آيت‌الله ملا محمّدكاظم خراسانی (آخوند خراسانی)

آيت‌الله ملا محمّدكاظم خراسانی (آخوند خراسانی)

آيت‌الله ملا محمّدكاظم خراسانی (آخوند خراسانی)

آخوند ملا محمد‌كاظم خراسانی مرجع تقليد شيعه و برجسته‌ترين رهبر سياسی عصر مشروطيت در قرن سيزدهم و چهاردهم هجری است. وی كوچك‌ترين پسر ملا‌حسين واعظ هراتی بود كه در ۱۲۵۵ق در مشهد متولد شد. محمد‌كاظم در دوازده‌سالگی وارد حوزه علميه مشهد گرديد و بيش از شش سال به فراگيری ادبيات عرب، منطق و اصول فقه نزد استادان آن حوزه مشغول شد.

هجرت برای تحصیل

در ۱۲۷۷ق برای تكميل تحصيلات مشهد را به قصد نجف ترک كرد، ولی در سبزوار به مدت سه ماه در محضر حاج ملا هادی سبزواری فلسفه خواند. حكيم سبزواری درباره او گفت: «وی در آينده در علم و دانش نابغه خواهد شد و از انوار نبوغ او هزاران نفر به بزرگی خواهند رسيد و از فرمان او سرنوشت ملتی تغيير خواهد كرد.» سپس به تهران سفر كرد و در يكی از حجره‌های مدرسه صدر سكنی گزيد. وی نزد ملاحسين خويی و ميرزا ابوالحسن جلوه به تحصيل فلسفه ادامه داد. بعد از گذشت سيزده ماه و بيست روز به نجف اشرف رفت.

در محضر بزرگان

در ۱۲۷۹ق به درس فقه و اصول شيخ مرتضی انصاری وارد شد و تا زمان درگذشت استاد از درس او استفاده نمود. علاوه بر شيخ انصاری، در دروس ميرزا محمد‌حسن شيرازی، سيد علی شوشتری، شيخ راضی نجفی و سيد‌ مهدی قزوينی نيز شركت جست. او بيش از سيزده سال نزد ميرزا حسين شيرازی، فقه و اصول آموخت و از زبده‌ترين شاگردان او گردید.

ميرزای شيرازی در ۱۲۹۱ق حوزه درسی خود را از نجف به سامرا انتقال داد. آخوند نيز همانند بيشتر شاگردان ميرزا، همراه ايشان به سامرا رفت. اما پس از مدتی، به توصيه ميرزا، به نجف بازگشت و به تدريس پرداخت. ميرزا، آخوند را به فضل می‌ستود و طلبه‌ها را به استفاده از درس وی تشويق می‌كرد.

تعداد بی‌سابقه شاگردان

پس از رحلت ميرزا حسن شيرازی، آخوند خراسانی به عنوان جانشين وی مشخص گرديد و علما و فضلا از همه نقاط جهان به سوی نجف روی‌آوردند و در مجلس درس وی شركت جستند. تعداد شركت‌كنندگان در درس اصول او تا آن زمان بی‌سابقه بوده است. اين تعداد را در آخرين دوره درسی اصول وی از هشتصد تا هزار نفر هم گفته‌اند، كه بنابر اقوال گوناگون بيش از چهارصد تن از ايشان مجتهد مسلم بوده‌اند.

بالاترین درجه اعتبار سیاسی

محتوای درس و بيان دلپذير او در طول بيش از چهل سال تدريس، موجب شد كه برخی از شاگردان او (مانند شيخ محمد‌حسين كاشف‌الغطاء) چند دوره در درس وی شركت كنند. حوزه علمی نجف اشرف در دوره مرجعيت و اقتدار آخوند خراسانی از بالاترين درجه اعتبار سياسی در بين شهرهای كشورهای اسلامی برخودار و تأثيرگذار بود.

تأسیس مدارس جدید

در آن زمان ضرورت بنيانگذاری مدارسی كه به آموزش دانش‌های جديد و زبان‌های اروپايی، مانند فرانسوی و انگليسی همت بگمارند، احساس می‌شد. آخوند خراسانی همراه تعدادی از علما، با تأييد خود اين امر را تسريع نمود و يك هيئت علمی متشكل از علما و بازرگانان و ديگران تشكيل داد. اين حركت با تأسيس دو مدرسه «علوی» و «رضوی» بالندگی گرفت و ايشان اجازه مصرف كردن وجوه شرعی برای اين مدارس را صادر نمود. همچنين برخی از پيشگامان خيّر هزينه ساختن مدرسه علميه‌ای را به آخوند دادند كه وی با همت والا مدرسه علميه‌ای را كه به «مدرسه بزرگ آخوند» معروف شد، در ۱۳۲۱ق در محله «حُوَيش» و دو مدرسه ديگر به نام‌های «مدرسه وسطی آخوند» در ۱۳۲۶ق و «مدرسه كوچک آخوند» را در ۱۳۲۸ق در محله «براق» بنيان نهاد. در اين مدرسه‌ها، علاه بر علوم متداول دينی، ادبيات فارسی نيز تدريس می‌شد.

اقدامات فرهنگی

همچنين او به منظور گسترش آگاهی‌های سياسی و فرهنگی، به انتشار مجلات اخوت، العلم و درة‌النجف كمك نمود و تا آنجا كه توانست با خرافات و جمود فكری شيعيان مبارزه كرد. در راستای اين هدف مبلغانی به روستاهای دورافتاده و به ميان ايل‌ها و عشاير فرستاد تا آن‌ها را با فرهنگ اصيل و پربار اسلام آشنا سازد.

تحریم بیگانگان و حمایت از تولید

او در ۱۳۱۵ق به دعوت تنی چند از علمای ايران، همراه با گروهی ديگر از مراجع تقليد، فتواهایی در تحريم كالاهای خارجی و حمايت از كالاهای داخلی و به منظور رفع نياز كشور به بيگانگان صادر نمود و در تأييد «شركت اسلاميه» كه با حمايت از صنايع داخلی و بی‌نيازی از بيگانگان در اصفهان تأسيس شده بود، علاوه بر خريد منسوجات آن، بر كتاب لباس التقوی، تأليف سيد جمال‌الدين اصفهانی واعظ هم تقريظی نوشت: «بر مسلمان لازم است كه لباس ذلت [توليد خارج] را از تن بيرون كنند و لباس عزت [ساخت داخل] را بپوشند.» همچنين در نامه‌ای به مظفرالدين شاه، او را به حمايت از اين شركت تحريض نمود.

زمینه‌سازی مشروطیت

از اقدامات سياسی ديگر او در مسائل مربوط به ايرانِ قبل از مشروطيت، می‌توان به ابراز مخالفتش با اخذ وام توسط مظفرالدين شاه از روسيه تزاری و تلاش‌هايش در روشن ساختن اذهان مردم نسبت به پيامدهای اينگونه اقدامات با درخواست اخراج رئيس گمرك ايران (موسیو نوژ بلژيكی) برای خلافكاری‌هايش و ارسال نامه به سيد عبدالله بهبهانی برای آگاه ساختن اوليای دولت از عملكردهای نامطلوب كارگزاران اشاره كرد (ربيع‌الاول ۱۳۲۳ق).

شهرت آخوند به عنوان رهبر سياسی، از ابراز شجاعت و نفس جسارت در مخالفت با رژيم استبدادی و مساعی بی‌شمارش در جنبش مشروطيت ايران آغاز شد. وی به همراه دو تن از مجتهدان بزرگ معاصر خويش، حاج ميرزا حسين خليلی تهرانی و حاج شيخ عبدالله مازندرانی، با ارسال نامه‌ها و تلگرام‌هایی برای رهبران دينی و سياسی ايران و نشر اعلاميه‌های روشنگرانه، نسبت به رويدادهای سياسی و اجتماعی موضع‌گيری می‌نمودند.

مشروطه وسیله‌ای برای محدودسازی ظلم

آخوند و ياران همراهش، به نظام مشروطه به عنوان وسيله‌ای برای تحديد ظلم می‌نگريستند و شركت در جنبش مشروطيت را بر همه مسلمانان واجب می‌شمردند. ايشان همچنين تقريظی بر كتاب «تنبيه‌الامه و تنزيه المله» ميرزای نائينی نوشت و ضمن آن «مأخوذ بودن اصول مشروطيت را از شريعت محقه» اعلام كرد.

با وجود صدور فرمان مشروطيت و انتخابات مجلس شورای ملی، پادشاه جديد، محمد‌علی شاه، حاضر به قبول مجلس و مصوبات آن نبود. از اين رو برخی از علما و مشروطه‌خواهان، از مراجع مشروطه‌خواه نجف، و در رأس آنان آخوند خراسانی، استمداد كردند. آخوند خراسانی نيز در پاسخ استفتاهای مكرر آنان، تلاش آزادی‌خواهان ايرانی را برای تثبيت مجلس شورا و حفاظت از آن مورد تأييد قرار داد. در یکی از پاسخ‌های ايشان آمده است: «...اقدام كردن به ايستادگی در برابر مجلس قانونگذاری مذكور به منزله اقدام به ايستادگی در برابر احكام دين حنيف اسلام است. پس بر مسلمانان واجب است كه در برابر هر نوع حركتی عليه آن مجلس ايستادگی كنند...» پشتيبانی آخوند از مجلس و حكومت قانون در ايران به منظور برقراری عدل و رفع ظلم از توده‌های مظلوم و محروم بود، و نه منافع دسته‌ای خاص و معین.

آخوند پس از افتتاح مجلس شورا طی نامه‌ای، گشايش مجلس را تبريك گفت. وی به همراه آيات عظام حاج ميرزا حسين خليلی و حاج شيخ عبدالله مازندارانی، پيوسته با صدور احكام و فرامينی دستورات لازم را به نمايندگان مجلس برای تهيه و تصويب قوانين مهمی كه لزوم ‌آن احساس می‌شد، صادر می‌نمودند. از جمله قانون مربوط به نظام وظيفه و تشكيل يک ارتش مجهز، قانون تأسيس مدارس نوين و تعليم براساس علوم جديد، و قانون تأسيس بانک ملی. وی همچنين در ۲۸ ذيحجه ۱۳۲۵ق طی نامه‌ای، نمايندگان مجلس شورا را به اجرای قوانين اسلامی، پرداخت بدهی‌های كشور و فقرزدايی سفارش نمود.

مخالفت با تعطیل مجلس

مراجع مشروطه‌خواه نجف‌اشرف به رهبری آخوند خراسانی، كه نگران كارشكنی‌ها و مخالفت‌های محمد‌علی شاه بودند، انحلال مجلس را ضربه‌ای به ملت ايران می‌دانستند و بر ضرورت حفظ شكل قانونی دولت و ايستادگی در برابر هر حركتی برای تعطيلی مجلس شورا تأكيد داشتند. از اين رو در نامه‌ها و تلگرام‌های خود با تأكيد بر التزام به قوانين مجلس، ضرورت پشتيبانی از آن را اعلام می‌كردند.

پس از روشن شدن قصد محمد‌علی شاه برای انحلال مجلس، آخوند خراسانی اندرزنامه دهگانه‌ای برای شاه فرستاد و او را به قانونگرایی اسلامی، بيگانه‌گريزی و استعمارستيزی، بسط رفاه عمومی و عدالت‌ اجتماعی و تاريخنگری دعوت كرد. اما محمد‌علی شاه با حمايت روسيه در ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ق به اقدامی گستاخانه دست زد و مجلس را به توپ بست و نظام نوپای مشروطه را در كشور برچید.

مخالفت علنی با محمدعلی شاه

آخوند خراسانی در نامه شديد‌اللحنی به اقدام او در براندازی مشروطه حمله كرد و برخی اقدامات سرّی وی را فاش ساخت. از نظر مراجع مشروطه‌خواه نجف، اقدام محمد‌علی شاه در نابودی مشروطيت تنها بازگشت به استبداد نبود، بلكه برنامه‌ای استعماری با هدف تحكيم اراده بيگانه بر كشورهای اسلامی به شمار می‌رفت. لذا آخوند فتوايی صادر و اعلام كرد كه محمد‌علی شاه هيچ‌گونه حقی برای دريافت ماليات و يا امضای هيچ قراردادی با دولت‌های خارجی ندارد. در ادامه اين اقدامات، وی شيخ‌ اسدالله ممقانی را به استانبول فرستاد تا با آزاديخواهان ايرانی ساكن آنجا مذاكره كرده و آن‌ها را به مبارزه با استبداد تشويق نماید.

با آغاز قيام مردم آذربايجان به رهبری ستارخان برای بازگرداندن نظام مشروطه، آخوند كه نفوذ زيادی در ميان مسلمانان باكو داشت، به همراه حاج شيخ عبدالله مازندرانی در ۲۰ ذيقعده ۱۳۲۶ق نامه‌ای برای مسلمانان روسيه فرستاد و از آنان درخواست كمك به انقلابيون تبريز را نمود. همچنين با ارسال نامه‌ها، پيام‌ها و فرامين روشنگرانه متعدد، قيام ضد استبدادی مردم تبريز را تأييد نمود و بر تداوم آن تا پيروزی نهايی تأكيد كرد.

انديشه‌های مترقيانه و موضع‌گيری‌های شجاعانه آخوند خراسانی، او را به سرعت در سراسر جهان اسلام معروف ساخت. از اين رو آزاديخواهان عثمانی كه از نفوذ كلام او در ميان دربار و دولت عثمانی آگاهی داشتند، با ارسال نامه‌هایی به وی، از او خواستند تا سلطان عبدالحميد، پادشاه عثمانی را وادار به امضا و اجرای قانون اساسی عثمانی نمايد و او نيز چنين كرد.

در محرم ۱۳۲۷ق محمد‌علی شاه ارتش روسيه را برای سركوب قيام رو به گسترش مردم تبريز به ايران فراخواند. پس از ورود آنان به ايران و افزايش احتمال حركت‌های جهادی، شاه به رايزنی با دول روسيه و انگلستان پرداخت.

دولت‌های روسيه و انگلستان كه براساس قرارداد ۱۹۰۷ برسر مسائل داخلی ايران به تفاهم رسيده بودند، برای جلوگيری از گسترش قيام مردمی آذربايجان به رهبری مراجع مشروطه‌خواه نجف، از يك سو محمد‌علی شاه را به قبول نوعی مشروطيت صوری وادار كردند و از سوی ديگر همه تلاش خود را برای دور ساختن مراجع مذكور از ميدان فعاليت سياسی به كار بردند. از اين رو هر دو دولت طی يادداشت مشتركی، از آخوند و ساير رهبران روحانی مشروطه‌خواه مقيم عراق خواستند كه فعاليت سياسی خويش را متوقف كرده و رهبران گروه‌‌های مشروطه‌خواه داخل كشور را به ميانه‌روی فراخوانند.

شاه ناگزير اعلام نمود كه نظام مشروطه را دوباره برقرار خواهد كرد و تلگراف‌هایی خطاب به مراجع عراق فرستاد و قرآنی را كه امضا كرده و به آن سوگند خورده بود كه به مشروطيت وفادار بماند، نزد ايشان ارسال داشت. پاسخ آخوند و ديگر علمای نجف به اين تلگراف بسيار هوشمندانه و متين و در عين حال محكم بود. به دنبال آن تلگراف‌هایی از نقاط مختلف ايران به علمای نجف رسيد كه همگی خبر از وحشت، ‌ترس، ناامنی، حبس، تبعيد و تعطيل داشت. از اين رو آخوند تلگرافی به شاه مخابره كرد و در آن با تندی او را مورد عتاب قرار داد و در تلگراف‌های ديگری به علما و عشاير و ايلات ايران، ‌آنان را به جد و جهد در استحكام اساس مشروطيت فراخواند.

هنگامی كه آخوند دريافت محمد‌علی شاه قصد دارد با گرو گذاردن جواهرات سلطنتی، از دولت روسيه وامی دريافت كند، طی تلگرامی برای «انجمن سعادت ايرانيان» كه توسط گروهی از ايرانيان آزاديخواه در استانبول تشكيل شده بود، از آنان خواست «به توسط سفرا و جرايد رسميه دول معظمه» رسماً اعلام دارند كه به موجب اصل ۲۴ و ۲۵ «قانون اساسی»، دولت ايران حق هيچ‌گونه معاهده و استقراض، بدون امضای پارلمان را ندارد و نيز جواهرات موجود در خزانه تهران متعلق به مردم ايران است و هرگاه وامی به محمد‌علی شاه داده شود؛ ملت آن را معتبر نخواهد شمرد و در برابر آن مسئوليتی نخواهد داشت.

فتوای جهاد علیه روسیه

به دنبال آن آخوند خراسانی تلگرام‌هایی به برخی از دول خارجی مخابره كرد و از تجاوزاتی كه شاه مستبد قاجار بر مردم خود روا داشته بود، پرده برداشت و پس از آن با همراهی حاج شيخ عبدالله مازندرانی و ميرزا حسين خليلی بيانيه‌ای را عليه حكومت محمدعلی شاه صادر كردند: «به تمام ملت ايران حكم خداوند را اعلام می‌كنيم... سعی در دفع اين سفاك جبار و دفاع از نفوس و آبروی مسلمانان، امروز از اهم واجبات است...» اين تلگراف باعث تهييج آزاديخواهان تبريز و ساير مشروطه‌خواهان گرديد. از سوی ديگر، به دليل حضور قشون روس در ايران و پشت‌گرمی شاه به آنان جهت سركوب آزاديخواهان، علمای مشروطه‌خواه نجف اشرف به رهبری آخوند خراسانی فتوای جهاد بر ضد روسيه را صادر و اعلام داشتند كه همراه گروهی از نيروهای مردمی مجاهد به سوی ايران حركت خواهند كرد. وی همچنين عشاير عراق را به اين جهاد فراخواند كه آنان نيز پاسخ مثبت دادند. اما پيش از رسيدن علما و مجاهدان به كاظمين، اخبار عقب‌نشينی نيروهای روس از خاک ايران و سقوط محمد‌علی شاه (جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ق) و انتخاب احمد شاه، به عراق رسید.

در اين زمان آخوند ضمن پيامی به مردم ايران، اعلام داشت كه حكم عدم پرداخت ماليات برداشته شده و آنان بايد مقررات را رعايت كنند. همچنين به ناصرالملك نايب‌السلطنه، وزارتخانه‌های جنگ، داخله و رياست مجلس تلگراف‌هایی ارسال و از مجاهدت‌های سرداران و مجاهدان و عموم طبقات مردم ايران تشكر كرد و به مسئولان كشور سفارش‌هایی از قبيل: تشكيل و تجهيز قوای نظامی، پرهيز از ايجاد ادارات زائد و زيان‌آور، هزينه شايسته بيت‌المال، عفو عمومی‌، آزادی زندانيان سياسی، برچيدن خانه‌های فساد، كوتاه كردن دست اجانب از مداخله در امور ايران و... را نمود.

اعتراض به انحراف مجلس

وی در تأكيد بر شرعی بودن قوانين مصوبه در مجلس طی نامه‌ای مهم به نايب‌السطنه نوشت: «...قوانين مملكتی را به‌كلی با حضور هيئت مجتهدين عظام نظّار كه سابقاً به مجلس محترم معرفی شدند مطابق قانون اساسی عاجلاً مترصد و از منكرات اسلاميه و منافات مذهب به كمال شدت و سختی جلوگيری [فرماييد.]»

اما پس از تشكيل مجلس دوم، گروهی از نمايندگان ليبرال و اعضای وابسته كابينه كه با حمايت‌های دولت‌های روسيه و انگلستان بر سر كار آمده بودند، ديگر اهميتی به نصايح و دستورات آخوند خراسانی و ديگر علمای مشروطه‌خواه نمی‌دادند. اين امر موجب نگرانی آخوند شد، لذا او از عملكرد سران سياسی مشروطيت به‌شدت انتقاد نمود و در نامه‌ای كه به امضای حاج شيخ عبدالله مازندرانی نيز رسيد و در ۲۹ جمادی‌الثانی ۱۳۲۸ق برای ناصرالملك ارسال گرديد، موارد و اصولی را متذكر شد كه حاوی انتقاد جدی از روند آزادی بی حد و مرز، و حاكميت عناصر وابسته در رأس نظام مشروطيت ايران بود.

در بخشی از نامه او ‌آمده است: «...البته بديهی است، تمام زحمات و مجاهدات‌ علما و امرا و سرداران عظام ملی و مجاهدين دين‌پرست وطن‌خواه و طبقات ملت ايران در استقرار اساس قوم مشروطيت و اين همه بذل نفوذ و اموال در تحصيل اين سرمايه سعادت، برای حفظ دين و احيای وطن اسلامی و آبادانی مملكت و ترقی ملت و اجرای احكام و قوانين مذهب و سدّ ابواب حيف و ميل در ماليه و صرف آن در قوای نظاميه و ساير مصالح مملكتی و قطع مواد تعدی و تحميل چند نفر نفس‌پرست خودخواهِ خودرأی استبداديه...، اداره استبداديه ديگری از مواد فاسده مملكت به اسم مشروطيت يا طرفداری كاركنان و نحو ذلك، همدست شوند و همديگر را در جميع ادارات داخل و به جای تشكيل قوای حربيه نظامی كه اهم تكاليف فوريه و مايه نجات مملكت از مهالک و قطع تشبثات اجانب است، به تكثير ادارات مضره و توسيع دوائر مفسده و صرف ماليه مملكت در اين مصارف بپردازيد. معاش‌های خطيره از مال ملت مظلومه درباره همديگر برقرار، و در عوضِ اجرای تمدن اسلامی كه به اتفاق تمام عقلای عالم، وسيله منحصره حفظ اين مملكت و جامعه وحيده اين ملت است، علناً به ضديت مذهب و اعدام جامعه مليت همت گمارند و در هتک نواميس دينيه و اشاعه منكرات اسلاميه از بذل مجهود فروگذاری نكنند...»

درخواست عزل تقی‌زاده

پس از ترور سيد‌عبدالله بهبهانی و شهادت او كه به مباشرت يكی از نمايندگان تندرو و لائيک (سيد حسن تقی‌زاده) صورت گرفت، آن دو طی نامه‌ای ضمن اعلام «فساد مسلک سياسی» او، از مجلس ايران خواستند كه وی را از نمايندگی عزل كنند.

واکنش شدید به عدول مجلس از اسلام

به دنبال وصول نامه‌هایی از ايران مبنی بر انجام اعمال ناشايست و خلاف اسلام برخی افراد فاسد به نام مشروطه، آخوند و مازندرانی در پيامی به مردم ايران نوشتند كه مشروطيت و آزادی ايران عبارت است از: عدم تجاوز دولت و ملت از قوانين منطبق بر اسلام و اجرای عدالت و حفظ منافع مسلمانان. در فصل دوم قانون اساسی هم آمده است كه قوانين مصوب مجلس نبايد با احكام شرع مخالف باشد. مردم در انتخاب نمايندگان دقت كنند كه افرادی را به مجلس بفرستند كه به دين و مملكت خيانت نكنند.

اما اختلاف نظر ميان گروهی از نمايندگان لائيك و ليبرال و دولتمردان وابسته كه به دنبال استقرار نظام مشروطه غير مذهبی به سبک اروپايی بودند با علما و مشروطه‌خواهان مذهبی روزبه‌روز وسيع‌تر و آشكارتر می‌شد.
هنگامی كه جريده ايران نو در شماره ۱۲۱ خود طی مقاله‌ای به حكم قصاص، جسارت و آن را «خلاف سياست و حكمت» شمرد آخوند خراسانی به شدت واكنش نشان داد و با نگرانی و هشدار، طی تلگرافی به رئيس‌الوزرا اعلام داشت كه: «...بعد از اعلام فصل ۲۶۴ قانون وزارت داخله در منع مسكرات اسلاميه و مجازات مرتكب، چه شده كه هنوز مجرا نشده منسوخ و منكرات، اشد از اول شيوع يافت، مگر خدای نخواسته اولياء امور را در تحت ارادت چند نفر لامذهب و مزدوران اجانب، چنين مقهور و يا از حفظ دين گذشته، از مملكت اسلامی هم چشم پوشيده‌اند كه در چنين مواد مهمه، تسامح و مفاسد مترقبه را وقعی نمی‌گذارند...»

همچنين در پاسخ به طرح موضوع حذف مجتهدان از صحنه قضاوت براساس قانون اساسی در ۱۹ ربيع‌الاول ۱۳۲۹ طي نامه‌ای به مجلس نوشت: «مرافعات شرعيه بايد رجوع به مجتهدان نافذ‌الحكم شود. در احكام مجتهدان حق رجوع استيناف برای كسی نيست.»

زیاده‌خواهی‌های روس و انگلیس

نيروهای روس كه به بهانه حفظ منافع تجاری و مال و جان و اتباع خود در بحبوحه قيام ملت ايران وارد كشور شده بودند و پس از گذشت ده ماه از افتتاح مجلس دوم، به هيچ روی حاضر به ترک كشور نبودند، آخوند را به ارسال تلگرافی به مجلس واداشت و از به تأخير افتادن خروج آنان از كشور گلايه نمود و طی فتوایی، استفاده از اجناس روسی در داخل كشور را تحريم كرد. اين فتوا عكس‌العمل روسيه را برانگيخت و اين كشور توسط قنسول خود در عراق، مراتب نگرانی دولت روس را از اقدامات آخوند به اطلاع وی رساند. آخوند هم در جواب با قاطعيت و در عين نزاكت و استدلال پاسخ ادعاهای پوچ آنان را داد.

پس از آن، دولت روس به بهانه استخدام شوستر امريکایی به عنوان مستشار مالی ايران، اولتيماتوم چهل و هشت ساعته‌ای برای اخراج او از ايران داد و اعلام كرد كه بعد از اين، دولت ايران در صورت نياز به مستشار خارجی ابتدا بايد از اتباع روس و انگليس استخدام كند و اتباع كشورهای ديگر هم در صورت تأييد وزرای مختار اين دو كشور در ايران استخدام شوند. همچنين ايران بايد برای حضور چندين ماهه قوای روس در ايران به اين كشور خسارت بپردازد.

به دنبال اين اولتيماتوم، قوای روس در اوائل ذيحجه ۱۳۲۹ق وار كشور گرديد و تا قزوين پيشروی كرد و تهران مورد تهديد واقع شد. وزارت خارجه انگليس هم يادداشت دولت روس را تأييد نمود. در همين حال دولت انگليس ناامنی جنوب را بهانه كرد و تا سه ماه به دولت ايران فرصت داد تا امنيت راه‌ها را برقرار سازد، در غير اين صورت «پليس جنوب» را تشكيل خواهد داد.

آخوند خراسانی و مازندرانی در ۸ ذيقعده ۱۳۲۹ ق تلگرافی به دولت انگليس مخابره نمودند و در آن بطلان داعيه آزاديخواهی و دفاع از حقوق بشر انگليس را با اشغال جنوب ايران در همدستی با روس متجاوز، اعلام داشتند. ضمناً رشادت‌ها و شجاعت‌ها و آزادگی و عدم تمكين مردم ايران از اجانب و دفاع روحانيت اسلام از حوزه مسلمين را يادآور شدند و به دولت انگليس اعلام كردند كه از متابعت اعمال حق‌شكنانه دولت روس دست برداشته و موقعيت ايران پس از مشروطيت را درک كند و اين كشور را در دفاع از حقوق خويش آزاد بگذارد.

آخوند به نشانه اعتراض و مخالفت با اقدامات روس و انگليس در ايران، درس خود را تعطيل كرد و به منظور چاره‌جويی پيرامون حوادث پيش آمده، جلسات متعددی تشكيل داد و تصميمات زير گرفته شد:

۱. مراجع و علمای نجف و طلاب و عشاير عرب برای جهاد به سوی ايران حركت كنند.
۲. به وسيله تلگراف به رؤسای عشاير و ايلات امر كنند كه در مقام حفظ استقلال ايران برآمده و خود را برای نبرد و دفاع از خاک ميهن آماده سازند.

۳. به عموم مسلمانان جهان از هند و قفقاز و غيره دستور دهند كه در تمام ممالک در يک روز همه با هم دست از كسب و كار كشيده و به عنوان همدردی در يک‌جا اجتماع كنند و رفع تعديات روس و انگليس به ايران را بخواهند.

۴. به عموم دول كه در بغداد نمايندگی دارند تلگراف شود و حقانيت و مظلوميت دولت و ملت ايران و ستمگری و خونخواری روس‌ها را به جهانيان نشان دهند.

ارتحال مشکوک

آنگاه آخوند فتوای مشهور جهاد خود را عليه روس خطاب به مؤتمن‌الملك (رئيس مجلس شورای ملی وقت) ارسال و اعلام نمود كه خود همراه با مجاهدان عازم ايران خواهد شد تا در اين جهاد مقدس شركت كند. همچنين در نامه‌ای به علمای تبريز آنان را به ضرورت آموزش سلاح امر نمود و حكمی مبنی بر تحريم قطعی خريد و فروش كالاهای روسی صادر كرد.

هنگامی كه دولت روس از تصميم ‌آخوند مطلع شد توسط قنسول خود نماينده‌ای نزد ايشان فرستاد تا او را از اين تصميم بازدارد، اما آخوند در پاسخ گفت: به قنسول بگو اگر مطلبی دارد بنويسد تا كتباً جواب داده شود. قنسول روس در بغداد نامه‌ای برای وی فرستاد و ضمن بيان علت ورود نيروهای روس تأكيد كرد در صورت قبول شروط خود از خاک ايران عقب‌نشينی خواهند كرد. آخوند در پاسخ تندی، تأسف خود را از نقض عهد روسيه با ايران و تكيه به روش نظامی به جای روش‌های ديپلماتيک ابراز كرد و روسيه را تهديد نمود كه چنانكه از شروط خود دست بر ندارد و خاک ايران را ترک نكند، سرزمين ايران از خون ميليون‌ها مجاهد رنگين خواهد شد.

آخوند، پس از اشغال شمال و جنوب كشور، با ارسال تلگراف‌هایی به مجلس، مجتهدان، عموم امرا و سرداران، رؤسای عشاير و طبقات مردم، اختلافات و جنگ‌های خانگی را سبب ضربه زدن به استقلال مملكت و اسلام دانست و مردم را به وحدت و يكپارچگی در مقابل دشمن بيرونی فراخواند و طی اعلاميه مشتركی اتفاق نظر همه مذاهب اسلامی را در صيانت از اسلام و دفع تجاوز دشمنان اسلام اعلام داشت.

همزمان با اشغال شمال ايران توسط قوای روس، اشغالگران ايتاليايی نيز به طرابلس غرب (ليبی) كه از متصرفات عثمانی بود حمله‌ور شدند و پس از كشتار هزاران نفر از مردم بی‌گناه آنجا، آن سرزمين را تصرف كردند. آخوند خراسانی همراه با مازندرانی و شريعت اصفهانی، با صدور فتوای جهاد بر ضد اشغالگران ايتاليایی و روس، مسلمانان را به مقابله با ‌آنان فراخواندند.

سرانجام آخوند تصميم گرفت تا برای بيرون راندن روس‌ها از كشور و نظارت نزديک به امور دولت و مجلس و جلوگيری از انحرافات پيش آمده به همراه حدود پانزده نفر از مجتهدان و علمای طراز اول نجف و در رأس گروه كثيری از مجاهدان به سوی ايران حركت نمايد. اما صبح روز حركت به طور ناگهانی در نجف اشرف درگذشت. (۲۰ ذيحجه ۱۳۲۹ق) مرگ او طبيعی تلقی نشد و گفته شد عوامل روس و انگليس او را به شهادت رساندند.

ویژگی‌های منحصر به فرد آخوند

آخوند ملا محمد‌كاظم خراسانی در صحنه‌های سياسی-اجتماعی مردی قاطع و نافذ‌الكلام بود كه براساس ايمان و باورهای استوار دينی خود حركت می‌كرد. او به عنوان مرجع و رهبر دينی، خواهان قطع ايادی خارجی از كشور، رواج صنايع و دانش‌های نوين، فقرزدایی و تأمين رفاه عمومی، تحصيل خودكفایی ملی در اقتصاد، ‌تأمين عدالت اجتماعی بر پايه قوانين شرعی اسلامی با نظارت فقيهان بر اسلاميت آنها و ايجاد ارتش نيرومند به سلاح‌های روز بود تا از كيان كشور پاسداری كند.

آثار

مهم‌ترين اثر او كه بيش از صد مجتهد بر آن حاشيه نوشته‌‌اند، كفايةالاصول (كتاب درسی طلبه‌ها در پايان دوره سطح) است كه حاصل تبحر و نوآوری‌اش در فن اصول و سبب شهرت علمی اوست. اين كتاب غالباً پایه كار مدرسان خارج اصول است. ديگر آثار او عبارتند از:

تعليقه علی المكاسب

دُررالفوائد فی شرح الفرائد

الفوائد الفقهيه و الاصوليه

تكمله التبصره

شرح تكمله التبصره

الاجتهاد و التقليد و كتاب فی الوقف

شاگردان

از شاگردان بلندآوازه او: ميرزا ابوالحسن مشكينی، شيخ محمدحسين كاشف‌‌الغطاء، شيخ محمد‌جواد بلاغی، آقا ضياءالدين عراقی، آقا شيخ محمد‌علی شاه‌آبادی، سيد محسن امين عاملی، آقا سيد‌ ابوالحسن اصفهانی، حاج آقا حسين قمی، سيد محمد‌تقی خوانساری، سيد عبدالحسين حجت، سيد ‌حسن مدرس، شيخ محمد‌حسين اصفهانی (كمپانی)، سيد صدرالدين صدر، حاج‌آقا حسين بروجردی، سيد عبدالهادی شيرازی، سيد محسن حكيم، شيخ احمد شاهرودی و آقا بزرگ تهرانی را می‌توان نام برد.

منبع: علمای مجاهد، محمد‌حسن رجبی، مركز اسناد انقلاب اسلامی ايران 

نظر خودتان را ارسال کنید