خاطره‌ها

سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره سیاسی بودن کتاب شذرات المعارف

 گاهی افرادی عارف می‌شوند و تبدیل می‌شوند به یک «زاهد منزوی صوفی‌منش». این، نشان این است که عرفان آن‌ها درست نیست، نشان این است که از دریچه درستی به حقایق زمان نگاه نمی‌کنند. اگر این‌طور بود، خود قرآن این کار را می‌کرد؛ پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این کار را می‌کردند؛ علی‌بن ابی‌طالب (سلام‌الله‌علیه) این کار را می‌کردند. این‌ها باید آن چیزی را که در قرآن است، در وجودشان پیدا شود.

شما چیزهایی در همین کتاب شذرات مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی می‌توانید پیدا کنید که حاوی نکات بسیار جالبی است. من در اینجا فقط یکی‌دوتایش را عرض می‌کنم:

بیشتر بخوانید
سی مرتبه هشدار آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در ده شب، نسبت به رضاخان

مرحوم والد در دوران تحصن خود در حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام)، یک دهه عاشورا منبر رفتند و یک موضوع را در هر شب سه نوبت (اول منبر، وسط منبر، آخر منبر) بیان فرمودند. در شب دهم، در آخرین منبر فرمودند: «خدایا! تو شاهد و گواه باش که این مرتبه که این جمله را بگویم، در این ده شب سی مرتبه تکرار کرده‌ام و اتمام حجت نموده‌ام. برای علمای نجف، علمای قم، اصفهان، مشهد و تمام نقاطی که می‌دانستم و توانستم هم نامه نوشته‌ام. امشب هم برای آخرین مرتبه در این مجلس می‌گویم و آن این است که رضاخان، دست‌نشاندۀ انگلیس است و هدفش اعدام قرآن و اسلام است.

بیشتر بخوانید
استفاده تمام و کمال از عمر

حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيد مجتبی رودباری نقل می‌كنند كه امام خمينی (ره) فرمود: «من مطلبی را از استادم، مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادی (رضوان الله عليه)، نقل می‌كنم و ايشان از پدر بزرگوارش[۱]، كه از شاگردان "صاحب جواهر[۲]" بودند، نقل می‌کرد. آقای شاه‌آبادی می‌فرمود:

بیشتر بخوانید
روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از روزگار آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

رضاخان و مأموریت رذیلانه

بیشتر بخوانید
تشییع پیکر بی‌سابقه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

تاریخ شاید تا آن زمان چنین­ نمونه­‌ای سراغ نداشته که شخصیتی مانند مرحوم پدرم را، از مسجد جامع بازار تا حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) روی دوش تشییع بکنند و همان‌جا به خاک بسپارند. بایستی گفت اینکه ده دوازده کیلومتر راه را پیاده بر دوش، با آن جمعیت بسیار تشییع کنند، اصلاً سابقه نداشت. مرحوم حاج علی اکبر تبریزی، در منبری که در بزرگداشت ابوی در مسجد مرحوم آیت‌الله بهبهانی برگزار شد، گفتند: «من تا به حال چنین تشییع جنازه­‌ای ندیده ­بودم، به‌خصوص كسی که در تشییع جنازه­‌اش این همه گریه‌­کن داشته باشد.»[۱]

بیشتر بخوانید
انتقاد آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به حرکت حوزه‌ها

اشکال ما این بود که (در حوزه) به غیر از مسائل عبادی فقه هیچ کاری نمی‌کردیم. حوزه‌ها در زمینه‌های دیگر حرکتی نداشتند [...] وضع فلسفه هم به صورت امروز نبود. آقای شاه‌آبادی رحمت‌الله‌علیه می‌گفت: مرحوم آقا میرزا علی اکبر یزدی، که یکی از فلاسفه بزرگ و مردی عالم و صادق و پرهیزگار بود، وقتی فوت کرد، شخصی برای تعریف از او در منبر گفت: «خودم دیدم که او قرآن می‌خواند!»[۱] وضع حوزه‌ها اینگونه بود. علوم ریاضی یا سایر علوم، یا نبود یا کم بود [...] حرکت در حوزه‌ها نبود.

 

بیشتر بخوانید
نهی از منکر آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در نوجوانی

مرحوم والد بعد از فوت پدر، از اصفهان برمی‌گردند به تهران. روح دینداری و امر به معروف و نهی از منکر از همان کودکی و سنین خیلی پایین در ایشان خیلی زنده بود. خود ایشان نقل کردند که رسیدیم به کاروانسرای مورچه‌خوار. نگاه کردم دیدم کاروانسرا را آب‌پاشی کرده‌اند. این طرف و آن طرف دالان کاروانسرا جمعیت ردیف نشسته‌اند و یک فردی نی‌لبک یا فلوتی دستش است و مشغول زدن است. این‌ها هم تماماً گوش می‌کنند و هیچ‌کس نهی از منکر نمی‌کند؛ همه دارند استماع می‌کنند. فرمودند من رفتم (حالا در حدود سنین سیزده سالگی) و نی را از دهان او گرفتم و گذاشتم زمین و آن را لگد کردم و آمدم.

بیشتر بخوانید
گوشه‌ای از مبارزه سرسختانه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی با رضاخان

آیت‌الله شاه‌آبادی در سال ۱۳۱۴ در اوج اقتدار رضاخانی به تهران برمی‌گردند و مبارزه را با حکومت پهلوی اول و بعد از شهریور ۲۰ با پهلوی دوم به طور جدی، قاطع و سرسختانه ادامه می‌دهند. سخنرانی‌های ایشان در مسجد بازار تهران همه حاکی از یک روح مبارز سرسختی است که لحظه‌ای نه در اثر تهدیدها و نه در اثر تطمیع‌های حکومت رضاخانی دست از مبارزه برنداشتند.

بیشتر بخوانید
سند عرفان آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی از دیدگاه آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی

خیلی‌ها مدعی عرفان هستند

می‌خواهم مطلبی بگویم، و آن این است که اینجا مسئلۀ شخص نیست، مسئلۀ اثر عرفان است و از همین‌جا باید به محتوای عرفان پی برد. خیلی‌ها مدعی عرفان هستند، عرفان هم نمی‌شود اندازه‌اش را گرفت و به کسی بگوییم چقدر عارف است. هر کسی می‌تواند یک مقداری عارف باشد و به یک بخش از واقعیات آفرینش رسیده باشد و ایمانی داشته باشد. درجات دارد قطعاً. ما باید در آثارش بفهمیم عرفان کجا ظهور می‌کند، کجا خودش را نشان می‌دهد.

عرفان‌های واقعی

بیشتر بخوانید
احترام ویژه آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به همسران‌شان

ایشان طوری زندگی می‌­کردند که هر خانواده‌­اش یک خانه داشته باشد. البته در آن خانه‌‌ای که بودند، بزرگ بود. اما زمانی که به تهران آمدند، سعی کردند که برای هر خانواده‌­اش یک خانه داشته باشد و این خانه به نام زنشان بود. محال بود که به نام بچه‌‌ها باشد. به یاد دارم که برای مادر آقا نصرالله و آقا نورالله نرسیدند که این کار را بکنند. چون سه دانگ خانه‌­ای بود که نرسیدند این کار را بکنند. وقتی که مرحوم پدر فوت کردند، من شخصاً خودم رفتم محضر و سهم  خودم را واگذار کردم به مرحوم. حالا خواهرانم را به یاد ندارم. ولی من خودم رفتم و این کار را کردم.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها