ملاصدرا

چند نکته باریک درباره اندیشه مرحوم شاه‌آبادی، مصاحبه با دکتر نصرالله حکمت

چند نکته در اندیشه‌‌های مرحوم آیت‌‌الله شاه‌‌آبادی هست که از برجستگی خاصی برخوردار است و شاید بتوان گفت دیگران کمتر به آن توجه کرده‌‌اند. به‌‌خصوص نکته‌‌ای که در عرفان مرحوم آقای شاه‌‌آبادی خیلی چشمگیر و برجسته است، توجه به فطرت است. می‌دانید که بحث فطرت هم در فلسفه، هم در عرفان بحث مهمی است و خیلی از حکمای ما به این بحث آن عنایت لازم و آن توجه درخور را مبذول نداشته‌‌اند و با اینکه بحث خیلی مهم است و در قرآن هم به آن تصریح شده؛ اما  در بحث فطرت خیلی از حکما روشن بحث نکرده‌‌اند، گرچه مطالبی را گفته‌‌اند، به طور مبسوط و مشروح بحث فطرت را مورد توجه قرار نداده‌‌اند.

بیشتر بخوانید
پرهیز از لعن بدگویی کردن پشت کسانی که ولیّ معصوم از حال بعد از مردنش اطلاع دهد

اگر یکی از حقایق الهی را از لسان عارف شوریده یا سالک دل‌سوخته یا حکیم متألّهی بشنویم، چون سامعه ما تاب شنیدن آن را ندارد و حبّ نفس مانع شود که به قصور خود حمل کنیم، فوراً او را مورد همه طور لعن و طعن و تکفیر و تفسیق قرار می‌دهیم، و از هیچ غیبت و تهمتی نسبت به آن فروگذار نمی‌کنیم. کتاب وقف می‌کنیم و شرط استفاده از آن را قرار می‌دهیم [که] روزی صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فیض [کاشانی][۱] کنند!

بیشتر بخوانید
مرگ و آخرت از دیدگاه حکیم شاه‌آبادی

حکیم شاه‌آبادی می‌نویسد: «بدن و روح از نظر مرگ و زندگی و بدن که به ذات خود میت است، با تکیه بر روح، حیات می‌یابد. اگر روح شعاع خود را در همه بدن سرایت دهد، این اثر به شکل حس لامسه پدیدار می‌شود که سراپای بدن را فرامی‌گیرد. اگر شعاع حیات در بخش‌هایی از بدن پدیدار شود، این اثر به شکل حس چشایی، بویایی، بینایی و شنوایی ظاهر می‌شود که فقط در بخش‌هایی از بدن پدیدار می‌شوند؛ پس منظور از خلق حیات، همین حقیقت پدیدار شدن روح در بدن است. و مرگ این است که روح ظهورات خود را از بدن محو کند تا بدن به حقیقت خود که میت بودن است برگردد و تقابل حیات و مرگ بدن، تقابل ملکه و عدم است. و درک حیات و مرگ از حقایقی نیست که کشف آن وظیفه انبیا باشد، بلکه همه حیوانات آن را درک می‌کنند. آنچه انبیا برای بشر آورده‌اند، ارتقا یافتن روح و بقای آن پس از مرگ ابدان است؛ زیرا روح از عالم امر است که نه فانی می‌شود و نه چیزی می‌تواند آن را فانی کند؛ زیرا مجرد از ماده است.»

بیشتر بخوانید
فطرت و عشق از منظر آیت‌الله شاه آبادی و امام خمینی

چكیده
فطرت از موضوعاتی است كه در طول تاریخ مورد توجه ادیان آسمانی، اندیشه‌وران و معرفت‌طلبان بوده و هست. فرهیختگان عرصۀ توحید و دانشوران ساحت انسان‌شناسی، نقد عمر خویش را صرف این كالای ثمین كرده و همت خویش را در بحر معرفت فطرت به غواصی كشانده‌اند تا دُرّ عشق را از صدف فطرت اصطیاد كنند.

بیشتر بخوانید
چیستی عشق با نگاهی به آرای آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی

برخی عشق را شجرۀ طیبۀ فطری و طوبای سرشتی انسان دانسته و مائدۀ پرفایده و موهبت رحمانی قلمداد می‌کنند و برخی بر اثر جهالت یا غفلت یا تجاهل و تغافل آن را نوعی بیماری و مرض می‌دانند؛ چنانکه علامۀ شهید مطهری می‌فرماید: «بعضی خودشان را با این کلمه خلاص کرده‌اند که این یک بیماری است و یا یک ناخوشی و یک مرض است.»
و برخی از ره‌یافتگان درگاه و بارگاه عشق، عشق را «امانت الهی» تفسیر می‌کنند که بر دوش انسان نهاده شده و کتاب تکوین و تشریع را شرح عشق و منشور محبت قلمداد و امثال علامه جوادی آملی، زیارت جامعه را مثنوی عشق و منشور ارادت توصیف می‌کنند. این رویکردها و قرائت‌های متفاوت و متهافت از عشق، معلول عللی مانند ظرفیت علمی و عملی انسان‌ها، پیچیدگی و متناقض‌نمایی یا پارادوکسیکال بودن عشق، ظهور و تجلیات عشق در مجالی و مجاری متکثر و تقسیمات گوناگون آن است، و شاید یکی از علل نیز تنزل دادن معنا و مقولۀ عشق از آسمان به زمین و رنگ شهوانی به آن دادن و از رایحۀ شهودی آن کاستن باشد. به هر حال در تفسیر جهان و انسان، اصالت از آنِ عشق است.

 
بیشتر بخوانید
آیت‌الله شاه‌آبادی و برهان فطرت عشق بر اثبات واجب‌الوجود

دو عامل اساسی ما را به طرح اندیشه‌های شاه‌آبادی (رحمه الله) فرامی‌خواند: تأثیر او بر اندیشه و شخصیت معمار انقلاب اسلامی که به ما سبک جدیدی از اندیشه و زندگی بخشید و نقش نظریۀ فطرت وی در دین‌شناسی معاصر.
شاه‌آبادی نظریۀ فطرت را با رویکردی هرمنوتیکی از آیۀ فطرت استنباط کرده است. این نظریه تمام فلسفه و زیرساخت ساختمان اندیشۀ دینی شاه‌آبادی است. یکی از مسائل مهم کلامی در عصر جدید مسئلۀ خاستگاه دین است، که مبتنی بر فرضیاتی چون فقدان پایۀ منطقی برای دین، نفی‌ ریشه در ذات و سرشت آدمی برای دین و به طور کلی نفی سرشت برای آدمی است. نظریۀ فطرت شاه‌آبادی پاسخی اسلامی به این مسئله و در عین حال خط بطلانی بر پیش‌فرض‌های طراحان مسئله و پاسخ‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی آن‌هاست.

نظریۀ فطرت، که به عنوان «برهان فطرت» در دین‌شناسی شاه‌آبادی مطرح شده است، نخستین بار از سوی وی و سپس از طریق شاگردان مکتب وی وارد عرصۀ ادبیات دینی معاصر شده است. تفاوت دیدگاه شاه‌آبادی با دیگر معتقدان به این نظریه این است که وی آن را به عنوان روشی منطقی برای اثبات مبدأ واجب‌الوجود به کار گرفته است و با استفاده از مبادی و مقدمات انسان‌شناختی، وجود‌شناختی و معرفت‌شناختی، به براهین فطری متعددی بر اثبات واجب‌الوجود می‌رسد که یکی از آنها برهان فطرت عشق است. این برهان با دو تقریر بیان شده است که صغرای قیاس «عشق فطری انسان به کمال مطلق» در هر دو یکی است، ولی کبرای قیاس گاهی مبتنی بر قاعده تضایف است و گاهی نظریۀ عصمت فطرت و احکام آن است.

بیشتر بخوانید
آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی در نظر شهید مطهری

آقا ميرزا محمّدعلی شاه‌آبادی، تهرانی الاصل، جامع معقول و منقول بود. در فلسفه و عرفان شاگرد ميرزای جلوه[۱] و ميرزای اشكوری[۲] بوده است. در تهران به مقام مرجعيّت فتوا رسيد. در سال‌های اقامت مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائری در قم، سال‌ها به قم مهاجرت كرد و فضلا از محضرش كمال بهره را بردند. در عرفان، امتياز بی‌رقيبی داشت. بسياری از بزرگان حوزۀ قم از نظر معارف، دست‌پروردۀ اين مرد بزرگ بودند.

بیشتر بخوانید

وقتي ما به درس «اَسفار» مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادی می‌رفتيم،‌ امام را می‌ديديم كه از اطاق عقبی می‌آيد بيرون. مرحوم شاه‌آبادی به ايشان «فصوص» درس می‌داد، ولی مباحثۀ ما «اسفار» بود.

بیشتر بخوانید