خاطره‌ها

پایبندی امام خمینی به درس آیت‌الله شاه‌آبادی

روز‌هایی که جلسات درس پدرم در منزل تشکیل می‌شد، من هم، که آن وقت چهارساله بودم، به حوزۀ درسی ایشان می‌رفتم و می‌نشستم؛ ولی چون طاقت و حوصله نشستن زیاد را نداشتم، شیطنت می‌کردم. از این رو، مرا بر روی طاقچه پهن پشت پنجره می‌نشاندند. از آنجا چهرۀ حاضران در جلسه را می‌دیدم. اگرچه در آن زمان از علت حضور آنان و صحبت‌هایشان چیزی نمی‌فهمیدم، چهره‌های آنان، از جمله چهره مبارک مرحوم امام، در ذهنم نقش بست.

بیشتر بخوانید
خدمت به خلق در تربیت فرزند آیت‌الله شاه‌آبادی

ما چون در یک خانوادۀ روحانی بزرگ شده‌­ایم، به همین خاطر غیر از علم و دین مطالب دیگری نبود. گاهی اوقات مطالب خصوصی بود و مطالب عمومی هم همه­‌اش پیرو دین بود. وقتی می‌­دیدیم پدر این‌‌گونه بودند و مادر هم این‌‌گونه بودند و برادرها هم به آن صورت بودند، اجباراً ما هم تابع آن‌‌ها می‌­شدیم. اما زمانی که من به مخابرات رفتم، گفتم: «من می­‌خواهم بروم به مخابرات و برای مردم کار بکنم.» یکی از مسائلی که من را به مخابرات کشاند، همین خدمت به مردم بود. من در تمام ایران رفتم و دستگاه نصب کردم. این خدمت بود.

بیشتر بخوانید
اهتمام آیت‌الله شاه‌آبادی به عرفان عملی در خلال پرداخت علمی به عرفان نظری

در عرفان آنچه که مورد اهتمام ایشان و شاگردان‌شان بود، عرفان نظری نبود. از نظر وی عرفان نظری مثل سایر دروس، مشتی اصطلاح بود و عرفانی که مقدمه پیشرفت روح است، عرفان عملی است. عرفان عملیِ وی مافوق عرفان نظری‌اش بود؛ هرچند در عرفان نظری هم سرآمد بود و به نقل مرحوم امام، مطالب نظری که در درس افاده می‌فرمود، از صاحبان کتب بهتر بود و از خود آن‌ها بیشتر مطلب داشت.

بیشتر بخوانید
رغبت عمومی نسبت به آیت‌الله شاه‌آبادی

در ارتباط‌شان خیلی خوش‌رو و خوش‌برخورد بودند و برایشان مهم نبود كه چه كسی به ایشان مراجعه می‌كند. طبیعتاً یك چنین چیزهایی هست كه مردم گرایش پیدا می‌كنند. ایشان هم از آنجایی كه متوجه بودم و متوجه شدم گه‌گاهی مسجد را پُر می‌دیدم. چون مسجد جامع چندین شبستان دارد و مجتهدان دیگر و پیش‌نمازهای دیگر هم آنجا بودند، ولی خُب گه‌گاهی بود كه شبستان ایشان جمعیت فوق العاده‌ای داشت. این گواه بر این است كه رفتار ایشان و كردار ایشان و حركات ایشان دال بر این بود كه دوستان به سمت ایشان گرایش پیدا می‌كردند.

 

راوی: عباس شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
شاگردان آیت‌الله شاه‌آبادی در قم

مرحوم والد در موضوعات مختلف نظیر فقه و اصول و عرفان و اخلاق و فلسفه تدریس داشتند، لذا طبیعتاً تعداد شاگردان‌شان زیاد بود و شاگردان درس فقه حاج شیخ نیز نوعاً در درس ایشان هم شرکت می‌کردند.

بیشتر بخوانید
بهره‌گیری آیت‌الله شاه‌آبادی از امور معنوی و آسمانی

برای معرفی یک بزرگواری که در زمان خودش کم‌نظیر بوده، کسانی مثل من خیلی کمتر از آن هستند که بتوانند تمام ابعاد را، حتی یک بُعد را به طور کامل بیان بکنند.

بیشتر بخوانید
نمونه‌ای از آموزه‌های درس مکاسب آیت‌الله شاه‌آبادی

این را من از یكی از شاگردان ایشان بعدها شنیدم كه ایشان مكاسب در مسجد درس می‌دادند. می‌گفتند كه این مسئله كسب به گوش بازاری‌ها بخورد كه بدانند چه كار می‌كنند. مطلبی را آن فرد از پدرم نقل كردند و گفتند چون از آنجایی هم كه من كاسب هستم، می‌گفت دستور بر این است كه اگر كاسب همسایه‌اش مراجعه كند به پول دستی، طرفِ دهنده باید آن را از دخلش برگرداند، آن هر چقدر می‌خواهد بردارد و ببرد و هر زمان كه آورد بیاورد. یا اگر تویی كه كاسبی و دخل و خرجت را انجام دادی، برای اینكه كاسب بغلی‌ات كار بكند، تو مغازه را ببند.

بیشتر بخوانید
ماجرای آشنایی امام خمینی با آیت‌الله شاه‌آبادی

روز مبعث سال ۱۳۶۳ ش. بود که بعد از شهادت اخوی حاج آقا مهدی، به دیدار امام رفتم.[۱]بنا بود آقا سعید، اخوی‌زاده ما (پسر حاج آقا مهدی)، را به دست امام ملبس به لباس روحانیت کنیم. لذا با هم به جماران رفتیم. آیت‌الله خامنه‌ای و هیئت دولت و عده‌ای دیگر از مسئولان از جمله آقای هاشمی رفسنجانی، تیمسار ظهیرنژاد و غیره هم حضور داشتند. وقتی من وارد شدم، عمامه را روی نیمکتی که آقا نشسته بودند گذاشتم و عرض کردم: «می‌خواستیم آقا سعید را ملبس و معمم کنیم. مرحوم امام عمامه را برداشت و بر سر آقا سعید گذاشت.

بیشتر بخوانید
حمایت آیت‌الله شاه‌آبادی از قتل احمد کسروی توسط نواب صفوی

در سال‌های ۱۳۲۱ به بعد در مملکت در غوغای عجیبی بود. در زمان رضاخان و قبل از او، هجمه فرهنگی غرب به وسیله روشنفکران علیه تشیع شروع شده بود. اگر یک نگاهی به روزنامه‌های بعد از مشروطیت در سال‌های ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۵ شمسی کنیم، می‌بینیم که چه نوع هجومی شروع شده و بسیاری از خوبی‌های مذهب تشیع، ضد ارزش شد. نوعی ناسیونالیسم به جای ترویج شیعه به وجود آمد. روشنفکران آن روز گمان می‌کردند کشور نیاز به «دیکتاتور ملی» دارد. پاره‌ای از روحانیان موجه هم در تکیه با رضاخان عکس گرفتند.

بیشتر بخوانید
علت بازگشت آیت‌الله شاه‌آبادی از عراق به ایران و دشواری‌های مسیر

مادر آقای شاه‌آبادی که در معیت‌شان بودند، اظهار دلتنگی برای سایر اولادشان می‌نمایند و ایشان را ملزم به بازگشت به ایران می‌کنند. حاج میرزا محمدتقی شیرازی که مطلع می‌شوند، راضی نبودند به این مراجعت؛ لذا مانع می‌شوند و می‌گویند: «وجود شما را اینجا لازم داریم.» آقای شاه‌آبادی پاسخ دادند: «مادر من ناراحت است و امر کرده تا ایشان را به ایران ببرم.» حاج میرزا محمدتقی اصرار به استخاره می‌فرمایند و می‌گویند که ترتیبی بدهید که بروید و برگردید. با این اوضاع به ایران برگشتند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها