سیره شناسی

رفتار آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی هنگام بیماری

آيت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی آن‌قدر به آرامش محيط خانواده اهميت می‌دادند كه وقتی هم مريض می‌شدند، برای اينكه اعضای خانواده نگران نشوند، مريضي خودشان را به آن‌ها انتقال نمی‌دادند و برای آن‌ها بازگو نمی‌كردند. با اينكه می‌دانستند اعضای خانواده در موقع بيماری مانند پروانه به دور او می‌گردند و از او مراقبت می‌كنند، ترجيح می‌دادند كه بيماری خود را خودشان تحمل كنند و مريضی او باعث رنجش خاطر كسی نشود.

همسرشان می‌گوید:

بیشتر بخوانید
مخالفت آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی با تحزب در نظر آیت‌الله قرهی

سیره سیاسی آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی مبتنی بر سیاسی بودن دین اسلام است. ایشان با سیاسی دانستن دین اسلام، هر گونه توجه به اسلام فردی و تمایلات شخصی و نفسانی را مردود می‌داند. همین دیدگاه بر شاگرد خاص ایشان، امام خمینی، مؤثر بود و پایه‌گذار تحرکات سیاسی عظیم ایشان شد. تأکید فراوان و پیگیر بر دو فرع «امر به معروف» و «نهی از منکر»، نقطه‌ای برجسته در اندیشه و سیره عملی ایشان است.

بیشتر بخوانید
توجه آیت‌الله شاه‌آبادی به استقلال اقتصادی برای جلوگیری از غلبه سیاسی کفار

بخشی از اندیشۀ سیاسی و نگاه‌های تیزبین عارف و فقیه اهل بیت، جناب شاه‌آبادی، توجه دقیق به مقولۀ استقلال اقتصادی و تأثیر آن در عرصۀ سیاست و فرهنگ است. او در زدودن اندیشۀ خواب‌آلودۀ بعضی غافلان و نادانان (غَفَله و جَهَله) که از استفاده از صنایع دشمن خرسندند و می‌گویند: «خداوند عالم آن‌ها را خر و حمال ما قرار داده»، می‌فرماید: «حمال کسی است که پنبه را یک من شش قران به دشمن می‌دهد و یک من ششصد تومان، بل متجاوز، از او می‌خرد. حال مشاهده کن و ببین خر کیست؟ و آیا این نعمت است که آن را تشکر کنی؟

بیشتر بخوانید
استفادۀ تمام مخاطبان آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی از علم ایشان

عالِم دریایی است که هر کسی از آن بهرۀ خود را می‌برد و ملاقات با او، به هر حال سودمند است. خود عالم نیز اهل محروم کردن نیست. او صاحب علم شده تا دیگران را از آن بنوشاند. آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی، به حسب تکلیفی که دین بر گردۀ علما نهاده، بنا به سطح افرادی که در محفلش حاضر بودند، آنان را از علم بی‌کران دین محروم نمی‌ساخت. با لبخندی بر لب و بیانی ناب، مطلب را تا مرتبۀ آن افراد تنزل می‌داد. مخاطبان ایشان نیز گویی که گمشدۀ سالیان خود را یافته باشند، سخن ایشان را گوش می‌دادند.

بیشتر بخوانید
توصیف آیت‌الله‌العظمی سید ابوالحسن اصفهانی از آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی

شما نباید بگذارید که ایشان لنگ شوند و کارهای ایشان معطل بماند. ایشان خیلی عظمت دارند و ما در مقابل آقای شاه‌آبادی مثل یک قطره‌ایم در مقابل دریا

بیشتر بخوانید
جایگاه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در سیرۀ مرحوم شاه‌آبادی

سالک الی الله در صورتی می‌تواند به جایی برسد که در ضمن سیر، اول مرتبه اتکا به حضرت صدیقه علیها السلام داشته باشد و این محبت حضرت صدیقه علیها السلام است که انسان را به راهی که باید برود هدایت می‌کند و اگر نباشد، اصلاً سیری وجود نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید

این مردک الآن که به قدرت نرسیده است، این چنین به دست‌بوسی علما و مراجع می‌رود و تظاهر به دینداری می‌کند و از محبت اهل بیت (علیهم‌السلام) دم می‌زند. به محض اینکه به قدرت رسید به همۀ علما پشت می کند و اول کسی را که لگد می‌زند خود شما هستید.

بیشتر بخوانید

همسران آيت‌الله شاه‌آبادی خيلی با هم صميمی و دوست بودند و از نظر شعور فرهنگی و اجتماعی در سطح بالایی قرار داشتند. هيچ‌وقت مسائل پيش پا افتاده مانند هوو بودن، يا حسادت برای زندگی همديگر، يا غرور بی‌جا كه «زندگی با آيت‌الله شاه‌آبادی فقط حق من است و ديگران آن را تصرف كرده‌اند»، كه موجب اختلاف و جدايی بود مطرح نمی‌كردند.

بیشتر بخوانید

در مسجد جامع نگاه می‌­کنید این مردم عادی درس‌نخوانده، به معنای اینکه حوزه نرفتند، طلبۀ علوم دینیه نیستند، اهل کسب و کارند، صبح­‌ها و ظهرها و شب‌­ها به نماز می‌­آیند و آقا برایشان صحبت می‌­کردند. پای صحبت هر پیرمردی می‌­نشستی می‌­دیدی که چقدر معلومات دارند در معارف الهی، در اعتقادات و در مطالب فلسفی و عرفانی. بسیاری از این پیرمردهای آن زمان آقا را درک می‌­کردند. گاهی از ایشان آن موقع نوجوانانی بودند که مکبر آقا بودند. پای صحبت هر کدام از آن­ها می‌­نشستی انگار در محضر درس انسان فاضلی هستی.

بیشتر بخوانید

در زمان قديم، حمام‌ها عمومی و دارای خزينه بود. روزی آيت‌الله شاه‌آبادی به حمام رفته بودند و پس از شست و شوی خود وارد خزينه شدند و بعد از آب كشيدن بدن،‌ بيرون آمدند و چون می‌خواستند از سطح حمام بگذرند، احتياط می‌كردند كه آب‌های كثيف بر بدنشان نريزد.

 سرهنگی كه او نيز در حمام بود چون احتياط ايشان را ديد، زبان به طعن و تمسخر گشود و به ايشان اهانت كرد. ايشان از اين تمسخر و طعن او خيلی ناراحت شدند، اما چيزی نگفتند و به راه خود ادامه دادند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها