امام خمینی

پایبندی امام خمینی به درس آیت‌الله شاه‌آبادی

روز‌هایی که جلسات درس پدرم در منزل تشکیل می‌شد، من هم، که آن وقت چهارساله بودم، به حوزۀ درسی ایشان می‌رفتم و می‌نشستم؛ ولی چون طاقت و حوصله نشستن زیاد را نداشتم، شیطنت می‌کردم. از این رو، مرا بر روی طاقچه پهن پشت پنجره می‌نشاندند. از آنجا چهرۀ حاضران در جلسه را می‌دیدم. اگرچه در آن زمان از علت حضور آنان و صحبت‌هایشان چیزی نمی‌فهمیدم، چهره‌های آنان، از جمله چهره مبارک مرحوم امام، در ذهنم نقش بست.

بیشتر بخوانید
اهتمام آیت‌الله شاه‌آبادی به عرفان عملی در خلال پرداخت علمی به عرفان نظری

در عرفان آنچه که مورد اهتمام ایشان و شاگردان‌شان بود، عرفان نظری نبود. از نظر وی عرفان نظری مثل سایر دروس، مشتی اصطلاح بود و عرفانی که مقدمه پیشرفت روح است، عرفان عملی است. عرفان عملیِ وی مافوق عرفان نظری‌اش بود؛ هرچند در عرفان نظری هم سرآمد بود و به نقل مرحوم امام، مطالب نظری که در درس افاده می‌فرمود، از صاحبان کتب بهتر بود و از خود آن‌ها بیشتر مطلب داشت.

بیشتر بخوانید
شاگردان آیت‌الله شاه‌آبادی در قم

مرحوم والد در موضوعات مختلف نظیر فقه و اصول و عرفان و اخلاق و فلسفه تدریس داشتند، لذا طبیعتاً تعداد شاگردان‌شان زیاد بود و شاگردان درس فقه حاج شیخ نیز نوعاً در درس ایشان هم شرکت می‌کردند.

بیشتر بخوانید
بهره‌گیری آیت‌الله شاه‌آبادی از امور معنوی و آسمانی

برای معرفی یک بزرگواری که در زمان خودش کم‌نظیر بوده، کسانی مثل من خیلی کمتر از آن هستند که بتوانند تمام ابعاد را، حتی یک بُعد را به طور کامل بیان بکنند.

بیشتر بخوانید
ماجرای آشنایی امام خمینی با آیت‌الله شاه‌آبادی

روز مبعث سال ۱۳۶۳ ش. بود که بعد از شهادت اخوی حاج آقا مهدی، به دیدار امام رفتم.[۱]بنا بود آقا سعید، اخوی‌زاده ما (پسر حاج آقا مهدی)، را به دست امام ملبس به لباس روحانیت کنیم. لذا با هم به جماران رفتیم. آیت‌الله خامنه‌ای و هیئت دولت و عده‌ای دیگر از مسئولان از جمله آقای هاشمی رفسنجانی، تیمسار ظهیرنژاد و غیره هم حضور داشتند. وقتی من وارد شدم، عمامه را روی نیمکتی که آقا نشسته بودند گذاشتم و عرض کردم: «می‌خواستیم آقا سعید را ملبس و معمم کنیم. مرحوم امام عمامه را برداشت و بر سر آقا سعید گذاشت.

بیشتر بخوانید
تبحر آیت‌الله شاه‌آبادی در علوم عقلی علاوه بر علوم فقهی و حدیثی

استقبال حوزه از مرحوم والد به نحوی بود که شخصیت‌های بزرگی مثل مرحوم حاج میرزا محمد کبیر – با اینکه مشی ضد فلسفی داشت - با ایشان جلسات بحث در علوم عقلی برقرار کرد و از ایشان استفاده می‌نمود. مادرم نقل می‌کرد: «سفری مرحوم آقا به تهران رفته بودند. روزی آقای کبیر به منزل آمد و گفت: تا آدم شروع می‌کند چیزفهم شود، ایشان به تهران می‌رود.»[۱]

بیشتر بخوانید
آقا محمدصادق شاه‌آبادی واسطه معرفی آیت‌الله شاه‌آبادی به امام خمینی

بنده پس از مدتی رفتم به قم جهت تحصیل، خدمت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری. چندین سال بعد، آیت‌الله شاه‌آبادی به من پیغام دادند تا برایشان خانه‌ای اجاره کنم و من در محله عشقعلی منزلی اجاره کردم و ایشان در سال ۱۳۴۷ قمری به قم آمدند و در همان محله تدریس را شروع کردند. در همین محله بود که حضرت امام به شاگردی آقای شاه‌آبادی درآمدند. نحوه آشنایی بدین شکل بود که من آقای خمینی را به ایشان معرفی کردم و گفتم: «آن که به دنبالش می‌گشتی، آمده است به قم.»

بیشتر بخوانید
حفظ اسلام دلیل محوری تحصن یازده ماهه آیت‌الله شاه‌آبادی در حرم حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام

از نقاط ویژه زندگی آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی مبارزه با اعمال ضد دینی رضاخان است. در این میان مسئله تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام جزء صفحات ماندگار زندگانی مبارزاتی ایشان محسوب می‌شود. با وجود دلایل متعددی که از زبان افراد مختلف در این باره منقول است، شنیدن دلیل تحصن از بیان خود مرحوم شاه‌آبادی لطف دیگری دارد. آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی درباره علت تحصن پدرشان از ایشان پرسش کرده‌اند و آن عارف مبارز پاسخ دادند:

بیشتر بخوانید
مقام اخلاقی آخوند خراسانی و روش او در برخورد با مخالفان

مرحوم والد درباره مقام اخلاقی آخوند خراسانی و روش او در برخورد با مخالفان این داستان را نقل می‌فرمودند:

بیشتر بخوانید
مبارزه استوار آیت‌الله شاه‌آبادی با نظام طاغوت

حدود ۱۱ ماه آیت‌الله شاه‌آبادی خودش با آن دو نفر در حضرت عبدالعظیم متحصن بودند و به عنوان اعتراض به کارهای رضاخان؛ آن هم اوایل رضاخان که چندان قوی نشده بود و آیت‌الله شهید مدرس را تبعید نکرده بود. ایشان از همان جا نامه نوشتند به علمای شهرستان‌ها، و حتی نجف اشرف که قیام کنید در برابر رضاخان و نگذارید این چاروادار کارش به جای باریکی بکشد که نتوان جلوی آن را گرفت.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها