خاطره‌ها

دعای عاقبت به خیری و یاری خداوند برای اطرافیان

پیر شدن که چیزی نیست، اما عاقبت به خیری خوب است. در حدود ۲۵ سال آشنایی با ایشان، ایشان هیچ‌وقت به کسی نمی‌گفتند پیر شوی، همیشه می‌گفتند: خدا آخر و عاقبت‌تان را به خیر بکند و خداوند شما را یاری بدهد.

 

راوی: حسین علیرضایی

بیشتر بخوانید
ناشناخته بودن قدر و منزلت آیت‌الله شاه‌آبادی از نظر شهید مطهری

شهید مطهری تعبیرش این است که «آیت‌الله شاه‌آبادی مرد مجهول‌القدری بود. مردم تهران به او به چشم یک پیش‌نماز نگاه می‌کردند، یک پیش‌نماز درجه اول نه بیشتر؛ در صورتی‌که مرحوم شاه‌آبادی از نظر حدود و مقام خیلی بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود.» به هر حال، رحم و عطوفت آیت‌الله شاه‌آبادی باعث شد مقام و قدر و موقعیت ایشان در زمان خودش آن‌چنانی که باید و شاید شناخته نشد.

 

راوی: حجت‌الاسلام سعید شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
آزمودن حجت‌الاسلام قریشی به دستور آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

از جهت مادری نوه عموی مرحوم شهید شاه‌آبادی هستم و لذا از اوایل دوران تحصیل قم با این دودمان محشور بودم، مأنوس بودم و مراوده داشتم. اولین باری كه از قم به تهران آمدم، خدمت مرحوم شاه‌آبادی بزرگ رسیدیم و دست ایشان را بوسیدیم. از مادرم پرسید ایشان را معرفی كنید. من را معرفی كردند. مرحوم آقای شاه‌آبادی صدا زد: «مهدی، بیا پسر عموت رو ببر یه امتحان كن ببین چی خونده و چقدر بلده.» مرحوم آقا مهدی شاه‌آبادی من را دعوت كرد در یک اتاقی. اول پرسید: «چی داری می‌خونی؟» گفتم. سؤالاتی كردند.

بیشتر بخوانید
مراتب اخلاقی همسر مرحوم شاه‌آبادی

یكی از عیالات مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی، البته به احترام مادر من، گفت: «من مخصوصاً این سفر میام قم كه به برادرانم سفارش شما را بكنم.» چهار برادر بزرگ و مجتهد بزرگوار ایشان بودند و من در مدرسه اجدادی ایشان مشغول به تحصیل بودم؛ یعنی این‌ها هم از لحاظ این مكتب پرورش‌یافته مخلصی بودند. همین بانوی بزرگوار در وصیت‌نامه‌اش توصیه می‌كند به آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی كه «در مجلس من آقای قریشی باید منبر برود.» وقتی من رفتم به مجلس، دیدم بزرگانی مثل مرحوم علامه فلسفی و گویندگان دیگری حضور داشتند.

بیشتر بخوانید
تحول عظیم آیت‌الله محمد صادقی تهرانی پای درس آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

آغاز تحصیلات حوزوی بنده در حدود سنه ۱۳۱۸ بوده و سنه ۱۳۲۰ وارد قم شدم. در دو سه سال قبل از ورود به قم، با مرحوم آیت‌الله‌العظمی آقای شاه‌آبادی مأنوس شدم و انس با جلسات معارف و تفسیر ایشان موجب شد که وارد حوزه شوم [...] بحث‌ها (ی ایشان) به‌قدری عمیق، دقیق، روحانی، معنوی و متحول‌کننده بود که در همان سنین تحولی عظیم یافتم. درمجموع، دو سه سال جلسات منزل و مسجد ایشان را مرتب پیگیری می‌کردم و مباحث ایشان را می‌نوشتم و گاهی به خودشان ارائه می‌دادم که موجب تعجب ایشان می‌گردید.

 

راوی: آیت‌الله محمد صادقی تهرانی

بیشتر بخوانید
حج نیابتی حجت‌الاسلام قریشی برای آیت‌الله شاه‌آبادی

یادم نمی‌رود یكی از سفرها كه خدمت حضرت آیت‌الله آقا محمد شاه‌آبادی، اخوی شهید شاه‌آبادی، رسیدم، ایشان فرمودند كه حج امسال را می‌توانی نیابت برای پدرم انجام بدهی؟ عرض كردم: «با كمال افتخار.» آن حج از امتیاز خاصی برخوردار بود؛ چون در تمام مراحل، به‌خصوص در طواف، از بركات روح بلند آن مرجع عارف، یک حالت معنوی خاصی هم در خود من ایجاد شده بود. حالا می‌گویم كه بر خود می‌بالیدم كه من برای چنین شخصیتی نیابت حج انجام می‌دهم. سال بعدش هم فرمودند: «پس برای مادرم هم امسال نیابت حج را انجام بده.» عرض كردم: «چشم.

بیشتر بخوانید
تشکیل جلسه جمعیت اخوان

من یادم هست شب‌های دوشنبه منزل مرحوم ابوالصباء در خیابان خانی‌آباد می‌رفتیم. فضای حیاط آن خانه حدود ۳۰۰ متر بود. تمام اتاق‌ها و حیاط مملو از جمعیت می‌شد. نه اینکه فقط روضه بخوانند که آن هم بود، اما آنچه را مردم نمی‌دانستند و باید بدانند، می‌گفتند![۱]

 

راوی: آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی

 

[۱] حدیث عشق و فطرت، ص ۱۵۵

بیشتر بخوانید
حاج شیخ علی محدث‌زاده شاگرد شبانه آیت‌الله شاه‌آبادی

به خاطر دارم روزی به عیادت مرحوم حاج شیخ علی محدث‌زاده رفته بودم. پیش از من، جوانی از ایشان عیادت کرده بود که طبق اظهار ایشان از فضلا بود. وقتی پرسیدم تحصیلات شما در کدام حوزه بوده است، پاسخ داد از محضر آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی استفاده نموده‌ام، که پس از گفت‌وگو معلوم شد وی از پرورش‌یافتگان بحث‌های شبانه ایشان در مسجد جامع است.[۱]

 

راوی: آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی

 

[۱] حدیث عشق و فطرت، ص ۱۵۲

بیشتر بخوانید
تحصن یک‌نفره آیت‌الله شاه‌آبادی

اوج مبارزات فقیه مبارز میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، در دوره تحصن یازده‌ماهه ایشان در حرم حضرت عبدالعظیم است. ایشان در حدود سال ۱۳۰۶ شمسی که اوایل حکومت رضاخانی است، وقتی می‌بینند که صحبت‌ها و حرکت‌ها و مبارزات عادی تأثیری ندارد، با تعداد زیادی از علما، قریب نود نفر از علمای تهران، هم‌قسم می‌شوند که برای اعلام اعتراضشان به ظلم و بی‌عدالتی و مفاسد حكومت رضاخان بروند به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) و متحصن بشوند.

بیشتر بخوانید
شیوه برخورد آیت‌الله شاه‌آبادی با رسانه

رادیو داشتیم و اخبار گوش می­‌دادیم. آن زمان برق نبود. رادیو با باطری کار می­‌کرد. زمانی که پدر به خانه ما می‌­آمدند، اخبار گوش می‌­دادند. اخبار رادیو دو بعد از ظهر بود یا هشت شب. من رادیو آندریا را خریده بودم. می­‌گفتند که اخبارش اشکالی ندارد. می­‌گفتند: «اخبار درست است و این اخبار خوب است. حالا رادیو نوار می‌­گذارد و موسیقی می­‌گذارد، گوش نمی‌­دهیم.» اما اخبار را گوش می‌دادیم و آدم باید از زندگی داخلی و خارجی­‌اش اطلاع داشته باشد.[۱]

 

راوی: حسن شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها