خاطره‌ها

استادان آیت‌الله شاه‌آبادی در تهران

ایشان در تهران اساتید متعددی را درک کردند، از جمله: اصول و بخشی از فقه را نزد آیةالله میرزا محمدحسن آشتیانی _ از شاگردان شیخ انصاری و صاحب کتاب بحرالفوائد _ فراگرفتند. فلسفه را نزد آیةالله میرزا ابوالحسن طباطبایی اصفهانی (جلوه) و عرفان نظری را نزد آیةالله میرزا هاشم گیلانی اشکوری آموختند. در عرفان عملی نیز اساتیدی داشتند، ولی هیچ‌گاه از آن‌ها اسم نمی‌آوردند و نام آن اساتید همیشه مکتوم بود.

ایشان در تهران غیر از علوم حوزوی، تحصیلات دیگری هم داشتند. برای مثال نزد استاد عبدالرزاق خان سرتیپ، ریاضی می‌خواندند.

 

بیشتر بخوانید
مهاجرت از اصفهان به تهران

مرحوم والد در حوزه اصفهان مشغول تحصیل بودند تا اینکه پدر ایشان حاج میرزا محمدجواد در حدود سال ۱۳۰۴ هـ ق از اصفهان به تهران تبعید شدند.[۱] در آن زمان میرزا محمدجواد بر خلاف میل حکومت در اصفهان اقامه حدود می‌کردند، لذا حاکم اصفهان ایشان را به پایتخت تبعید کرد.

بیشتر بخوانید
انتقاد آیت‌الله شاه‌آبادی به حوزه علمیه

مرحوم والد درباره حوزه و روحانیت نظریاتی داشتند که در آن زمان با مذاق روحانیت سازگار نبود؛ همان‌طور که عرفان وی با مذاق حوزه آن وقت سازش نداشت. مثلاً ایشان عقیده داشت «این درست نیست که روحانی زحمت بکشد و درس بخواند، اما اثرش  فقط برای محدوده شهر یا کشور خودش باشد؛ بلکه باید طوری باشد که بتواند به خارج از کشور و مکان‌های دیگر نفوذ کند و نفوس بیشتری را جذب نماید. در غیر این صورت، این دانش تأثیرش محدود و ناچیز خواهد بود.»

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

منبع: حدیث نصر، ص ۱۱۰

بیشتر بخوانید
خواندن نماز پیش از افطار کردن

در ماه مبارک رمضان، ایشان اول نماز می­‌خواندند و بعد به منزل یا جایی برای افطار می‌­رفتند. اگر افطار دعوت داشتند و دور از منزل بود، آنجا اول نماز می‌­خواندند و بعد افطار می‌‌کردند. محال بود که قبل از نماز افطار بکنند. حتماً باید نماز را می‌‌خواندند و بعد افطار می‌کردند.[۱]

 

راوی: حسن شاه‌­آبادی

 

[۱] مصاحبه با حسن شاه‌­آبادی

بیشتر بخوانید
خاطره آیت‌الله سید احمد زنجانی از خواب برزخی آیت‌الله شاه‌آبادی

آیت­الله سید احمد زنجانی، در حد مرجعیت و از مدرسان بزرگ بود که از هم‌مباحثه‌ای‌های امام بود. ایشان در مورد آقای شاه‌­آبادی تعبیر جالبی دارد. خاطره‌­ای از آیت‌­الله شاه‌‌آبادی نقل می­کند و می‌‌گوید که آقای شاه‌‌آبادی گفت من شبی خواب دیدم که در حیاط خوابیده‌­ام، ناگهان یک بچه‌­ای از بالای دیوار پایین می‌‌افتد. من یک مرتبه از خواب پریدم تا آن بچه را نجات بدهم. وقتی که از خواب بیدار شدم، دیدم یک بچه دارد توی آب‌انبار می‌­افتد. سریع رفتم و آن بچه را که از همین اهل خانواده­‌مان بود نجات دادم.[۱]

 

بیشتر بخوانید
شیوه برخورد با کالاهای غربی و مسائل جدید

چون در این اواخر هم سنین ایشان در سنین بالایی بود و هم اینکه ایشان بیمارگونه بودند، قند داشتند و ضعیف شده بودند، صدایشان آن‌چنان که باید و شاید به مجلس نمی‌رسید؛ مرحوم حاج محمود آقای فیاض‌بخش (رضوان الله تعالی علیه) خدمت مرحوم والد آمدند، عرض کردند: «آقا وسیله‌ای به نام بلندگو آمده است. اگر اجازه بفرمایید، ما این را برای مسجد تهیه بکنیم.» ایشان نه گفتند نه، نه گفتند آره، گفتند: «چرا معطلید، این را زودتر تهیه کنید تا اینکه مردم بدانند و حجت برایشان تمام بشود که این گناه ندارد.» چون مکرر سؤال می‌کردند که آقا رادیو حرام است یا نیست. ایشان می‌گفتند: «رادیو چه گناهی کرده؟

بیشتر بخوانید
شاگردان پرآوازه درس آیت‌الله شاه‌آبادی

در زمان قبل ازرفتن ایشان به قم و در ایام قم و باز هم پس از بازگشت‌شان، مجالس درس را برای طلاب و پژوهندگان روحانی داشتند؛ از جمله خاطرم هست که مرحوم آقای حاج سید موسی مازندرانی و آقای حاج هاشم آملی، که هر دو از دنیا رفته‌اند، قبل از اینکه به قم بروند، در تهران از محضر ایشان استفاده می‌کردند. دیگران هم بوده‌اند، ولی من این دو بزرگوار را به خاطر دارم. سپس در قم مجالس درس ایشان، مجالس فوق‌العاده و قابل استفاده بوده است که مرحوم امام (رضوان الله تعالی علیه)، در مدت ۷ سال که مرحوم والد در قم بودند، از جمله کسانی بودند که از محضر ایشان استفاده کردند.

بیشتر بخوانید
حضور در میان مردم و هداست ایشان در عین واصل بودن

آنچه که جنبه تربیتی ایشان ایجاب می‌کرد، جوانانی بودند که این جوان‌ها را به مسائل عرفانی، توحید و نبوت و صفات کمالیه راهنمایی می‌کردند به آن شیوه‌ای که شیرین‌ترین شیوه زبانی بود. واقعاً من کسی را سراغ ندارم که در یک مقام علمی والایی قرار بگیرد و درعین حال، در سطح بسیار پایین با مردم عوام‌الناس روبه‌رو بشود و آن‌ها را مثل یک معلم بزرگ تربیت بکند. و بسیار بودند که حتی خواندن و نوشتن نمی‌دانستند و از معارف بالایی برخوردار بودند.

بیشتر بخوانید
خاطرات آیت الله اخوان از آیت الله شاه آبادی

آیت‌الله اخوان، از علمای تهران، به ذکر خاطراتی ناب از زندگی آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی می‌پردازند.

بیشتر بخوانید
بیان دلیل تحصن یازده ماهه در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

من از مرحوم والد این سؤال را پرسیدم که «چه شد که شما متحصن به حضرت عبدالعظیم شدید؟» ایشان فرمودند: «مقدمتاً من بارها به مدرس گفته بودم که این مرد لیاقت این همه حمایت را ندارد. درست است که این تظاهر به دین و اسلام و حتی دنبال دسته راه می‌افتد و پابرهنه هم می‌رود، اما این‌ها هیچ‌کدام دلیل برای اینکه  این شخص قابل اعتماد باشد و یک فرد مسلمانی باشد که حمایتش بکنی، نیست. ایشان معتقد بود به اینکه ما آنچه در راه موفقیت مملکت هست و پیشبرد آن خواسته‌های مردمی هست، با ایشان همراهی می‌کنیم. اگر روزی روزگاری آمد که به قول خود ایشان لگد بزند، ما ایشان را از خر شیطان پایین می‌آوریم.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها