آیت‌الله شیخ فتح‌الله شریعت اصفهانی

آیت‌الله شیخ فتح‌الله شریعت اصفهانی

آیت‌الله شیخ فتح‌الله شریعت اصفهانی

روز ۲۷ آذر ۱۲۹۹ آیت‌الله شیخ فتح‌الله شریعت اصفهانی مشهور به «شیخ الشریعه» دار فانی را وداع گفت. ایشان از برجسته‌ترین علما و مراجع تقلید بودند که به سال ۱۲۶۶ق در اصفهان دیده به جهان گشود.

درس و استاد

در حوزه علمیه اصفهان نزد استادانی چون ملا عبدالجواد خراسانی مدرس کبیر، ملا حیدرعلی اصفهانی، ملا احمد سبزواری، ملا محمدصادق تنکابنی و حاج شیخ محمدباقر نجفی درس خواند و به تدریس اصول به شیوه شیخ مرتضی انصاری پرداخت و از برخی علمای اصفهان اجازه اجتهاد گرفت. سپس در ۱۲۹۶ق برای ادامه تحصیل عازم نجف اشرف گردید و در محضر درس میرزا حبیب‌الله رشتی و شیخ محمدحسین فقیه کاظمی حاضر شد و استفاده شایانی برد.

عالم ستوده

همه صاحبان تراجم، مراتب فضل و کمال و جامعیت علمی او را ستوده‌اند. میرزا محمدعلی مدرس تبریزی او را از علمای طراز اول نامیده و در تجلیل از وی می‌نویسد: «او جامع معقول و منقول، حاوی فروع و اصول، فقیه اصولی رجالی، حکیم متکلم، ادیب مفسر اخلاقی، بالجمله در جامعیت و اشتراک در اکثر علوم عقلیه و نقلیه، از اغلب معاصرین خود ممتاز بود. به‌خصوص در رجال و علوم حدیثیه و قرآنیه، گوی سبقت را از دیگران ربود. علاوه بر مراتب علمیه، بسیار لطیف المحاوره بود و قوه حافظه او را از خوارق عادات و عجایب اتفاقات می‌شمارند. مقامات علمیه‌اش نزد علمای مشاهد مقدسه، مسلم و مورد تحسین شایان و تقدیر بی‌پایان بود.»

هم‌سرشتی دین و سیاست

او در حوزه نجف به تدریس و تألیف و تصنیف پرداخت و در ۱۳۱۳ ق به زیارت حج رفت و بعد از مراجعت، به امور علمی خود مشغول شد. شیخ فتح‌الله شریعت اصفهانی به شریعت‌الحق و سپس به «شیخ الشریعه» ملقب و معروف گردید. «شیخ الشریعه» علاوه بر فضایل علمی، مجتهدی روشن‌بین و متعهد بود و به سرنوشت سیاسی و اجتماعی جهان اسلام و ترفندهای استعمار وقوف کامل داشت. او به عنوان مبارزه با استیلای استعمار بر بازارهای مسلمانان در ۱۳۱۵ق فتوای تحریم خود را در خصوص استفاده نکردن از کالاهای فرنگی صادر کرد. وی رمز پیشرفت مسلمانان را در آشنایی با علوم و فنون جدید می‌دانست. از این رو مدارس نوینی را که در آن‌ها علوم جدید اروپایی و زبان‌های فرانسه و انگلیسی تدریس می‌شد، تأیید کرد و برای اداره آن هم «هیئت علمی» تشکیل داد.

مشروطیت و شریعت اصفهانی

شریعت اصفهانی همانند مراجع مشروطه‌خواه نجف، نظام مشروطیت ایران را تأیید و از آن حمایت نمود و مردم ایران را به شرکت در انتخابات و حفاظت از آن فراخواند. وی بر ضد استعمارگران ایتالیایی در حمله به لیبی (از متصرفات عثمانی)، حمله متجاوزان روسی به شمال ایران و کشتار آزادیخواهان (۱۹۱۱م)، حمله متفقین به عثمانی (۱۹۱۴م)، و حمله نیروهای انگلیسی به عراق و اشغال بصره (۱۹۲۰م)، جمعاً هشت فتوای جهاد صادر کرد و در آن‌ها مسلمانان سراسر جهان اسلام را به مقاومت در برابر استعمارگران و بیرون راندن آنها از سرزمین‌های اسلامی و نفی و طرد هرگونه حاکمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی آنان فراخواند.

دعوت به مقاومت

او همچنین جزوه‌ای به زبان فارسی منتشر کرد و مسلمانان را به ترک اختلافات و تفرقه و تمسک به اتحاد و دوستی برای حفظ استقلال کشورهای اسلامی به عنوان اساس مقاومت در برابر فعالیت‌های استعماری دعوت کرد. اعلامیه جهادی او بر ضد متجاوزان ایتالیایی، گواه روشن و آشکاری بر آگاهی کامل سیاسی وی از شئون مختلف استعمار در سرزمین‌های اسلامی است. دراین اعلامیه، شریعت اصفهانی خطاب به علما، فرماندهان رؤسای قبایل، بازرگانان بزرگ و همه مسلمانان جهان ۱۰ هدف عمده استعمار در سرزمین‌های اسلامی را برمی‌شمرد:

۱. بیگانگان استعمارگر با ملایمت و روش دوستانه، دل‌های مردم نادان را جلب کردند.

۲. آن‌ها با آوردن ساخته‌ها و دستاوردهای خود به بازار، مردم مسلمان را در همه امور زندگی، به خود نیازمند کردند.

۳. به بهانه آموزش و پرورش و خدمات پزشکی، شیوه‌های خرافات دینی و گمراه‌کننده خویش را تبلیغ کردند.
۴. مبلغان مذهبی خود را به میان مسلمانان فرستادند تا آنان را از علمای اسلام دور سازند.

۵. کتاب‌های ضد دینی خود را در میان مسلمانان به‌رایگان و یا به بهایی ارزان منتشر کردند.

۶. زر و سیم مسلمانان را گرفته، به جای آن کاغذ و اشیاء تجملی و مصرفی به آنان دادند.

۷. مسلمانان را به مصرف مواد غیر لازم مانند قند، شکر، چای و بعضاً زیان‌آور مانند سیگار نیازمند کردند.
۸. اصل «تفرقه بینداز و حکومت کن» را به کار برده، بدان وسیله بسیاری از سرزمین‌های اسلامی را اشغال کردند.

۹. با کسب امتیازات و دادن وام‌ها و انعقاد قراردادهای گوناگون نفوذ خویش را در کشورهای اسلامی می‌گسترانند.
۱۰. روحانی‌نمایان خود را به لباس روحانی درآورده، ادعای دانش می‌کنند. آن‌ها این علما را در ردیف علمای واقعی قلمداد کرده و فسادی را که آن علمای دروغین مرتکب می‌شوند به حساب بدی مذهب اسلام می‌گذارند و بدین وسیله مردم را به سرپیچی از اوامر علمای حقیقی اسلام می‌خوانند.

جهاد با تجاوزگران

شیخ الشریعه پس از اشغال بخشی از سرزمین عراق در جریان جنگ جهانی اول توسط انگلیسی‌ها، فتوای جهاد برضد اشغالگران انگلیسی صادر کرد و خود همراه سایر علما رهسپار جبهه‌های نبرد گردید. وی در جبهه قرنه در کنار مجاهدین حضور فعال داشت. او همچنین در مهاجرت بزرگ اعتراض‌آمیز علما به کاظمین که به رهبری آخوند خراسانی انجام شد شرکت کرد.

پس از صدور فرمان جهاد بر ضد متفقین و انگلستان شیخ الشریعه با ارسال نامه‌ای برای شیخ خزعل حاکم شیعی خوزستان از او دعوت کرد تا همراه با نیروهای خود، مردم عراق را در مبارزه ضد انگلیسی‌شان یاری دهد.

درس از شکست

وی عامل اصلی شکست انقلاب ضد انگلیسی نجف (۱۹۱۸) را فراهم نبودن شرایط می‌دانست. از این رو به فراهم نمودن مقدمات مبادرت ورزید. او همراه شیخ عبدالکریم جزایری از علمای نجف با رهبران عشایر شیعه عراق ارتباط برقرار کرد و تأیید میرزا محمدتقی شیرازی را هم به دست آورد. به همین منظور در اواخر ۱۹۱۸ سازمان دینی‌سیاسی «الهیئت العلمیه» را در نجف تأسیس کرد. او به همراه میرزا محمدتقی شیرازی طی نامه‌ای به رئیس جمهور وقت آمریکا تمایل مردم مسلمان عراق را به انتخاب دولت مستقل عربی–اسلامی و پادشاهی مسلمان و مقید به مجلس شورای ملی را خواستار شدند.

پس از میرزای شیرازی

در ۱۳۳۸ق که شهر کربلا آزاد شد اداره امور سیاسی اداری و مالی آن را انجمنی بر عهده داشت که شیخ الشریعه رئیس آن بود. پس از درگذشت میرزا محمدتقی شیرازی، شیخ الشریعه مرجع تقلید اغلب شیعیان گردید و جنبش ضد انگلیسی مردم عراق را ادامه داد.

در اواخر اوت ۱۹۲۰ زمانی که انقلاب عراق در شرایط مناسبی قرار داشت نایب حاکم عراق در نامه‌ای به شیخ‌الشریعه خواستار گفت‌وگو با رهبران انقلاب شد. این پیشنهاد باعث بروز دو خط مشی در میان آن‌ها گردید. شیخ‌الشریعه همراه با عده‌ای دیگر از علما، روحانیون و مجاهدان هر نوع گفت‌وگو را به خروج مهاجمان از شهر منوط کردند. بعد از تشکیل حکومت موقت در عراق که با سرکوب انقلاب ۱۹۲۰ و بازداشت و تبعید چند تن از علما همراه بود، شیخ‌الشریعه رهبری مبارزه علیه اشغال، قیمومت و حکومت موقت را برعهده گرفت. او در ۸ ربیع الثانی ۱۳۳۹ق (۲۷ آذر ۱۲۹۹) در نجف اشرف درگذشت و در یکی از حجره‌های شرقی در صحن غروی امیر مؤمنان (سلام‌الله‌علیه) دفع شد.

منبع: محمدحسن رجبی، علمای مجاهد، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پاییز ۱۳۸۲، ص ۲۶۱ تا ۲۶۳

نظر خودتان را ارسال کنید