خاطره‌ها

روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از روزگار آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

رضاخان و مأموریت رذیلانه

بیشتر بخوانید
تشییع پیکر بی‌سابقه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

تاریخ شاید تا آن زمان چنین­ نمونه­‌ای سراغ نداشته که شخصیتی مانند مرحوم پدرم را، از مسجد جامع بازار تا حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) روی دوش تشییع بکنند و همان‌جا به خاک بسپارند. بایستی گفت اینکه ده دوازده کیلومتر راه را پیاده بر دوش، با آن جمعیت بسیار تشییع کنند، اصلاً سابقه نداشت. مرحوم حاج علی اکبر تبریزی، در منبری که در بزرگداشت ابوی در مسجد مرحوم آیت‌الله بهبهانی برگزار شد، گفتند: «من تا به حال چنین تشییع جنازه­‌ای ندیده ­بودم، به‌خصوص كسی که در تشییع جنازه­‌اش این همه گریه‌­کن داشته باشد.»[۱]

بیشتر بخوانید
انتقاد آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به حرکت حوزه‌ها

اشکال ما این بود که (در حوزه) به غیر از مسائل عبادی فقه هیچ کاری نمی‌کردیم. حوزه‌ها در زمینه‌های دیگر حرکتی نداشتند [...] وضع فلسفه هم به صورت امروز نبود. آقای شاه‌آبادی رحمت‌الله‌علیه می‌گفت: مرحوم آقا میرزا علی اکبر یزدی، که یکی از فلاسفه بزرگ و مردی عالم و صادق و پرهیزگار بود، وقتی فوت کرد، شخصی برای تعریف از او در منبر گفت: «خودم دیدم که او قرآن می‌خواند!»[۱] وضع حوزه‌ها اینگونه بود. علوم ریاضی یا سایر علوم، یا نبود یا کم بود [...] حرکت در حوزه‌ها نبود.

 

بیشتر بخوانید
نهی از منکر آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در نوجوانی

مرحوم والد بعد از فوت پدر، از اصفهان برمی‌گردند به تهران. روح دینداری و امر به معروف و نهی از منکر از همان کودکی و سنین خیلی پایین در ایشان خیلی زنده بود. خود ایشان نقل کردند که رسیدیم به کاروانسرای مورچه‌خوار. نگاه کردم دیدم کاروانسرا را آب‌پاشی کرده‌اند. این طرف و آن طرف دالان کاروانسرا جمعیت ردیف نشسته‌اند و یک فردی نی‌لبک یا فلوتی دستش است و مشغول زدن است. این‌ها هم تماماً گوش می‌کنند و هیچ‌کس نهی از منکر نمی‌کند؛ همه دارند استماع می‌کنند. فرمودند من رفتم (حالا در حدود سنین سیزده سالگی) و نی را از دهان او گرفتم و گذاشتم زمین و آن را لگد کردم و آمدم.

بیشتر بخوانید
گوشه‌ای از مبارزه سرسختانه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی با رضاخان

آیت‌الله شاه‌آبادی در سال ۱۳۱۴ در اوج اقتدار رضاخانی به تهران برمی‌گردند و مبارزه را با حکومت پهلوی اول و بعد از شهریور ۲۰ با پهلوی دوم به طور جدی، قاطع و سرسختانه ادامه می‌دهند. سخنرانی‌های ایشان در مسجد بازار تهران همه حاکی از یک روح مبارز سرسختی است که لحظه‌ای نه در اثر تهدیدها و نه در اثر تطمیع‌های حکومت رضاخانی دست از مبارزه برنداشتند.

بیشتر بخوانید
سند عرفان آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی از دیدگاه آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی

خیلی‌ها مدعی عرفان هستند

می‌خواهم مطلبی بگویم، و آن این است که اینجا مسئلۀ شخص نیست، مسئلۀ اثر عرفان است و از همین‌جا باید به محتوای عرفان پی برد. خیلی‌ها مدعی عرفان هستند، عرفان هم نمی‌شود اندازه‌اش را گرفت و به کسی بگوییم چقدر عارف است. هر کسی می‌تواند یک مقداری عارف باشد و به یک بخش از واقعیات آفرینش رسیده باشد و ایمانی داشته باشد. درجات دارد قطعاً. ما باید در آثارش بفهمیم عرفان کجا ظهور می‌کند، کجا خودش را نشان می‌دهد.

عرفان‌های واقعی

بیشتر بخوانید
احترام ویژه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به همسران‌شان

ایشان طوری زندگی می‌­کردند که هر خانواده‌­اش یک خانه داشته باشد. البته در آن خانه‌‌ای که بودند، بزرگ بود. اما زمانی که به تهران آمدند، سعی کردند که برای هر خانواده‌­اش یک خانه داشته باشد و این خانه به نام زنشان بود. محال بود که به نام بچه‌‌ها باشد. به یاد دارم که برای مادر آقا نصرالله و آقا نورالله نرسیدند که این کار را بکنند. چون سه دانگ خانه‌­ای بود که نرسیدند این کار را بکنند. وقتی که مرحوم پدر فوت کردند، من شخصاً خودم رفتم محضر و سهم  خودم را واگذار کردم به مرحوم. حالا خواهرانم را به یاد ندارم. ولی من خودم رفتم و این کار را کردم.

بیشتر بخوانید
روایت آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی از توجه ویژه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به سحر

از خصوصیت‌هایی که مرحوم پدر داشتند این بود که همیشه سحرها بیدار بودند؛ به طوری که ممکن نبود ایشان یک سحر را خواب بمانند. نسبت به دیگران نیز سحرخیزی را تأکید می‌کردند. ایشان می‌فرمودند سحرها ولو حال عبادت ندارید، اما بنشینید و بیدار باشید؛ چرا که خود بیدار بودن در سحرگاه، برای انسان ثمره دارد. هوای سحر همان‌طور که در گل و گیاه اثر می‌گذارد، در انسان نیز اثر می‌گذارد. آن شادابی را به گل و گیاه می‌دهد. همان شادابی را به انسان هم می‌دهد. هم برای سلامتی انسان، هم برای زیبایی انسان، هم برای محبوبیت انسان؛ برای همه این‌ها اثر دارد.

بیشتر بخوانید
نگاهی به تحصیلات آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

شروع تحصیلات حوزوی آیت‌الله شاه‌آبادی همان اصفهان بود و بسیاری از علوم اسلامی را در حوزه اصفهان گذرانده بودند. وقتی به تهران آمدند در دوازده سالگی، تحصیلات حوزوی‌شان  را در تهران ادامه دادند. اساتید بزرگی مثل آیت‌الله آشتیانی در فقه و مرحوم میرزا‌هاشم اشکوری گیلانی در عرفان از اساتید ممتاز و مشخص آیت‌الله شاه‌آبادی در تهران بودند. آیت‌الله شاه‌آبادی با پشتکار و استعدادی که داشتند در سن هجده سالگی به مرتبه اجتهاد رسیدند و تحصیلشان را هم به پایان ‌رساندند. همین زمان بود که با مراجعه والد محترمشان به اصفهان و فوت ایشان در اصفهان، تصمیم می‌گیرند که به نجف اشرف مشرف بشوند.

بیشتر بخوانید
خاطره آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی از آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

مرحوم شاه‌آبادی مدتی قم بودند و ما در حوزه که بودیم، خیلی جوان بودیم و لذا ما ایشان را در حوزه درک نکردیم. من در سال ۱۳۲۷ آمدم قم، ایشان دیگر سال‌ها بود که تهران آمده بودند[۱]، ولی شهرت ایشان در بین طلبه‌ها و شخصیت‌های روحانی باقی مانده بود.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها