فطرت حب راحت

رابطه عقلانیت و فطرت در نزد آیت‌الله شاه‌آبادی

شما که بحث عقلانیت را مطرح کردید، این را می‌توانیم این‌گونه بگوییم که در مقابل فطرت، که آقای شاه‌آبادی به این صورت مطرح می‌کند، که باز عقل از ریشه عقالی است که دست و پایش بسته است، باز درست است که نسبت به عالم مثال و عالم ماده یک لطافت و کمال بیشتری دارد؛ اما باز نسبت به عالم اسما و ذات اقدس الهی یک نوع کدورت و زمختی دارد، چون هرچه از عالم بالا به سمت پایین می‌آییم، عالم اعيان آشکار می‌شود، چون حجاب خودبه‌خود بیشتر می‌شود.

بیشتر بخوانید
چیستی عشق با نگاهی به آرای آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی

برخی عشق را شجرۀ طیبۀ فطری و طوبای سرشتی انسان دانسته و مائدۀ پرفایده و موهبت رحمانی قلمداد می‌کنند و برخی بر اثر جهالت یا غفلت یا تجاهل و تغافل آن را نوعی بیماری و مرض می‌دانند؛ چنانکه علامۀ شهید مطهری می‌فرماید: «بعضی خودشان را با این کلمه خلاص کرده‌اند که این یک بیماری است و یا یک ناخوشی و یک مرض است.»
و برخی از ره‌یافتگان درگاه و بارگاه عشق، عشق را «امانت الهی» تفسیر می‌کنند که بر دوش انسان نهاده شده و کتاب تکوین و تشریع را شرح عشق و منشور محبت قلمداد و امثال علامه جوادی آملی، زیارت جامعه را مثنوی عشق و منشور ارادت توصیف می‌کنند. این رویکردها و قرائت‌های متفاوت و متهافت از عشق، معلول عللی مانند ظرفیت علمی و عملی انسان‌ها، پیچیدگی و متناقض‌نمایی یا پارادوکسیکال بودن عشق، ظهور و تجلیات عشق در مجالی و مجاری متکثر و تقسیمات گوناگون آن است، و شاید یکی از علل نیز تنزل دادن معنا و مقولۀ عشق از آسمان به زمین و رنگ شهوانی به آن دادن و از رایحۀ شهودی آن کاستن باشد. به هر حال در تفسیر جهان و انسان، اصالت از آنِ عشق است.

 
بیشتر بخوانید