سید ابوالحسن طباطبایی، معروف به میرزاابوالحسن جلوه

سید ابوالحسن طباطبایی، معروف به میرزاابوالحسن جلوه

سید ابوالحسن طباطبایی در سال  ۱۲۳۸ق در احمدآباد گجرات در غرب هندوستان به دنیا آمد. نَسبش با سی واسطه به امام حسن (سلام‌الله‌علیه) می‌رسد.

سید بهاء الدین حیدر؛ که در مبارزه با حمله مغولان، پیشگام مردم بود و به شهادت رسید و امروزه مزارش در زواره زیارت‌گاه مردم است، در سلسله اجداد او قرار دارد. جلوه، همچنین از نوادگان حکیم و مُحَدِّث بنام دوره صفوی، میرزا رفیع‌الدین نائینی (متوفی ۱۰۸۳ق)، است. نسب ابوالحسن، با شش واسطه به رفیع‌الدین می‌رسد. رفیع‌الدین طباطبایی، شاگرد شیخ بهایی و مولا عبدالله شوشتری و استاد علامه مجلسی و شیخ حر عاملی بوده است.

دوران کودکی و نوجوانی

«سيد محمد مظهر»، پدر جلوه، از شعرا و حکماي دوره قاجاريه است که براي تکميل دانسته‌هاي طبي و ادبي خويش راهي هندوستان شد و مدت‌ها در اين سرزمين اقامت داشت، درسال ۱۲۳۸ق در احمدآباد گجرات هند صاحب فرزندي شد که او را ابوالحسن ناميد؛ همان شخصي که بعدها به ميرزا ابوالحسن جلوه مشهور شد.

دوران نونهالی جلوه در احمدآباد گذشت. هفت ساله بود که به اتفاق خانواده، به اصفهان و پس از آن به زواره رفت. هوش سرشار و استعداد جلوه، از همان دوران کودکی مشخص بود. از این رو پدرش، که فردی عالم و ادیب بود، بر آن شد تا در رشد و شکوفایی علمی و معنوی فرزندش توجهی خاص داشته باشد. میرزا ابوالحسن، خط، قرائت ادبیات فارسی و دیگر علوم مقدماتی را در زواره فرا گرفت.

سید ابوالحسن طباطبایی (متخلص به جلوه)، پس از مرگ پدرش، به اصفهان رفت و در مدرسه کاسه‌گران اقامت گزید. پس از فراگیری مقدمات، به تحصیل علوم عقلی، الهی، طبیعی و ریاضی پرداخت. او تمام وقت خود را صرف تحصیل می‌کرد و با اینکه در جوانی اهل معاشرت با دوستان و ادبا و شعرا بود، از چنین معاشرت‌هایی منصرف شد؛ به طوری که شرکت در محفل شاعران را سد راه خود می‌دانست و چون متوجه شد که از استادان بهره‌ای نمی‌برد، خود مشغول مطالعه، مباحثه و تدریس شد.

وی در ۱۲۷۳ق، به سبب مساعد نبودن اوضاع تحصیل و تدریس در اصفهان و مشکلات اجتماعی، به تهران رفت و در مدرسه دارالشفا سکنی گزید. ۴۱ سال در این مدرسه به تدریس حکمت و فلسفه و ریاضی و عرفان پرداخت. او در طول زندگی خود فقط دو سفر کوتاه به گیلان و تبریز داشت.

استادان

جلوه در زندگینامه خود نام استادانش را ذکر نکرده است. ولی به گزارش برخی، او نزد این استادان تلمذ کرده است:

۱) میرزا حسن، پسر آخوند ملاعلی نوری

۲) ملا محمدجعفر لاهیجی (متوفی پیش از ۱۲۹۴)

۳) سید رضی لاریجانی (متوفی ۱۲۷۰)

۴) میرزا حسن چینی (متوفی ۱۲۶۴)

۵) ملا عبدالجواد تونی خراسانی (متوفی ۱۲۸۱)

شاگردان

جلوه طی سال‌ها تدریس در اصفهان و تهران، شاگردان بسیاری تربیت کرد که به گفتۀ خود او، برخی از آنان محض آموختن اصطلاحات، بعضی برای اظهار فضل و عدۀ کمی از روی صداقت و سادگی و اعتقاد به عالم تجرد گرد او جمع می‌شدند.

در حوزۀ علوم عقلی، علما و حکمت‌شناسان و عرفای برجسته‌ای نزد جلوه پرورش یافتند، از جمله:

۱) میرزا حسن کرمانشاهی (متوفی ۱۳۳۶ق)

۲) میرزا شهاب‌الدین نیریزی شیرازی (متوفی ۱۳۲۰ق)

۳) میرزا محمدطاهر تنکابنی (متوفی ۱۳۶۰ق)

۴) آخوند ملامحمد هیدجی (متوفی ۱۳۳۹ق)

۵) آقا سیدحسین بادکوبه‌ای (متوفی ۱۳۵۸ق)

۶) سید عباس موسوی شاهرودی (متوفی ۱۳۴۱ق)

۷) سید موسی زرآبادی (متوفی ۱۳۵۳ق)

۸) حاج ملامحمد آملی (متوفی ۱۳۹۰ق)

۹) میرزا یحیی دولت‌آبادی (متوفی ۱۳۱۸ق)

۱۰) میرزا محمدعلی شاه‌آبادی (متوفی ۱۳۶۹ق)

۱۱) آخوند ملامحمدکاظم خراسانی

آثار

ابوالحسن جلوه، تألیفِ اثرِ جدید و بدیع را دشوار و بلکه غیر ممکن می‌دانست، از این رو از او تألیف مستقل و مدوّنی به جا نمانده و به تشریح کلمات بزرگان بسنده کرده و نوشته‌هایش بیشتر تعلیقه‌ها و حاشیه‌هایی است که بر کتاب‌های فلسفی و غیرفلسفی نگاشته است.

۱) رساله الحرکة الجوهریة، به عربی، در دفاع از نظر ابن سینا در ابطال حرکت در مقولۀ جوهر و در نقد رأی ملاصدرا در اثبات حرکت جوهری.

۲) رساله ربط الحادث بالقدیم، به عربی، که جلوه در آن، با تعمق در آرای ابن سینا و غزالی و میرداماد، به نقد نظریۀ ملاصدرا در مسئلۀ ربط حادث به قدیم پرداخته است.

۳) رساله فی اتحاد العاقل و المعقول، به عربی، در نقد نظریۀ ملاصدرا در اثبات اتحاد عاقل و معقول.

۴) رسالۀ کلی و اقسام آن، به عربی، که رساله‌ای موجز دربارۀ وجود کلی طبیعی است که بر اساس دیدگاه‌های ملاصدرا تألیف شده است.

۵) حاشیه بر مبدأ و معاد ملاصدرا.

۶) حاشیه بر شرح الهدایة الاثیریة.

۷) حاشیه بر کتاب المشاعر ملاصدرا.

جلوه در این حواشی برای توضیح و شرح عبارات متن، از کتاب‌های دیگر، از جمله شرح مشاعر محمدجعفر لاهیجی و اسفار نیز استفاده کرده است.

۸) تعلیقات بر شرح فصوص الحکم قیصری؛ جلوه بر مقدمۀ قیصری بر شرح فصوص تعلیقاتی نگاشته که بیشتر آن‌ها با مراجعه به آثار عرفایی چون علاءالدوله سمنانی، مؤیدالدین جندی، عبدالرزاق کاشانی، عبدالرحمان جامی، صائن‌الدین ترکۀ اصفهانی، ابن عربی و نیز آثار فیلسوفانی چون ابن سینا، اخوان الصفا، صدرالدین شیرازی، و فیض کاشانی فراهم آمده است.

۹) حواشی بر اسفار اربعه ملاصدرا، که تنها اثری است که جلوه در زندگینامه خود از آن یاد کرده است. وی در این حواشی غالباً مآخذ اسفار را تعیین کرده است. بخشی از این حواشی برای توضیح و تشریح متن اسفار و مرادِ مصنفِ آن است و دسته‌ای نیز برای اصلاح متن اسفار.

۱۰) حواشی بر شفای ابن سینا.

در این حواشی برای توضیح مطالب کتاب از کلام ابن سینا در آثار دیگرش و همچنین از آثاری چون اسفار، المباحث المشرقیة، شرح مواقف، و قبسات استفاده کرده است.

۱۱) حواشی بر شرح اشارات.

بیشتر این حواشی نقل مطالبی از دیگر کتاب‌های فلسفه و کلام، از جمله محاکمات، اساس الاقتباس، المباحث المشرقیة، شوارق الالهام، گوهر مراد، و اسفار است که در توضیح شرح اشارات ذکر شده‌اند.

۱۲) رساله‌ای دربارۀ جسم تعلیمی؛ جلوه در این رساله به عَرَض بودن جسم تعلیمی رأی داده است.

۱۳) رساله دربارۀ اثبات وجود صور نوعیه و جوهر بودن آن.

۱۴) رساله دربارۀ چگونگی انتزاع مفهوم واحد از حقایق متباین.

۱۵) حاشیه بر شرح قاضی‌زاده رومی بر ملَخّص چَغْمینی در علوم نجوم.

۱۶) رساله القضیة المهملة هی القضیة الطبیعیة؛ در این رساله جلوه، پس از نقل و نقد کلام قطب الدین رازی، شارح مطالع الانوار، و نقل کلام فخررازی و خواجه نصیر طوسی، نتیجه گرفته که قضیه طبیعیه و قضیه مهمله یکی است.

۱۷) رساله فی بیان استجابه الدعا

۱۸) دیوان جلوه، مشتمل بر قصیده، غزل، قطعه و اشعاری در قالب‌های دیگر.

۱۹) مقدمه دیوان مجمر و شرح حال آن شاعر

وفات

جلوه تا پایان عمر همسری اختیار نکرد. وی در سال‌های آخر عمرش نابینا شد و در بستر بیماری افتاد و سرانجام در ۱۳۱۴ق (۱۲۷۶ش) درگذشت و در جوار مرقد ابن بابویه در شهرری به خاک سپرده شد.

پس از دو سال، به همت میرزا احمدخان بَـدِر نصیرالدوله و شاهزاده سلطان حسین میرزای نیرالدوله و به دست عبدالباقی، معمار کاشانی، بقعه‌ای بر مزارش بنا شد که به مرور زمان ویران شد و امروزه بقعه‌ای شبیه آرامگاه حافظ بر روی مزار او احداث شده است.

منبع: ویکی‌شیعه - تبیان - راسخون - آوینی

نظر خودتان را ارسال کنید