تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگی

توجه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام

از هوشمندی‌های عارف فرزانه و محبوب معمار جمهوری اسلامی، توجه ویژه به مقولۀ تهاجم فرهنگی است. موضوع تهاجم فرهنگی نه با این نام، ولی با همین محتوایی که در قاموس سیاسی انقلاب اسلامی متداول است، در اندیشۀ جناب شاه‌آبادی، از سه بُعد مورد عنایت قرار گرفته است: تشخیص، شناخت اسباب و عوامل، و راه‌های مقابله با آن. در مورد بُعد اول، او معتقد است: «مدت زمانی است که مملکت اسلام مبتلا به امراض مزمنه و مهلکه شده، انتشار عقاید باطله و اخلاق رذیله و افعال قبیحه؛ به حدی که نمی‌توان جامعه را نسبت به انسانیت داد، فضلاً عن الاسلامیه.[۱]»

ایشان خطر این تهاجم را همچون بیماری و آفتی می‌داند که روزبه‌روز بر فشار آن افزوده می‌شود، تا آنجا که رفته‌رفته مزاج جامعه را به‌کلی فاسد و تباه سازد. اما برای مقابله با این تهاجم وسیع فرهنگی که در سه سطح عقاید، اخلاق و رفتار گسترش یافته، ذهن ایشان معطوف به علل اساسی کارساز شدن تهاجم و تحقق و پیدایش چنین آفتی در پیکرۀ جامعه می‌شود و معتقد است اول باید عوامل را شناخت تا با مقابله با آن‌ها بیماری به کنترل درآید.

در بُعد آسیب‌شناسی تهاجم فرهنگی و عواملی که موجب موفقیت تهاجم فرهنگی می‌شود، به چهار عامل اشاره می‌کند:

الف. غرور مسلمانان به حقانیت خود

غرور بی‌جا این اثر سوء را دارد که میدان تبلیغاتی را به دشمن می‌سپارد و عرصه را برای انجام کار رسانه‌ای دشمن بازمی‌گذارد: «غرور مسلمین به حقانیت خود که منشأ تحویل دادن میدان دعوت است به معاندین و موجب قناعت نمودن به اسلام انفرادی و ترک تبلیغات و امر به معروف و نهی از منکر شده.[۲]»

در این فراز، به چندین مطلب اساسی همچون: میدان مبارزۀ تبلیغاتی را خالی کردن، ترک امر به معروف و نهی از منکر، که از فرایض مهم الهی است، و از همه مهم‌تر اسلام را به صورت فردی دیدن و مسلمان سکولار بودن، اشاره شده است. توجه به این نکات اساسی است که نشان می‌دهد نقاط آسیب‌پذیر جامعه در مقولۀ تهاجم فرهنگی کجاست. طبیعی است جامعه اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند و کار تبلیغاتی و رسانه‌ای صحیح و لازم انجام ندهد و میدان را به دشمن واگذار کند و اسلام را در زوایای زندگی فردی ببیند، بهترین زمینۀ مساعد برای تهاجم دشمن به عرصۀ فرهنگ جامعه فراهم خواهد شد.

ب. یأس از دستیابی به سعادت دینی و دنیوی

جامعه‌ای که مأیوس از تحصیل و تکمیل سعادت باشد، به همان اندازه خطرناک است که جامعۀ مغرور. و در آسیب‌شناسی جناب شاه‌آبادی چه دقیق و جامعه‌شناسانه به هر دو بُعد غرور و یأس اجتماعی اشاره شده است. جامعۀ مأیوس جامعه‌ای ایستا، متوقف، بی‌تکاپو و بی‌نشاط است و روشن است که چنین مردمی چگونه تهاجم فرهنگی دشمن در میان آن‌ها کارساز خواهد بود.

ج. افتراق مسلمانان

د. نداشتن بیت المال

جریان اسلام در جامعه نیازمند توانایی مالی است و بدون برخورداری از توانایی‌ها و عِدّه و عُدّه و تمکن اقتصادی کافی، زمینه برای هر آفت فرهنگی و کارساز شدن تهاجم فرهنگی دشمن فراهم خواهد شد.

از نظر این عارف روشن‌ضمیر، این عوامل چهارگانه وقتی دست به دست هم داد، تمامی قوا و توانایی‌های عاملۀ مسلمانان تعطیل می‌شود و میدان فرهنگ اسلامی مردم، کاملاً در اختیار امواج بی‌مهابای دشمن قرار خواهد گرفت.

اما از نظر جناب شاه‌آبادی، «علت‌العلل، جهل به مرام اسلام است، زیرا که اگر مرام اسلام معلوم ما بود و همان بعینه مرام ما مسلمین شده بود، البته در اطراف آن کوشش نموده، مقصود را انجام می‌دادیم.[۳]»

حال که زمینه‌های تحقق تهاجم فرهنگ آسیب‌شناسی شده، راه صالح و مقابل روشن است. برای مقابله باید:

۱. دست از غرور و یأس برداشت و به انجام تبلیغات صحیح و بسط معارف و حقایق دیانت همت گماشت.

۲. اختلاف و تفرقه و تشتت را کنار گذاشت و به «خیط اخوت» از راه تشکیل جمعیت‌های مذهبی منسجم و مستحکم روی آورد.

۳. به تشکیل بیت‌المال و جمع‌آوری خمس و زکات و سایر حقوق مالی واجب و غیر واجب همت گماشت و به کارهای اقتصادی مفید و سازنده همچون تجارت مشروعه و صناعت و زراعت و ترویج محصولات داخلی روی نشان داد.[۴]

از نقطه‌های جالب اندیشۀ شاه‌آبادی، که از هوشمندی و درایت این پیر حکایت می‌کند، به کارگیری تمامی ابزار رسانه‌ای نوین و مدرن در عرصۀ تبلیغات اسلامی است. او با فتوای حکیمانۀ خود دربارۀ رادیو و بلندگو و سایر ابزارهای رسانه‌ای مدرن که به‌تازگی در آن زمان روانۀ بازار شده بود، و رژیم پهلوی از آن در مسیر گسترش فرهنگ مبتذل غرب سود می‌برد، جلوه‌ای از اجتهاد صحیح و فقاهت مبتنی بر زمان‌شناسی صواب را عرضه نمود. در پاسخ استفتاء از به کارگیری رادیو فرمود: «رادیو همچون زبان گویایی است که هم می‌تواند به دانش و فرهنگ خدمت کند، هم می‌تواند گفتارهای ناصواب بگوید. بنابراین خرید و نگهداری آن برای استفاده از برنامه‌های مفید مانعی ندارد.» و هنگامی که از او پرسیدند آیا اجازۀ خرید بلندگو و نصب آن در مسجد را می‌دهید؟ در پاسخ فرمود: «این چه سؤالی است؟ حتماً آن را تهیه کنید که تا من زنده‌ام، حجت بر مردم تمام شود که این وسیله گناه ندارد و نگهداری آن و نیز استفاده از آن در موارد صحیح، نه تنها زیانی ندارد، بلکه لازم است.[۵]»

 

منبع: جعفرپیشه فرد، مصطفی، «اندیشۀ سیاسی آیت‌الله شاه‌آبادی و نقش آن در اندیشۀ سیاسی امام خمینی (س)»، مجله حکومت اسلامی، سال هفتم، شماره دوم، ص ۸۲-۱۰۲

 

[۱] شذرات المعارف، ص ۳

[۲] همان، ص ۴

[۳] همان، ص ۴-۶

[۴] همان، ص ۶-۹

[۵] عارف کامل، ص ۴۱

نظر خودتان را ارسال کنید