خاطره‌ها

مبارزه استوار آیت‌الله شاه‌آبادی با نظام طاغوت

حدود ۱۱ ماه آیت‌الله شاه‌آبادی خودش با آن دو نفر در حضرت عبدالعظیم متحصن بودند و به عنوان اعتراض به کارهای رضاخان؛ آن هم اوایل رضاخان که چندان قوی نشده بود و آیت‌الله شهید مدرس را تبعید نکرده بود. ایشان از همان جا نامه نوشتند به علمای شهرستان‌ها، و حتی نجف اشرف که قیام کنید در برابر رضاخان و نگذارید این چاروادار کارش به جای باریکی بکشد که نتوان جلوی آن را گرفت.

بیشتر بخوانید
تحصیل آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در سامرا نزد میرزای دوم

ایشان بعد از وفات آخوند به سامراء می‌رود. در آنجا مدتی نزد مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی، صاحب ثورة عراق، استفاده می‌کند و میرزا هم از وی می‌خواهد که در اداره حوزه او را یاری کند. لذا مرحوم والد درس فلسفه و عرفان و فقه و اصول را شروع می‌کند و در جلسه استفتائیه میرزای شیرازی نیز شرکت می‌نماید. تصدیق اجتهادی هم از میرزا محمدتقی شیرازی دریافت می‌کند[۱] که بعدها ایشان در جریانی تمام اجازات خود را از بین می‌برد و فقط همین یک اجازه‌نامه باقی می‌ماند.

 

بیشتر بخوانید
سه دستورالعمل اخلاقی آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی برای بازاریان از زبان آیت‌الله علوی بروجردی

بنده این توفیق را داشتم که با بسیاری از شاگردان مرحوم آیت‌‎الله شاه‎آبادی دیداری داشته باشم. نوعاً کسبه و بازاری بودند و بعضی از آنان مردمان فوق‎العاده و اهل دل بودند. یکی از آنان مرحوم آقای حاج محمود فیاض‌بخش است که شاگرد آیت‌‎الله شاه‎آبادی بزرگ و با ایشان بسیار مأنوس بود و مورد اعتماد ایشان نیز بود. شب‎های جمعه را تا صبح در امامزاده داود به عبادت و دعای کمیل می‌گذراندند.

یک روز دیداری با ایشان داشتم که به بنده گفت:

بیشتر بخوانید
توصیه آیت‌الله شاه‌آبادی به شهید مدرس درباره خطر رضاخان

در تهران یکی از وظایف جدی آیت‌الله شاه‌آبادی مبارزه با ظلم رضاخانی بود. آیت‌الله شاه‌آبادی در همان زمان که رضاخان به قدرت نرسیده بود و در همان دورانی که رضاخان گِل به پیشانی می‌زد و با پای برهنه در جلوی دسته‌جات عزاداری راه می‌رفت و سینه‌زنی می‌كرد طینت رضاخان را شناخته بود، اما او وزیر جنگ بود در مقطعی که مردم آن زمان از شهوت‌رانی‌ها و بی‌بندوباری‌های سلاطین قاجار به تنگ آمده بودند و همه احساس می‌کردند که ملت یک مدیری می‌خواهد که با قدرت و با تسلط و اقتدار بتواند اداره‌اش بکند.

بیشتر بخوانید
اعتقاد محکم آیت‌الله شاه‌آبادی به اعلمیت مرحوم آخوند خراسانی

مرحوم آسید صدر الدین کوپایی در نجف، هم‌دوره مرحوم پدر و از علاقه‌مندان ایشان بود. این دو بزرگوار با این‌که در قضیۀ مشروطه و استبداد دو عقیده مختلف داشتند و مثلاً آسید صدرالدین در درس آسید کاظم یزدی شرکت می‌کرد و مرحوم آقا در درس آخوند خراسانی، ولی با همدیگر بسیار رفیق بودند.

بیشتر بخوانید
محبت قلبی اطرافیان به آیت‌الله شاه‌آبادی

چون پدر و مادر من یک فرد متدینی بودند، من به خاطر دارم پدر و مادرم زمانی که ما پنج یا شش ساله بودیم، سورۀ حمد و توحید را ایشان به ما یاد دادند. ایشان در کوچۀ سرداری پشت مسجد سپهسالار منزل داشتند. آنجا نماز و روزه و حمد و سوره را ایشان به ما یاد دادند. پدرمان گاهی اوقات برای مسائلی که پیش می­‌آمد، سؤالاتی می‌‌کردیم و ایشان جواب‌مان را می‌‌دادند. ایشان چندین زن داشتند و مادر بنده دومین یا سومین زن ایشان بودند. کسی می‌­گفت که مادر من عاشق پدر شما شد و خودش نمی­‌توانست کاری انجام بدهد، دختر خودش را به ایشان داد.[۱]

بیشتر بخوانید
استادان آیت‌الله شاه‌آبادی در تهران

ایشان در تهران اساتید متعددی را درک کردند، از جمله: اصول و بخشی از فقه را نزد آیةالله میرزا محمدحسن آشتیانی _ از شاگردان شیخ انصاری و صاحب کتاب بحرالفوائد _ فراگرفتند. فلسفه را نزد آیةالله میرزا ابوالحسن طباطبایی اصفهانی (جلوه) و عرفان نظری را نزد آیةالله میرزا هاشم گیلانی اشکوری آموختند. در عرفان عملی نیز اساتیدی داشتند، ولی هیچ‌گاه از آن‌ها اسم نمی‌آوردند و نام آن اساتید همیشه مکتوم بود.

ایشان در تهران غیر از علوم حوزوی، تحصیلات دیگری هم داشتند. برای مثال نزد استاد عبدالرزاق خان سرتیپ، ریاضی می‌خواندند.

 

بیشتر بخوانید
مهاجرت از اصفهان به تهران

مرحوم والد در حوزه اصفهان مشغول تحصیل بودند تا اینکه پدر ایشان حاج میرزا محمدجواد در حدود سال ۱۳۰۴ هـ ق از اصفهان به تهران تبعید شدند.[۱] در آن زمان میرزا محمدجواد بر خلاف میل حکومت در اصفهان اقامه حدود می‌کردند، لذا حاکم اصفهان ایشان را به پایتخت تبعید کرد.

بیشتر بخوانید
انتقاد آیت‌الله شاه‌آبادی به حوزه علمیه

مرحوم والد درباره حوزه و روحانیت نظریاتی داشتند که در آن زمان با مذاق روحانیت سازگار نبود؛ همان‌طور که عرفان وی با مذاق حوزه آن وقت سازش نداشت. مثلاً ایشان عقیده داشت «این درست نیست که روحانی زحمت بکشد و درس بخواند، اما اثرش  فقط برای محدوده شهر یا کشور خودش باشد؛ بلکه باید طوری باشد که بتواند به خارج از کشور و مکان‌های دیگر نفوذ کند و نفوس بیشتری را جذب نماید. در غیر این صورت، این دانش تأثیرش محدود و ناچیز خواهد بود.»

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

منبع: حدیث نصر، ص ۱۱۰

بیشتر بخوانید
خواندن نماز پیش از افطار کردن

در ماه مبارک رمضان، ایشان اول نماز می­‌خواندند و بعد به منزل یا جایی برای افطار می‌­رفتند. اگر افطار دعوت داشتند و دور از منزل بود، آنجا اول نماز می‌­خواندند و بعد افطار می‌‌کردند. محال بود که قبل از نماز افطار بکنند. حتماً باید نماز را می‌‌خواندند و بعد افطار می‌کردند.[۱]

 

راوی: حسن شاه‌­آبادی

 

[۱] مصاحبه با حسن شاه‌­آبادی

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها