آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

استادان آیت‌الله شاه‌آبادی در حوزه اصفهان

مرحوم والد در سال ۱۲۹۲ هـ ق در اصفهان دیده به جهان گشود و تا ۱۲ سالگی در آن شهر بوده و مقدمات را در حوزه اصفهان فرا گرفت.

در آن زمان، حوزه اصفهان بسیار حوزه پرتلاش و فعالی بود و حتی از تهران و قم رونق بیشتری داشت. بسیاری از علمای معروف و سرشناس در آن زمان برای تحصیل به اصفهان می‌رفتند. مثلاً مرحوم آیت‌الله سید جمال گلپایگانی از کسانی بود که از گلپایگان به اصفهان رفت و در حوزه آنجا مشغول تحصیل شد. مرحوم والد می‌فرمود: «اصفهان مرکز علم بود و مجتهدین مسلّم در حوزه آنجا، فراوان بود.»

بیشتر بخوانید
درمان وسواس

آخرین خاطره‌ای را كه از مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی دیدم به عرض‌تان برسانم. یك وضو از ایشان دیدم. در بستر خوابیده بودند. ملحفه‌ای روی پایشان بود و پایشان دراز بود. فرمودند: «مهدی، آب بیار من وضو بگیرم.» ای كاش می‌شد این را برای وسواسی‌های عالم ترسیم كرد. من همین روش را زمانی برای چند نفری گفتم. حتی یكی‌شان آیت‌الله‌زاده بود. پدرش با من درد دل می‌كرد، می‌گفت: «پسرم حمامش دوساعت طول می‌كشد!» من یک مقدار او را نصیحت كردم و این وضوی مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی را نقل كردم.

بیشتر بخوانید
از عموم مردم تا شاگردان خاص

درس‌‌های که ایشان در مسجد داشتند، یک زمانی بود که کارهای عمومی را انجام می­‌دادند؛ برای اینکه مردم بتوانند درست نماز بخوانند و درست روزه بگیرند و هم زندگی آن‌‌ها تأمین بشود. بعد یک زمانی برای افرادی که خاص بودند، تفسیر قرآن و معارف اسلامی و عرفان را درس می‌دادند؛ البته درس عرفان را افراد مخصوص می­‌آمدند، نمی‌­توانستند درک عرفان بکنند.

بیشتر بخوانید
درس سطح پایین

مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی با اینكه فقیه و عارفی بزرگوار و استاد حضرت امام بودند كه كراراً اتفاق می‌افتاد مرحوم امام (اعلی الله مقامه) در درس‌شان به هر مناسبتی كه نامی از مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی می‌بردند تعبییرشان این بود كه روحی فداه یا گاهی می‌فرمودند: «من هر چه دارم، همه از آیت‌الله شاه‌آبادی دارم»؛ اما با این درجات عالی علمی و به‌خصوص «عرفان»، در مقامی بود كه وقتی در مدرسه فیضیه برای درس می‌آمد، در پایان درس بعضی از طلاب می‌آمدند و درس‌های پایین‌تر را از ایشان تقاضا می‌كردند، ایشان رد نمی‌كرد، ولو یك نفر. یک درس سطح پایین را برایشان می‌گفت تا شاگردها مجدداً اضافه می‌شدند.

بیشتر بخوانید
حوزه جهانی

مرحوم والد درباره حوزه و روحانیت نظریاتی داشتند که در آن زمان با مذاق روحانیت سازگار نبود؛ همان‌طور که عرفان وی با مذاق حوزه آن وقت سازش نداشت. مثلاً ایشان عقیده داشت «این درست نیست که روحانی زحمت بکشد و درس بخواند، اما اثرش  فقط برای محدوده شهر یا کشور خودش باشد؛ بلکه باید طوری باشد که بتواند به خارج از کشور و مکان‌های دیگر نفوذ کند و نفوس بیشتری را جذب نماید. در غیر این صورت، این دانش تأثیرش محدود و ناچیز خواهد بود.»[۱]

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
جاذبه اخلاقی

سیمای پرفروغ آیت‌الله شاه‌آبادی، براثر اُنس و اُلفت با معبود، جذابیتی تحول‌بخش یافته بود و به‌قدری متخلق به اخلاق‌الله بود که همنشینی با او، دل را به خدا و آخرت متوجه می‌ساخت. در این مورد هم مصداق حدیثی بود که مرحوم کلینی به سند متصل از امام صادق (سلام‌الله‌علیه) نقل کرده است: «رسول خدا فرمودند: حواریون از حضرت عیسی (علیه‌السلام) پرسیدند: با چه کسی همنشین باشیم؟ در پاسخ فرمود: با کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش بر دانش‌تان بیفزاید و کردارش شما را به آخرت راغب سازد.»[۱]

بیشتر بخوانید

مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی در زهد و تقوی و در عشق ورزیدن به مردم واقعاً بی‌نظیر بود. كراراً اتفاق می‌افتاد كه من در خدمت مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی، در محضر ایشان به مسجد جامع می‌رفتیم، نماز ظهر و عصر می‌خواندیم و برمی‌گشتیم. عنایت ایشان به مردم برای منِ بچه‌طلبه آن‌روز سرمشقی بسیار عالی بود؛ یعنی من عملاً از محضر ایشان آموختم كه با مردم چگونه باید برخورد كرد.

بیشتر بخوانید
احترام متقابل همسران آیت‌الله به یکدیگر

مرحوم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی در محیط خانواده بسیار رئوف و مهربان بودند‌ و برخورد بسیار جالبی داشتند. از همین رو، همسران این بزرگوار هم نسبت به یكدیگر عجیب بودند. مادرم تعریف می‌كرد: «اگر بانوی ناشناسی وارد این خانه می‌شد، نمی‌توانست تشخیص بدهد كه بی‌بی این خانه كیه، كنیز این خانه كیه.» مثلاً دو تا همسر كه هر دو از شخصیت‌های خانوادگی بزرگی برخوردار بودند، نسبت به یكدیگر بی‌نهایت احترام داشتند. مثلاً یكی از این‌ها پا می‌شد برای دیگری قلیان آماده می‌كرد.

بیشتر بخوانید
درمان وسواس در رفتار آیت‌الله شاه‌آبادی

اگر روش بزرگان دین برای مردم تبیین بشود، مردم ما مقلدند، آنچه از مرجع بشنوند یا مشاهده كنند، عمل می‌كنند، رستگار می‌شوند، موفق می‌شوند و درواقع آرامش را به خودشان بازمی‌گردانند. من به یكی از این وسواسی‌ها گفتم: «شما می‌دانی در این مصرف آب شما مدیون مردمی؟ این آب مال من و تو كه نیست. این آب مال جامعه است. ما یک حد معینی مختاریم مصرف كنیم. اضافه بر آن، خب شما می‌گویی پولش را می‌دهی. حساب پول نیست. گاهی در اصل ممكن است كم بیاید. اگر همین حساب را بكنند كه آنچه مصرف می‌كنیم پول می‌دهیم، این منطقی نیست. ما در حد نیاز و اعتدال خودمان حق داریم از آب، برق و چیزهای دیگر استفاده كنیم.

بیشتر بخوانید
تسلط آیت‌الله شاه‌آبادی بر زبان فرانسه و علوم مختلف

زمانی که ایشان در اصفهان بودند، زبان فرانسه را به‌خوبی یاد گرفتند. آن زمان زبان فرانسه رایج ترین زبان بود و حتی در دبیرستان‌ها هم صحبت از زبان فرانسه بود و اصلاً کسی با زبان انگلیسی کاری نداشت.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها