خاطره‌ها

شیوه برخورد با مصنوعات خارجی

روزی در خدمت ایشان رفتیم به دیدن مرحوم خلیلی، پدر محمود خلیلی که یک زمان رئیس برق تهران بودند که پدر گاز بتان بودند. پدر ایشان مریض بودند. با مرحوم والد و عموزاده‌ام به عیادت ایشان رفتیم. در اتاقی که نشسته بودیم، اتاق کوچکی بود. از همین مبل‌های معمولی که آن زمان خیلی مرسوم نبود و پدر هم روی مبل نشستند و فرمودند: «چه چیز خوبی است.

بیشتر بخوانید
عمل به تکلیف و وظیفه دینی بدون توجه به محدودیت‌های ظاهری

در طول این مدت همواره نه بیم از این داشتندکه متعرضشان بشوند، زندان‌شان ببرند، بگیرندشان، اعدام‌شان بکنند؛ هرگز چنین تصوری نداشتند و برایشان فرق نمی‌کرد، «من وظیفه‌ام این است که راه را ادامه بدهم» و این راه را ادامه می‌دادند. منبر ایشان یک صندلی کوچکی بود که در مسجد استفاده می‌کردند که هنوز هم شاید باشد. گفتند: «این‌ها تصور کرده اند که منبر صحبت می‌کند، این‌ها نمی‌دانند که من صحبت می‌کنم. اگر لازم است که صحبتی نشود، باید من را بگیرند و ببرند.

بیشتر بخوانید
استمرار در بندگی و توسل به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

شخصیاتی که مراحل معرفتی و کمال عرفانی را طی کردند، ادعایی ندارند. هرگز از ایشان شنیده نشده که من چه هستم و چه می‌کنم و چه می‌خواهم، ولی عملاً در بندگی خدا استمرار داشتند؛ یعنی کسی که در تمام عمرش آنچه را که ما دیدیم و تا آخر در عبادات شبانه‌اش، روزانه‌اش، گفتارش، قدمش، هرچه بوده برای خدا بوده.

بیشتر بخوانید

از جهت مادری نوه عموی مرحوم شهید شاه‌آبادی هستم. به خاطر همین نسبت كه بود و مادرم هم حضور داشت و من هم تقریباً بچه بودم، شاید بین ۱۵-۱۶ سالگی، با این خانواده محشور بودم. حتی روش همسران مرحوم شاه‌آبادی را و رعایت عدالت را از مرحوم شاه‌آبادی بزرگ با چشمم می‌دیدم و مطالب را گاهی از زبان خود ایشان می‌شنیدم. مثلاً‌ میوه سفارش می‌داد. اشاره می‌كرد به آن خانه این مقدار، به این خانه این مقدار، كه به نسبت فرزندانی كه بود، جداً عدالت در همه‌ جهات از این مرد بزرگ رعایت می‌شد.

 

راوی: حجت‌الاسلام سید علی اکبر قریشی

بیشتر بخوانید
استادان آیت‌الله شاه‌آبادی در حوزه اصفهان

مرحوم والد در سال ۱۲۹۲ هـ ق در اصفهان دیده به جهان گشود و تا ۱۲ سالگی در آن شهر بوده و مقدمات را در حوزه اصفهان فرا گرفت.

در آن زمان، حوزه اصفهان بسیار حوزه پرتلاش و فعالی بود و حتی از تهران و قم رونق بیشتری داشت. بسیاری از علمای معروف و سرشناس در آن زمان برای تحصیل به اصفهان می‌رفتند. مثلاً مرحوم آیت‌الله سید جمال گلپایگانی از کسانی بود که از گلپایگان به اصفهان رفت و در حوزه آنجا مشغول تحصیل شد. مرحوم والد می‌فرمود: «اصفهان مرکز علم بود و مجتهدین مسلّم در حوزه آنجا، فراوان بود.»

بیشتر بخوانید
درمان وسواس

آخرین خاطره‌ای را كه از مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی دیدم به عرض‌تان برسانم. یك وضو از ایشان دیدم. در بستر خوابیده بودند. ملحفه‌ای روی پایشان بود و پایشان دراز بود. فرمودند: «مهدی، آب بیار من وضو بگیرم.» ای كاش می‌شد این را برای وسواسی‌های عالم ترسیم كرد. من همین روش را زمانی برای چند نفری گفتم. حتی یكی‌شان آیت‌الله‌زاده بود. پدرش با من درد دل می‌كرد، می‌گفت: «پسرم حمامش دوساعت طول می‌كشد!» من یک مقدار او را نصیحت كردم و این وضوی مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی را نقل كردم.

بیشتر بخوانید
از عموم مردم تا شاگردان خاص

درس‌‌های که ایشان در مسجد داشتند، یک زمانی بود که کارهای عمومی را انجام می­‌دادند؛ برای اینکه مردم بتوانند درست نماز بخوانند و درست روزه بگیرند و هم زندگی آن‌‌ها تأمین بشود. بعد یک زمانی برای افرادی که خاص بودند، تفسیر قرآن و معارف اسلامی و عرفان را درس می‌دادند؛ البته درس عرفان را افراد مخصوص می­‌آمدند، نمی‌­توانستند درک عرفان بکنند.

بیشتر بخوانید
درس سطح پایین

مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی با اینكه فقیه و عارفی بزرگوار و استاد حضرت امام بودند كه كراراً اتفاق می‌افتاد مرحوم امام (اعلی الله مقامه) در درس‌شان به هر مناسبتی كه نامی از مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی می‌بردند تعبییرشان این بود كه روحی فداه یا گاهی می‌فرمودند: «من هر چه دارم، همه از آیت‌الله شاه‌آبادی دارم»؛ اما با این درجات عالی علمی و به‌خصوص «عرفان»، در مقامی بود كه وقتی در مدرسه فیضیه برای درس می‌آمد، در پایان درس بعضی از طلاب می‌آمدند و درس‌های پایین‌تر را از ایشان تقاضا می‌كردند، ایشان رد نمی‌كرد، ولو یك نفر. یک درس سطح پایین را برایشان می‌گفت تا شاگردها مجدداً اضافه می‌شدند.

بیشتر بخوانید

مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی در زهد و تقوی و در عشق ورزیدن به مردم واقعاً بی‌نظیر بود. كراراً اتفاق می‌افتاد كه من در خدمت مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی، در محضر ایشان به مسجد جامع می‌رفتیم، نماز ظهر و عصر می‌خواندیم و برمی‌گشتیم. عنایت ایشان به مردم برای منِ بچه‌طلبه آن‌روز سرمشقی بسیار عالی بود؛ یعنی من عملاً از محضر ایشان آموختم كه با مردم چگونه باید برخورد كرد.

بیشتر بخوانید
احترام متقابل همسران آیت‌الله به یکدیگر

مرحوم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی در محیط خانواده بسیار رئوف و مهربان بودند‌ و برخورد بسیار جالبی داشتند. از همین رو، همسران این بزرگوار هم نسبت به یكدیگر عجیب بودند. مادرم تعریف می‌كرد: «اگر بانوی ناشناسی وارد این خانه می‌شد، نمی‌توانست تشخیص بدهد كه بی‌بی این خانه كیه، كنیز این خانه كیه.» مثلاً دو تا همسر كه هر دو از شخصیت‌های خانوادگی بزرگی برخوردار بودند، نسبت به یكدیگر بی‌نهایت احترام داشتند. مثلاً یكی از این‌ها پا می‌شد برای دیگری قلیان آماده می‌كرد.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها