خاطره‌ها

برخورد خوب با مردم و نصیحت به انجام امور معروف

با مردم بسیار خوش‌برخورد بودند و همیشه خنده‌رو بودند، مخصوصاً در زمان درس دادن. زمانی که می‌دیدند روحیه مردم کسل شده است، جمله‌هایی می‌گفتند که مردم می‌خندیدند. برخوردشان با مردم بسیار خوب بود و هر کسی که درد دلی داشت به ایشان می‌گفت. حاج‌آقا خیلی‌ها را هم نصیحت می‌کردند که شما این پول‌هایی که از اداره می‌گیرید باید بیاورید، نه پیش من، پیش هر کسی که می‌خواهید ببرید؛ ببرید و حلال کنید؛ چون یک مقدار غش در آن است و آن را برطرف کنید چون شما مسلمان هستید. مردم را نصیحت می‌کردند و به آن‌ها دلگرمی می‌دادند و برخورد خیلی خوبی با مردم داشتند.

 

بیشتر بخوانید

مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در سال ۱۳۱۴ شمسی از قم به تهران مراجعه می‌کنند. آن سال‌ها هم‌زمان بود با موضوع کشف حجاب. آیت‌الله شاه‌آبادی در تهران یکی از محورهای فعالیت خودشان را مبارزه با ظلم و ستم و جور نظام رضاخانی می‌دانستند و به طور خاص با پدیده کشف حجاب مبارزه کردند.

بیشتر بخوانید
بیان مطالب سطح بالای دینی برای مردم عامی

در جلسه‏‌ای که به همراه آقای رفسنجانی در خدمت امام بودیم، ایشان در‏ خصوص رابطه‌‌‏شان با مرحوم پدرم  مطالب جالبی را فرمودند؛ از جمله فرمودند که نخستین بار که استاد را دیدم، ایشان با مرحوم‏ آیت‏‌الله حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، در حال بحث بودند. در کنار ایشان عده‏ دیگری نیز نشسته بودند و به بحث آن‌‌ها گوش می‏دادند و احیاناً در بحث شرکت‏ می‌‏کردند. من هم در گوشه‌‏ای به انتظار ایستادم. پس از تمام شدن بحث، از ایشان تقاضای درس فلسفه داشتم، اما زیر بار نرفتند.

بیشتر بخوانید
شجاعت و ایستادگی مثال‌زدنی آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در برابر دشمنان دین

وقتی که رضاخان دستور داد منبر را از مسجد مرحوم ابوی بردارند تا مانع سخنرانی ایشان شوند، ایشان دست از سخنرانی برنداشتند و به طور ایستاده سخنرانی می‌کردند. مأموران شهربانی هم مرتباً به مسجد می‌آمدند و مطالب منبر ایشان را می‌نوشتند و گزارش می‌کردند. یک بار که رئیس کلانتری به مسجد آمده بود، چون می‌خواست با کفش وارد مسجد شود، ایشان با صدای بلند فرمودند:

فَاخلَع نَعلَيكَ[۱]

آن‌چنان به مأموران پرخاش کردند که آن‌ها ترسیدند و از مسجد بیرون رفتند.

بیشتر بخوانید
رعایت حدود الهی

ایشان به ما می­‌گفتند که فقط نمازتان را بخوانید و روزه بگیرید و اعمالی را که بر شما واجب است انجام بدهید. بقیه کارها مثلاً اگر حقوق می­‌گیرید، توجه داشته باشید که این حقوقی را که از دولت می­‌گیرید باید حلال باشد، خمس و زکات آن را بدهید و این کارها را انجام بدهید. وگرنه از لحاظ علمی من زیاد علاقه به علم نداشتم و به کارهای الکترونیک علاقه داشتم.[۱]

 

راوی: حسن شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
آغاز درس امام خمینی با استادش

امام از جمله فلسفه را خوانده و در سنین ۲۵، ۲۶ سالگی بود به دنبال یک استاد عرفان عملی بودند. در بین هم‌­درسی­‌ها و هم­‌مباحثه‌­ای‌­های امام، یکی از فرزندان آقای شاه‌‌آبادی با ایشان هم‌­درس بود.[۱] امام روزی موضوع را می­‌گویند. نمی‌­دانم آقا روح‌­الله یا آقا نورالله بوده ـ به نظرم آقا نورالله صحیح است ـ به هر صورت ایشان به امام می‌­گوید این آقا می­‌تواند به شما درس بدهد. در همان زمان آقای شاه­‌آبادی با آشیخ عبدالکریم حائری در مدرسه فیضیه مشغول صحبت بودند. امام صبر می‌­کنند تا صحبت ایشان تمام شود.

بیشتر بخوانید
ارادت و احترام ویژه مرحوم شاه‌آبادی نسبت به آخوند خراسانی

فرزند بزرگ آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله محمد شاه‌آبادی می­‌گفت که پدرم، آیت‌الله شاه‌آبادی بزرگ، برای استادان خودش احترام خاصی قائل بود؛ یعنی علاوه بر اینکه به عنوان یک فقیه و مفسر و محدث برای آنان احترام قائل بود، یک احترام فوق‌العاده‌­ای داشت به‌خصوص نسبت به آخوند خراسانی که علاقه وافری هم به ایشان داشت. وقتی که شرح کتاب کفایه آخوند خراسانی را می‌­داد، در به‌‌اصطلاح حواشی این کتاب، زمانی که به اسم آیت‌الله آخوند خراسانی می‌­رسد کلمه «روحی له الفدا» را به کار می‌‌برد.

بیشتر بخوانید
بیشترین تأثیر بر امام خمینی

من فقط می‌خواهم اشاره کنم که تأثیر بُعد عرفانی امام در جهت‌دهی مردم به سوی کمالات معنوی و اینکه سبب شد تا مردم تحول پیدا کنند به سوی خداوند که امام خودش مکرر از این تحول الهی و تحول قلب‌ها [یاد می‌کند]؛ آدم‌هایی که دنیا همه وجودشان را پر کرده بود. زیبایی‌های دنیا، هواها، هوس‌ها، همه [آن‌ها را گرفته بود]. یک‌دفعه می‌دیدی چنان متحول می‌شدند که جز خدا و شهادت در راه او و فانی شدن در راه او و کسب رضای او، از هیچ چیز دیگری نمی‌ترسیدند. از عظیم‌ترین دشمنان مثل امریکا هیچ هراسی در دل نداشتند.

بیشتر بخوانید
ارادت ویژه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به استادش، آخوند خراسانی

در نجف اشرف هم  در درس مرحوم آخوند رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، آخوند ملاکاظم خراسانی حاضر شدند. البته خیلی هم با مرحوم آخوند نزدیک بودند و خیلی هم به آخوند علاقه‌مند شده بودند؛ یعنی به مقداری که مرحوم آخوند خراسانی را ایشان اتباع از همه و اعلم از همه علمای عصر می‌دانستند. حتی من یادم است اگر کسی اشکال می‌کرد به کفایه مرحوم آخوند، می‌فرمودند: «نگو اشکال دارم، بگو نفهمیدم که آخوند چی فرمود؛ اشکال را نگو، لفظ اشکال را نیاور»؛ یعنی این‌قدر به ایشان معتقد بودند.

بیشتر بخوانید
تأثیر کلامی که برای خدا گفته می‌شود

وجود مقدس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق (صلوات اللّه و سلامه علیه) می‌فرمایند: «أَنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَإِذَا أَعْطَاهُ ذلِكَ نَطَقَ لِسَانُهُ بِالْحَقِّ وَ عَقَدَ قَلْبَهُ عَلَيْهِ فَعَمِلَ بِهِ فَإِذَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذلِكَ تَمَّ»[۱] اگر خداوند خیر بنده‌ای را بخواهد، «شَرَحَ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ»؛ سینه‌اش را برای اسلام فراخ می‌کند؛ یعنی اینکه در راه اسلام آمادگی به گرفتن همه مطالب دینی را دارد.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها