محیی الدين عربی

چیستی عشق با نگاهی به آرای آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی

برخی عشق را شجرۀ طیبۀ فطری و طوبای سرشتی انسان دانسته و مائدۀ پرفایده و موهبت رحمانی قلمداد می‌کنند و برخی بر اثر جهالت یا غفلت یا تجاهل و تغافل آن را نوعی بیماری و مرض می‌دانند؛ چنانکه علامۀ شهید مطهری می‌فرماید: «بعضی خودشان را با این کلمه خلاص کرده‌اند که این یک بیماری است و یا یک ناخوشی و یک مرض است.»
و برخی از ره‌یافتگان درگاه و بارگاه عشق، عشق را «امانت الهی» تفسیر می‌کنند که بر دوش انسان نهاده شده و کتاب تکوین و تشریع را شرح عشق و منشور محبت قلمداد و امثال علامه جوادی آملی، زیارت جامعه را مثنوی عشق و منشور ارادت توصیف می‌کنند. این رویکردها و قرائت‌های متفاوت و متهافت از عشق، معلول عللی مانند ظرفیت علمی و عملی انسان‌ها، پیچیدگی و متناقض‌نمایی یا پارادوکسیکال بودن عشق، ظهور و تجلیات عشق در مجالی و مجاری متکثر و تقسیمات گوناگون آن است، و شاید یکی از علل نیز تنزل دادن معنا و مقولۀ عشق از آسمان به زمین و رنگ شهوانی به آن دادن و از رایحۀ شهودی آن کاستن باشد. به هر حال در تفسیر جهان و انسان، اصالت از آنِ عشق است.

 
بیشتر بخوانید
روایت سید احمد خمینی از آغاز درس امام با مرحوم شاه‌آبادی

در مدرسۀ فيضيه ايشان را ملاقات كردم و يك مسئلۀ عرفانی از ايشان پرسيدم. شروع كردند به گفتن. فهميدم اهل كار است. گفتم:‌ می‌خواهم درس بخوانم. ايشان قبول نمی‌كردند. اصرار كردم تا قبول كردند فلسفه بگويند، چون خيال كردند كه من طالب فلسفه هستم. وقتی قبول كردند، گفتم فلسفه خوانده‌ام و برای فلسفه نزد شما نيامده‌ام، می‌خواهم عرفان بخوانم؛ شرح فُصوص. ايشان اِبا كردند...

بیشتر بخوانید
آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی در نظر امام خمینی

مرحوم حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد خمينی (ره) نقل می‌كنند:

از امام خمینی (ره) پرسيدم كه در درس مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادی چند نفر بوديد؟ فرمودند: «گاهي كه زياد می‌شديم سه نفر،‌ ولی بيشتر اوقات من تنها بودم و عرفان را نزد ايشان می‌خواندم.»

سؤال كردم آيا درس ديگری نزد مرحوم شاه‌آبادی خوانده‌ايد؟‌ فرمودند: «ايام تعطيل و روزهای پنج‌شنبه و جمعه، نزد ايشان مفتاح الغيب را خواندم. در همان موقع كه شرح فصوص و مفتاح الغيب[۱] را می‌خواندم، بر مفتاح الغيب حاشيه نوشتم.»

بیشتر بخوانید