آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی

استادان آیت‌الله شاه‌آبادی در حوزه اصفهان

مرحوم والد در سال ۱۲۹۲ هـ ق در اصفهان دیده به جهان گشود و تا ۱۲ سالگی در آن شهر بوده و مقدمات را در حوزه اصفهان فرا گرفت.

در آن زمان، حوزه اصفهان بسیار حوزه پرتلاش و فعالی بود و حتی از تهران و قم رونق بیشتری داشت. بسیاری از علمای معروف و سرشناس در آن زمان برای تحصیل به اصفهان می‌رفتند. مثلاً مرحوم آیت‌الله سید جمال گلپایگانی از کسانی بود که از گلپایگان به اصفهان رفت و در حوزه آنجا مشغول تحصیل شد. مرحوم والد می‌فرمود: «اصفهان مرکز علم بود و مجتهدین مسلّم در حوزه آنجا، فراوان بود.»

بیشتر بخوانید
تشکیل جلسه جمعیت اخوان

من یادم هست شب‌های دوشنبه منزل مرحوم ابوالصباء در خیابان خانی‌آباد می‌رفتیم. فضای حیاط آن خانه حدود ۳۰۰ متر بود. تمام اتاق‌ها و حیاط مملو از جمعیت می‌شد. نه اینکه فقط روضه بخوانند که آن هم بود، اما آنچه را مردم نمی‌دانستند و باید بدانند، می‌گفتند![۱]

 

راوی: آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی

 

[۱] حدیث عشق و فطرت، ص ۱۵۵

بیشتر بخوانید
بخشی از سخنان آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در جلسات جمعیت اخوان

آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی به برخی از سخنان ایشان در میان جمعیت اخوان اشاره می‌کنند:

بیشتر بخوانید
آغاز درس امام خمینی با استادش

امام از جمله فلسفه را خوانده و در سنین ۲۵، ۲۶ سالگی بود به دنبال یک استاد عرفان عملی بودند. در بین هم‌­درسی­‌ها و هم­‌مباحثه‌­ای‌­های امام، یکی از فرزندان آقای شاه‌‌آبادی با ایشان هم‌­درس بود.[۱] امام روزی موضوع را می­‌گویند. نمی‌­دانم آقا روح‌­الله یا آقا نورالله بوده ـ به نظرم آقا نورالله صحیح است ـ به هر صورت ایشان به امام می‌­گوید این آقا می­‌تواند به شما درس بدهد. در همان زمان آقای شاه­‌آبادی با آشیخ عبدالکریم حائری در مدرسه فیضیه مشغول صحبت بودند. امام صبر می‌­کنند تا صحبت ایشان تمام شود.

بیشتر بخوانید
وهم و نیروی واهمه شیطانی و نظر آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به توجه به داستان حضرات خضر و موسی

نیروی واهمه همان شعور ابتدایی است كه در جزئیات امور زندگی انسان كاربرد دارد، نیروی واهمه در دسترس تصرفات موجوداتی نامرئی به نام شیاطین یا ابالسه است كه بسیاری از حكمای معاصر از جمله امام خمینی متذكر تصرفات باطنی و درونی آن دشمن نادیدنی در نیروی واهمه و مبارزه عقل با آن شده‌اند. مثلاً در جایی كه دستور شرع مقدس اسلام در ارتباط با تحصیل وضو یا غسل، تیمم است،‌ این نیرو كه دستخوش تصرف شیاطین شده، نمی‌گذارد انسان به یك مرتبه شست‌وشو كفایت كند تا هم اسراف صورت پذیرد و هم فضیلت ابتدای وقت نماز از دست برود یا قضا شود.

بیشتر بخوانید
بیان و ترویج معارف عرفانی، منصور ولی

عشق حق در تمام ذرات عالم ساری و جاری است و نشانه آن، حرکت و عدم سکون عالم است. از مکان تا زمان، از ریزترین‌ها چون الکترون‌ها تا عظیم‌ترین‌ها مانند کهکشان‌ها، همه در حال جنبش و دگرگونی است؛ تغییر و تحولی که رو به پیشرفت و تعالی است. حرکتی که خود از قوانین تغییرناپذیر الاهی است و مقصد این حرکت، رب العالمین است که در طی مسیر، پروردگار اوست. بی‌قراری عالم از اوست و عالم بی‌قرار اوست.

بیشتر بخوانید
علت بیان مطالب عمیق عرفانی برای عوام و بیشترین استفاده امام خمینی از این مطالب

علت بیان مطالب عمیق عرفانی برای عوام و بیشترین استفاده امام خمینی از این مطالب

بیشتر بخوانید
کتمان کرامات و رازداری

از ویژگی‌های تردیدناپذیر سالکان راه خداوند، رازداری و پوشیدن قدرت‌های روحی و نعمات پنهانی خداوند است. این توانایی‌ها، از عوارض و به قولی نقل و نبات‌هایی است که در مسیر سلوک نصیب راهروان می‌شود. انسان با اتصال به تنها منبع قدرت هستی، بسیاری از توانایی‌هایش بروز می‌یابد. سالک می‌داند که تمام این فیض‌ها از خداست و قانع و مشغول شدن به این‌ها، غفلت و از دست دادن فایض اصلی است. در نتیجه، همه‌اش را به هیچ می‌گیرد و با کتمان‌شان دل را آرام می‌کند تا به هیچ‌کدام غره نشود.

بیشتر بخوانید
پنهان داشتن کرامات خود توسط آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

روزی من به همراه دو نفر دیگر از شاگردان آقا در محضر ایشان بودیم که ایشان فرمودند: «سالک اگر بر روی افکار و خطورات خود تمرکز کند (یعنی کنترل کند)، در همان اوایل، طی‌الارض نصیبش می‌شود.» پس از این حرف، ما چند نفر در گوشی از هم پرسیدیم که: آیا تو طی‌الارض داری؟ پاسخ همه ما منفی بود. نتیجه گرفتیم که خود آقا چنین قدرتی را دارد. به ایشان عرض کردیم: «ما چنین ویژگی نداریم. پس شما در صحبت خودتان، که را می‌فرمودید؟» ایشان فقط یک جمله پاسخ داد:

«هر که را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند»[۱]

بیشتر بخوانید
تشییع پیکر بی‌سابقه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

تاریخ شاید تا آن زمان چنین­ نمونه­‌ای سراغ نداشته که شخصیتی مانند مرحوم پدرم را، از مسجد جامع بازار تا حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) روی دوش تشییع بکنند و همان‌جا به خاک بسپارند. بایستی گفت اینکه ده دوازده کیلومتر راه را پیاده بر دوش، با آن جمعیت بسیار تشییع کنند، اصلاً سابقه نداشت. مرحوم حاج علی اکبر تبریزی، در منبری که در بزرگداشت ابوی در مسجد مرحوم آیت‌الله بهبهانی برگزار شد، گفتند: «من تا به حال چنین تشییع جنازه­‌ای ندیده ­بودم، به‌خصوص كسی که در تشییع جنازه­‌اش این همه گریه‌­کن داشته باشد.»[۱]

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها