آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی

شاگردان آیت‌الله شاه‌آبادی در قم

مرحوم والد در موضوعات مختلف نظیر فقه و اصول و عرفان و اخلاق و فلسفه تدریس داشتند، لذا طبیعتاً تعداد شاگردان‌شان زیاد بود و شاگردان درس فقه حاج شیخ نیز نوعاً در درس ایشان هم شرکت می‌کردند.

بیشتر بخوانید
ماجرای آشنایی امام خمینی با آیت‌الله شاه‌آبادی

روز مبعث سال ۱۳۶۳ ش. بود که بعد از شهادت اخوی حاج آقا مهدی، به دیدار امام رفتم.[۱]بنا بود آقا سعید، اخوی‌زاده ما (پسر حاج آقا مهدی)، را به دست امام ملبس به لباس روحانیت کنیم. لذا با هم به جماران رفتیم. آیت‌الله خامنه‌ای و هیئت دولت و عده‌ای دیگر از مسئولان از جمله آقای هاشمی رفسنجانی، تیمسار ظهیرنژاد و غیره هم حضور داشتند. وقتی من وارد شدم، عمامه را روی نیمکتی که آقا نشسته بودند گذاشتم و عرض کردم: «می‌خواستیم آقا سعید را ملبس و معمم کنیم. مرحوم امام عمامه را برداشت و بر سر آقا سعید گذاشت.

بیشتر بخوانید
تأسف آیت‌الله حائری از رفتن آیت‌الله شاه‌آبادی به تهران

وقتی مرحوم پدر به قم آمدند، اوایل تشکیل حوزه بود و مرحوم حاج شیخ عبد الکریم حائری _ مؤسس حوزه _ تشریف داشتند. حاج شیخ و مرحوم والد بسیار با یکدیگر مأنوس و ارتباط‌شان خیلی نزدیک بود. چون ابتدای تاسیس حوزه بود و امثال پدر ما _ که حاج شیخ بتواند روی او حسابی کند _ در حوزه کم بود. زمانی هم که مرحوم والد به دلائل متعدد از قم به تهران مراجعت کردند، حاج شیخ بسیار متأسف بود. مرحوم امام از قول حاج شیخ  می‌فرمود: «حیف از آقای شاه‌آبادی که حوزه را ترک کرد. رفتن ایشان خسارت بر حوزه بود، نه بر ایشان.»

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
نقاط اتحاد و افتراق آیت‌الله شاه‌آبادی و مراجع تقلید زمان ایشان

مراجع همزمان با مرحوم آقای شاه‌آبادی مرحوم حاج سید ابوالحسن اصفهانی[۱]، مرحوم حاج حسین نائینی[۲] و حاج‌آقا نورالله نجفی[۳] در اصفهان بودند. نقطه اتحادشان در قضیه مخالفت با نظام حکومتی بود که عده‌ای از علما از نجف آمدند به قم و عده‌ای هم از اصفهان، و در قم تشکیلاتی را در مخالفت با شاه ترتیب دادند و موضوع آن هم نظام وظیفه بود.

بیشتر بخوانید
مبارزه استوار آیت‌الله شاه‌آبادی با نظام طاغوت

حدود ۱۱ ماه آیت‌الله شاه‌آبادی خودش با آن دو نفر در حضرت عبدالعظیم متحصن بودند و به عنوان اعتراض به کارهای رضاخان؛ آن هم اوایل رضاخان که چندان قوی نشده بود و آیت‌الله شهید مدرس را تبعید نکرده بود. ایشان از همان جا نامه نوشتند به علمای شهرستان‌ها، و حتی نجف اشرف که قیام کنید در برابر رضاخان و نگذارید این چاروادار کارش به جای باریکی بکشد که نتوان جلوی آن را گرفت.

بیشتر بخوانید
آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، لطیف‌ترین روح در نظر امام خمینی

در جلسه‌‏ای که به همراه آقای رفسنجانی در خدمت امام بودیم، ایشان در‏ خصوص رابطه‌‏شان با مرحوم پدرم  مطالب جالبی را فرمودند؛ از جمله فرمودند که نخستین بار که استاد را دیدم، ایشان با مرحوم‏ آیت‏‌الله حائری، مؤسس حوزۀ علمیۀ قم، در حال بحث بودند. در کنار ایشان عده‏ دیگری نیز نشسته بودند و به بحث آن‌ها گوش می‏‌دادند و احیاناً در بحث شرکت‏ می‌‏کردند. من هم در گوشه‏‌ای به انتظار ایستادم. پس از تمام شدن بحث، از ایشان تقاضای درس فلسفه داشتم، اما زیر بار نرفتند.

بیشتر بخوانید

تأسیس حوزه علمیه‌­ای که هم دارای جایگاه و پایگاه قوی باشد، هم بتواند مثل نجف مدرسانی قوی داشته باشد و هم مجتهد صالح باسواد متناسب با مقتضیات زمان تربیت کند، کار ساده‌­ای نیست. خب شیخ[۱] آمد به میدان و این کار را شروع کرد. از علمای مختلف دعوت کرد که به حوزه علمیه قم بیایند و برای تقویت این حوزه فعالیت کنند. عده­‌ای از مراجع و علمای تهران، اصفهان و تبریز و شهرهای دیگر به قم مهاجرت کردند و در قم فعالیت­‌های تدریسی­‌شان را آغاز کردند.

بیشتر بخوانید
بیان مطالب سطح بالای دینی برای مردم عامی

در جلسه‏‌ای که به همراه آقای رفسنجانی در خدمت امام بودیم، ایشان در‏ خصوص رابطه‌‌‏شان با مرحوم پدرم  مطالب جالبی را فرمودند؛ از جمله فرمودند که نخستین بار که استاد را دیدم، ایشان با مرحوم‏ آیت‏‌الله حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، در حال بحث بودند. در کنار ایشان عده‏ دیگری نیز نشسته بودند و به بحث آن‌‌ها گوش می‏دادند و احیاناً در بحث شرکت‏ می‌‏کردند. من هم در گوشه‌‏ای به انتظار ایستادم. پس از تمام شدن بحث، از ایشان تقاضای درس فلسفه داشتم، اما زیر بار نرفتند.

بیشتر بخوانید
آغاز درس امام خمینی با استادش

امام از جمله فلسفه را خوانده و در سنین ۲۵، ۲۶ سالگی بود به دنبال یک استاد عرفان عملی بودند. در بین هم‌­درسی­‌ها و هم­‌مباحثه‌­ای‌­های امام، یکی از فرزندان آقای شاه‌‌آبادی با ایشان هم‌­درس بود.[۱] امام روزی موضوع را می­‌گویند. نمی‌­دانم آقا روح‌­الله یا آقا نورالله بوده ـ به نظرم آقا نورالله صحیح است ـ به هر صورت ایشان به امام می‌­گوید این آقا می­‌تواند به شما درس بدهد. در همان زمان آقای شاه­‌آبادی با آشیخ عبدالکریم حائری در مدرسه فیضیه مشغول صحبت بودند. امام صبر می‌­کنند تا صحبت ایشان تمام شود.

بیشتر بخوانید
گذری بر احوالات اخلاقی-عرفانی آیت‌الله شاه‌آبادی

در دفتر اول مثنوی، آمده است:
غرق حق خواهد که باشد غرق‌تر / همچو موج بحر جان زیر و زبر
زیر دریا خوش‌تر آید یا زبر؟! / تیر او دلکش‌تر آید یا سپر؟!
ولی آرزومندان به کناری می‌نشینند و حسرت غرقه شدن را می‌کشند و عمرشان تنها در بازی الفاظ طی می‌شود که:
زیر دریا خوش‌تر آید یا زبَر؟
اما هرگز پا به میدان نمی‌گذارند. بگذاریم و بگذریم...

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها