سرتیپ عبدالرزاق بغایری

سرتیپ عبدالرزاق بغایری

سرتیپ عبدالرزاق بغایری معلم آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی

از پیشگامان معاصر فن نقشه‌برداری و علم جغرافیا در ایران. پدرانش اهل شمن آباد سبزوار و از خوانین طایفه بَغایری (بُغایری) خراسان بودند. کرمعلی خان، جد او، برای تحصیل به اصفهان رفت و همانجا اقامت کرد. پدر عبدالرزاق، ملا محمدحسن، نوادۀ دختری ملا محراب گیلانی، از عرفای قرن اخیر بود. مادرش دختر میرزا مهدی خان منشی (متوفی ح ۱۱۷۵ـ۱۱۸۰)، از خوانین کروَن اصفهان بود که در اصل از بحرین و بصره به ایران آمده بودند و در دربار نادرشاه (حک :۱۱۴۸ـ۱۱۶۰) و کریم خان زند (متوفی ۱۱۹۳) خدمت می‌کردند و نسبشان به حبیب بن مظاهر می‌رسید.[۱]

تولد و تحصیل

عبدالرزاق در ۲۲ محرم ۱۲۸۶ در اصفهان زاده شد و پس از آموزش‌های ابتدایی در خانه و مکتب، در شعبان ۱۲۹۶، همراه پدرش به تهران آمد. نخست نزد او کتاب‌هایی چون نصاب و امثله را خواند و سپس در محضر میرزا محمدجواد، پدر میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، امام جماعت مسجد جامع، مقدمات علوم دینی را آموخت.[۲] بعدها بغایری معلم درس ریاضی و زبان فرانسۀ آیت‌الله شاه‌آبادی شد. چندی نیز نزد سید شهاب‌الدین اصفهانی درس می‌خواند که در فلسفه و حکمت و عرفان و همچنین علومی چون طب و ریاضی دست داشت.[۳]

چرا سرتیپ؟

بغایری در صفر ۱۳۰۴ وارد مدرسۀ دارالفنون شد و بر خلاف تمایلی که پدرش به طبیب شدن او داشت، نزد استادانی چون میرزا عبدالغفارخان نجم‌الدوله و میرزا محمودخان نجم‌الملک ، و همچنین معلمان خارجیِ دارالفنون به آموزش ریاضی و مهندسی پرداخت و با ذوقی که در کارهای علمی و صنعتی داشت، کره‌های جغرافیایی در اندازه‌های مختلف ساخت و یکی از آن‌ها را در ۱۳۱۰[۴] به ناصرالدین شاه قاجار (حک : ۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) تقدیم کرد؛ به همین مناسبت، به فرمان شاه منصب سرتیپی و حکم تدریس در مدرسۀ نظام یافت.[۵] ظاهراً وی دورۀ دارالفنون را تمام نکرد؛ گویا در سال آخر تحصیل، برکناری عبدالغفارخان نجم‌الدوله را از تصدی تعلیمات ریاضی دارالفنون و انتصاب علی‌خان ناظم‌العلوم به جای او، برنتافت و «رفتن استاد را تحمل نتوانست و بر خلاف میل استاد دارالفنون را ترک گفت.»[۶]

ادامۀ تحصیل و آغاز نقشه‌برداری

از این به بعد، بغایری گذشته از ادامۀ تحصیل، از جمله درس حکمت، که همراه استادش نجم‌الملک نزد حیدرقلی‌خان قاجار می‌خواند[۷]، سفارش‌هایی در زمینۀ نقشه‌برداری اراضی و املاک قبول کرد و بخش مهمی از اوقات خود را به تحقیق و ترسیم نقشه‌ای از ایران گذراند که در پی گردآوری و مطالعۀ انبوهی از نقشه‌های انگلیسی، روسی، آلمانی، فرانسوی و ترکی و همچنین تطبیق اعلام آن با متون تاریخی و جغرافیایی فارسی و اطلاعات محلی، بالاخره در ۱۳۱۶، به مقیاس ۰۰۰، ۴۰۰، ۱۱ منتشر شد.[۸]

عبدالرزاق که از بدو تأسیس مدرسۀ شرف در ۱۳۱۲، در آن به تدریس ریاضی مشغول بود[۹]، خود در ۱۳۱۶، مدرسۀ خرد را بنیان نهاد. یک سال بعد نیز در مدرسۀ سیاسیِ مشیرالدوله شروع به تدریس جغرافیا کرد. علاوه بر این، او برای آموزش عمومی (ریاضیات) جلسات آموزشی شبانه‌ای در منزل خود بر پا کرد که تا حدود چهل سال بعد دایر بود.[۱۰]

مرد کارهای بزرگ

با آغاز انقلاب مشروطه و تحولات و شور و شوق ناشی از آن، طرح‌های اقتصادی و صنعتی چندی از جمله طرح احداث خط آهن بندر گزـتهران به میان آمد. در اوایل محرم ۱۳۲۶، بغایری از سوی صنیع‌الدوله مأمور شد تا در رأس هیئتی، دربارۀ احداث این خط، مطالعات و بررسی‌های اولیه را انجام دهد، ولی با پیش آمدن استبداد صغیر، این طرح ناتمام ماند.[۱۱]

بغایری در ۱۳۲۷، کتاب آموزشی اصول علم جغرافی را با مقدمه‌ای کلی، و در ۱۳۲۸، نقشۀ بلوکات اطراف تهران را ترسیم و منتشر کرد. تخصص او در جغرافی و نقشه‌برداری، با تحولاتی که در حوزۀ مرزهای کشور روی داد، کاربرد حیاتی‌تری پیدا کرد. مسئلۀ مرزهای ایران و عثمانی، که با گسترش دامنۀ تجاوزهای عثمانی، و در واقع اشغال بخش‌های وسیعی از حدود غربی ایران، از ۱۳۲۹ ابعاد گسترده‌ای یافته بود، به تشکیل کمیسیونی بین‌المللی انجامید که مرکب از نمایندگان روسیه و بریتانیا، ایران و عثمانی و هدفش حل و فصل این موضوع بود. معاونت و سرپرستی بخش فنی این هیئت را، که در ۱۳۳۱ به ریاست عالیه نصرالله خان اعتلاءالملک (خلعت‌بری) تشکیل شد، بغایری بر عهده داشت.

کمیسیون مشترک مرزی از صفر ۱۳۳۲، کار تحدید حدود را از خرمشهر آغاز کرد و تا ذیحجۀ همان سال، نقشه‌برداری و تعیین حدود بخش‌هایی از این مسیر را تا کوه آرارات ـ منتهی الیه مرزهای ایران و عثمانی در امتداد مرزهای روسیه ـ به پایان برد.[۱۲]

از آن تاریخ به بعد، بغایری تا حدود سی سال در اغلب فعالیت‌های راجع به تحدید حدود ایران، در مقام سرپرستی بخش فنی هیئت‌های اعزامی حاضر بود؛ از جمله در ۱۳۰۱ش، در هیئتی به ریاست مستشارالدوله صادق، برای رفع اختلافات مرزی ایران و شوروی در مرزهای شمال شرقی ایران؛ در ۱۳۴۳ (۱۳۰۳ش)، در نقشه‌برداری از حدود دشت مغان؛ و بار دیگر، در ۱۳۰۸ش، در پی تشکیل کمیسیون مرزی ایران و ترکیه، در مرزهای غربی کشور.[۱۳]

در تمامی مراحل این کار دشوار ـ مأموریت هیئت اعزامی اول به سرپرستی اعتلاءالملک در ۱۳۰۸ش[۱۴]، هیئت اعزامی دوم به سرپرستی مظفر اعلم (سردار انتصار) در ۱۳۰۹ش[۱۵] و در دور دوم و نهایی فعالیت‌ها در ۱۳۱۰ـ۱۳۱۲ش ـ سرپرستی امور فنی تعیین حدود را بغایری بر عهده داشت. وی همچنین در زمستان و بهار ۱۳۱۲ش، در رأس هیئت تحقیقات مرزی به قسمت‌های جنوبی مرز ایران و افغانستان اعزام شد؛ و در هیئت تحدید حدود ایران و عراق، در ۱۳۱۷ تا ۱۳۱۹ش، همین مسئولیت را بر عهده داشت.

اگرچه وی در سال‌های بعد، احتمالاً به دلیل کهولت، در اینگونه فعالیت‌های عملی مشارکت نداشت، ولی حضور وی در مقام رئیس بخش فنی و نقشه‌برداری «وزارت امور خارجه ایران»، تا سال‌ها بعد، یا دست کم تا اسفند ۱۳۲۷ش، که به پیشنهاد علی اصغر حکمت طی مراسمی در کاخ وزارت خارجه از او و خدماتش تقدیر به عمل آمد، ادامه یافت.[۱۶]

ویژگی‌های اخلاقی

استاد علی اکبر داناسرشت می‌نویسد: «من چندین سال خدمت سرتیپ بغایری ریاضی خواندم. جناب سرتیپ مردی بسیار اخلاقی، عالم، متدین و مواظب عبادات خود بود و مردم به او بسیار اعتقاد داشتند. وی شغل معمولی داشت، با اینکه با رجل درجۀ اول ایران خویشاوندی و قرابت داشت (ایشان شوهرخواهر محمدعلی فروغی بود) ولی ابداً به کسی توجه نمی‌کرد و فقط با اهل علم کار داشت.

او از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۲مأمور به تشخیص حدود و نقشه‌برداری از مرزهای عثمانی، روسیه، عراق، بلوچستان و افغانستان با ایران بود. کارها و نقشه‌هایی که از او باقی مانده بسیار با ارزش است. علاوه بر این‌ها ایشان فرمولی برای پیدا کردن قبله به دست آورده بود که خوشبختانه مرحوم سید معزالدین مهدوی، ‌مصحح «صور الکواکب» خواجه عبدالرحمن صوفی – که او هم مرد باتقوا و معتقدی بود – آن را از سرتیپ گرفت و چاپ کرد.

در آینده هم، نقشۀ ایشان در مورد سرحدات ایران ارزش خواهد داشت. چون معروف است که در زمان مؤسس سلسلۀ پیشین (سلسله قاجار) قسمتی از خاک ایران به ترک‌ها و قسمتی هم، به حکمیت ترک‌ها در شرق ایران، به افغانستان داده شده بود. برای اینکه صحت این موضوع به زبان ریاضی مستدل شود، باید وزارت خارجۀ ما به نقشه‌های مرحوم مهندس بغایری مراجعه می‌کرد تا ببیند این حرف تا چه حد درست است تا خبری در حد هوی و جنجال تلقی نشود.»[۱۷]

اقبال یغمایی که از فرهنگیان پرتلاش بود و سال‌ها مسئولیت نشر مجلۀ آموزش و پرورش را داشت، در مصاحبه‌ای که با مجلۀ «رشد معلم» کرد دربارۀ مهندس بغایری می‌گوید: «به دنبال چاپ عکس و شرح حال معلمان برجسته، یک روز هم به منزل مهندس عبدالرزاق بغایری رفتم تا شرح حالی از ایشان بگیرم. این مهندس پیرمرد بسیار باخدایی بود و حقوق بازنشستگی نمی‌گرفت و می‌گفت: «تا زمانی که کار کرده‌ام حقوقم را داده‌اند. حالا دیگر کلاس نمی‌روم که مُزدی بگیرم.»

عده‌ای از مسئولان وقت برای اینکه او حاضر شود حقوق معلمی دوران بازنشستگی را هم بگیرد، نقشه‌ای کشیدند و او را راضی کردند که در ازای حقوق بازنشستگی، قبلۀ شهرهای ایران و پایتخت‌های کشورهای دیگر را محاسبه کند تا چاپ شود. او می‌گفت: « اتاقی در وزارت کشور به من دادند و من آنجا نشستم و این کار را آماده کردم که به نام «معرفة القبله» چاپ شد.»[۱۸]

تألیفات

ترسیم نقشۀ ایران، تعیین قبله، تهیۀ نقشۀ پنج قارۀ عالم و نقشۀ تهران ، اصول علم جغرافیا، فرهنگ جغرافیایی ایران در ۳۲ جلد، تاریخ جدولی، تطبیق سالنامه‌ها، معرفة القبله و ما مهندس داریم. از بغایری، گذشته از آثار منتشر شده، اثر مکتوب دیگری بر جای نمانده است.[۱۹]

رحلت

بغایری در ۸۴ سالگی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۳۲ درگذشت ، و چون دختر میرزا محمدحسین فروغی (ذکاءالملک) را به همسری داشت، پیکر او را در ابن بابویه، در مقبرۀ خانوادگی فروغی، به خاک سپردند.

 

منابع: سایت سیرۀ علما و عرفا؛ روزنامۀ اطلاعات

 

[۱] ابوالحسن احتشامی، شکوفه‌های ذوق و ادب، تهران (۱۳۲۷ش)، ص ۵۰؛ «آقای عبدالرزاق خان مهندس بغایری»، سالنامه پارس، سال ۶ (۱۳۱۰ش)، قسمت ۱، ص ۱۳۵؛ ایران. وزارت امور خارجه، نشریۀ وزارت امور خارجه، دوره ۱، ش ۱ (خرداد ۱۳۲۸)

[۲] ابوالحسن احتشامی، شکوفه‌های ذوق و ادب، تهران (۱۳۲۷ش)، ص ۵۰

[۳] مهدوی ، ص ۶ـ۷

[۴] ایران. وزارت امور خارجه، نشریۀ وزارت امور خارجه، دوره ۱، ش ۱ (خرداد ۱۳۲۸)، ص ۱۹: ۱۳۱۲

[۵] محسن مسعود انصاری، «عبدالرزاق بغایری»، تحقیقات اسلامی، سال ۸، ش ۱ و ۲ (۱۳۷۲ ش)، ص ۲۱۶

[۶] شمس‌الدین رشدیه، سوانح عمر، تهران ۱۳۶۲ش، ص ۱۱۳

[۷] مسعود انصاری، همانجا

[۸] احتشامی، ص ۵۱ ـ ۵۲؛ بابامقدّم، «تاریخچۀ نقشه‌برداری در ایران»، نشریۀ فنی سازمان نقشه‌برداری، سال ۴، ش ۱۲۲ (بهمن ۱۳۵۵)، ص ۸

[۹] تاریخچه دبیرستان شرف، تهران ۱۳۴۱ش، ص ۴ ـ ۵

[۱۰] احتشامی، همانجا؛ رشدیه، ص ۱۱۲؛ ایران. وزارت امور خارجه، همانجا

[۱۱] عبدالرزاق بغایری، ما مهندس داریم: در جواب مذاکرات ۲۲ آبان ماه ۱۳۰۵ مجلس شورای ملی، تهران  (۱۳۴۵)، ص ۹

[۱۲] ایران. وزارت امور خارجه، همانجا؛ محمدعلی مخبر فروغ فسائی، مرزهای ایران، تهران ۱۳۲۴ش، ص ۷۳ـ۷۴

[۱۳] ایران . وزارت امور خارجه ، ص ۱۹ـ۲۰؛ احتشامی ، ص ۵۲

[۱۴] مسعود انصاری، ص ۲۲۰

[۱۵] محمدعلی مخبر فروغ فسائی، مرزهای ایران، تهران ۱۳۲۴ش، ص۸۹

[۱۶] ایران. وزارت امور خارجه، ص۱۷

[۱۷] کیهان فرهنگی، ش۵ صص۱۴- ۳ سال ۱۳۶۴

[۱۸] یاد ماندگار ، جواد محقق، ص ۱۷۶-۱۷۷

[۱۹] رجوع کنید به «شرح مختصری از تاریخ تولد و کارهای مرحوم مهندس عبدالرزاق بغایری »، ص ۱۰۶؛ «به یاد سه دانشمند بزرگ: محمد قزوینی ـ مهندس عبدالرزاق بغایری ـ میرزا محمدعلی معلم حبیب‌آبادی»، ص ۱۰۷

برچسب ها : 

نظر خودتان را ارسال کنید