سیره شناسی

برخورد آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی با رضاخان

وقتی که رضاخان دستور داد منبر را از مسجد مرحوم ابوی بردارند تا مانع سخنرانی ایشان شوند، ایشان دست از سخنرانی برنداشتند و به طور ایستاده سخنرانی می‌کردند. مأموران شهربانی هم مرتباً به مسجد می‌آمدند و مطالب منبر ایشان را می‌نوشتند و گزارش می‌کردند. یک بار که رئیس کلانتری به مسجد آمده بود، چون می‌خواست با کفش وارد مسجد شود...

بیشتر بخوانید

در روز تاسوعا یا عاشورا، مأموران رضاخان به مسجد جامع آمدند که مانع برگزاری مراسم عزاداری بشوند. می‌گفتند باید از وزارت فرهنگ اجازه بگیرید...

بیشتر بخوانید
سخنرانی در دهه محرم علیه رضاخان

خدایا! تو شاهد و گواه باش که این مرتبه که این جمله را بگویم، در این ده شب سی مرتبه تکرار کرده‌ام و اتمام حجت نموده‌ام. برای علمای نجف، علمای قم، اصفهان، مشهد و تمام نقاطی که می‌دانستم و توانستم هم نامه نوشته‌ام. امشب هم برای آخرین مرتبه در این مجلس می‌گویم و آن این است که...

بیشتر بخوانید
بزرگ‌ترین فضیلت عالم جامع

از نظر بنده آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی فضیلتی داشتند که بالاتر از آن فضیلت وجود ندارد...

بیشتر بخوانید

برای چنين فردی اولين گام «تنظيم حواس» است. انسانی كه می‌خواهد به سوی خدا برود بايستی از مرتع دنيا و از اين مزرعه خورد و خواب و شهوت بيرون آيد. كسی كه می‌خواهد مسير الی الله را طی بكند بايد چشمش جز خدا نبيند، دستش جز برای خدا حركت نكند،‌ گوشش برای غير خدا نشود، زبانش برای غير خدا گويا نباشد، چيزی در راه خدا مصرف نكند كه مرضی رضای خدا نباشد...

بیشتر بخوانید

«لم یلجو من لم یولد مره»؛ یعنی به ملکوت آسمان‌ها نمی‌­رسد آن کسی که دوبار زاییده نشده باشد. یعنی انسان یک بار از مادرش زاییده می‌­شود و از رحم مادرش به این دنیای خاکی گام می‌­نهد، و یک بار هم باید از دنیای خاکی به آن دنیای معنوی...

بیشتر بخوانید

آیت‌الله شاه‌آبادی خیلی خوشگل بود و به خاطر زیبایی ایشان همه می­‌آمدند در مسجد جامع بیرون ایوان، هم زن‌­‌ها و هم مردها به تماشای ایشان. یکی از ایشان سؤال کرده بود که شما چرا جلوی آینه می‌­ایستید و این‌قدر خودتان را آرایش می‌­کنید؟! ایشان لبخندی زده بود و گفته بود...

بیشتر بخوانید
تشویق و تنبیه

آيت‌الله شاه‌آبادی هميشه تشويق بچه‌ها را به صورت عملی انجام می‌دادند و تنبيه را به صورت شفاهی. به‌ندرت پيش می‌آمد تا ايشان فرزندش را تنبيه بدنی كنند. اگر هم تنبیه بدنی در كار بود، به نحوی تنبيه می‌كردند تا هم فرزند متوجه اشتباه خودش بشود و هم زود با يک خنده و محبت از دل فرزند دربياورند. حاج حسن شاه‌آبادی خاطره‌ای از این رفتار پدر دارد:

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها