم ممنوعیت‌ها

زمان رضاشاه به لحاظی مسجد را بستند. معمولاً پدرم از تکیه حمام خانم که منزل­شان در آنجا بود، پیاده می‌رفتند به بازارچه آهنگرها. سرهنگی گفتند که دستور داده­اند امشب مسجد بسته باشد. پدرم می­گویند: «آقا مسجد کجاست؟!» سرهنگ می‌گوید: «جای نماز». ایشان می‌گویند: «من می­خواهم بروم آنجا نماز بخوانم. اگر می­خواهند من نروم آنجا نماز بخوانم، قبل از اینکه من به مسجد برسم دستور بدهید که در مسجد را ببندند. من هم پشت در مسجد می­ایستم و نماز می­خوانم.»

بیشتر بخوانید
علت بیان مطالب عمیق عرفانی برای عوام و بیشترین استفاده امام خمینی از این مطالب

علت بیان مطالب عمیق عرفانی برای عوام و بیشترین استفاده امام خمینی از این مطالب

بیشتر بخوانید
نهایت رعایت ادب در رفتار و گفتار

تکیه حمام خانم که زندگی می­‌کردند، بزرگ بود و در کنار آن یک قهوه­خانه بود. آن را گرفتند برای حوزه ما. همه افرادی که اطراف زندگی می­‌کردند، مرید ایشان شده بودند از بس که ایشان مؤدب بودند. محال بود که حرف یا کلمه ناشایسته‌­ای از ایشان بشنوند. همه افراد و همسایه­‌ها به ایشان نهایت احترام را داشتند. هیچ­‌وقت نشد که من از ایشان حرف ناشایستی ببینم.

بیشتر بخوانید
خواندن نماز مجدد برای کسانی که دیرتر به مسجد رسیده‌اند

علاقه زیادی به ورزش نداشتند، اما زمانی که صبح از خواب بیدار می‌­شدند اجباراً برای نماز باید به مسجد می‌­رفتند. وضو می‌‌گرفتند، از خانه ما که کوچه دردار بود، پیاده به مسجد می‌­رفتند. گاهی اوقات اذان را هم خودشان در مسجد می‌­گفتند و نیم‌ساعت یا سه‌ربع قبل از اذان می‌­رفتند. هیچ فرقی برای ایشان نمی­‌کرد؛ زمستان، تابستان، بهار و پاییز، هیچ فرقی نمی‌‌کرد. صبح‌به‌صبح برای نماز صبح به مسجد می­‌رفتند. ظهر و عصر و شب که قطعی بود. آنجا اذان را هم خودشان می‌‌گفتند. مردم آرام­‌آرام جمع می‌­شدند و نماز صبح را می‌­خواندند. بعضی اوقات بعضی از مردم دیر می­‌آمدند. دومرتبه نماز قضا می‌­خواندند.

بیشتر بخوانید
روایت آیت‌الله محمد شاه‌آبادی از توجه پدرشان به درخواست یک طلبه

آيت‌الله محمد شاه‌آبادی، فرزند عارف کامل، نقل می‌كنند كه امام خمينی فرمود:

بیشتر بخوانید
تحصیل فرزندان و بیت‌المال

آيت‌الله شاه‌آبادی برای مخارج تحصيلات بالاتر فرزندان‌شان اعتقاد داشتند كه آن‌ها بايد خودشان كار كنند و خرج تحصيلات خود را فراهم نمايند. با اينكه ايشان همواره پول‌های زيادی از وجوهات شرعی مردم دست‌شان بود، اعتقاد داشتند كه اين پول‌ها اموال بيت‌المال است و بايد در راه ترويج دين و گسترش اسلام خرج شود و اجازه ندارند تا خرج تحصيلات عاليۀ فرزندان خودشان بكنند. مگر اينكه فرزندشان به تحصيلات حوزوی بپردازند و آن‌وقت مثل بقيه می‌توانند از ايشان شهريه بگيرند؛ آن هم به همان ميزانی كه دیگر طلاب دريافت می‌كنند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها