فرزند عارف کامل

ترک حوزه علمیه سامرا برای اطاعت از مادر

پس از مدتی اقامت در سامرا، مادربزرگ ما که همراه ایشان بود، از وی می‌خواهد که به اصفهان برگردند. پدر ما برای اینکه با منع میرزا مواجه نشود، تصمیم می‌گیرد که بی سر و صدا و بدون اطلاع به میرزای شیرازی از سامرا حرکت کند و به ایران بیاید. میرزا مطلع می‌شوند و به منزل والد می‌آیند.

بیشتر بخوانید
زندگانی علمی آیت‌الله شاه‌آبادی در تهران از دیدگاه فرزند

وقتی پدر به ایران آمدند، دیگر به عراق مراجعت نکردند، و چون در ابتدا والده‌شان را از سامرا به اصفهان برده بودند، مدت کوتاهی در اصفهان ماندند و بعد از آن رهسپار تهران شدند و به مدت ۱۷ سال در تهران اقامت کردند. ایشان در تهران مدت‌ها در مسجد سراج‌الملک کوچک اقامه نماز داشتند، تا این‌که به خاطر کوچکی مسجد سراج و اصرار مردم، به مسجد امین‌الدوله و بعد از مدتی هم به مسجد جامع می‌روند و بعدها بعد از بازگشت از قم هم در همان مسجد جامع مشغول فعالیت می‌شوند.

بیشتر بخوانید
روایت آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی از پاره کردن اجازه اجتهاد توسط پدر

عده‌ای شایع کرده بودند مرحوم والد حکیم است و مجتهد در فقه و اصول نیست. روزی در تهران یک نفر که برای پرداخت سهم مبارک امام (ع) نزد ایشان آمده بود، از ایشان خواست که اجازه‌های اجتهادشان را ببیند! ایشان که به شدت از این عمل ناراحت شده بودند از همسرشان خواستند صندوقی را که اجازه‌های اجتهاد ایشان در آن قرار داشت بیاورند و آنگاه در مقابل چشم او همه را پاره کردند و در حالی که با دست به سینۀ خود اشاره می‌کردند، فرمودند: «علمی که من دارم ارزش دارد. تصدیق‌نامه داشتن از دیگران ارزشی ندارد.»

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
مقام اخلاقی آخوند خراسانی و روش او در برخورد با مخالفان

مرحوم والد درباره مقام اخلاقی آخوند خراسانی و روش او در برخورد با مخالفان این داستان را نقل می‌فرمودند:

بیشتر بخوانید
باور آیت‌الله شاه‌آبادی درباره شهادت آخوند خراسانی

مرحوم والد هفت سال در نجف به درس مرحوم آخوند رفتند تا اینکه آخوند از دنیا رفت. ایشان درباره علت وفات آخوند، می‌فرمود: «مرحوم آخوند تصمیم گرفته بودند برای قضیه مشروطه از نجف به طرف تهران حرکت کنند. همان شبی که فردای آن، آخوند از دنیا رفت، تا دیروقت در خدمت ایشان بودم و در ایشان هیچ عارضه‌ای مشهود نبود. صبح بعد از نماز هنگامی که از حرم بیرون آمدم، شنیدم که مرحوم آخوند از دنیا رفته اند.» از این رو مرحوم پدر اعتقاد داشت که آخوند را مسموم کرده و به شهادت رساندند.

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

منبع: حدیث نصر، ص ۱۱۵

بیشتر بخوانید
تحصیل آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در سامرا نزد میرزای دوم

ایشان بعد از وفات آخوند به سامراء می‌رود. در آنجا مدتی نزد مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی، صاحب ثورة عراق، استفاده می‌کند و میرزا هم از وی می‌خواهد که در اداره حوزه او را یاری کند. لذا مرحوم والد درس فلسفه و عرفان و فقه و اصول را شروع می‌کند و در جلسه استفتائیه میرزای شیرازی نیز شرکت می‌نماید. تصدیق اجتهادی هم از میرزا محمدتقی شیرازی دریافت می‌کند[۱] که بعدها ایشان در جریانی تمام اجازات خود را از بین می‌برد و فقط همین یک اجازه‌نامه باقی می‌ماند.

 

بیشتر بخوانید
محبت قلبی اطرافیان به آیت‌الله شاه‌آبادی

چون پدر و مادر من یک فرد متدینی بودند، من به خاطر دارم پدر و مادرم زمانی که ما پنج یا شش ساله بودیم، سورۀ حمد و توحید را ایشان به ما یاد دادند. ایشان در کوچۀ سرداری پشت مسجد سپهسالار منزل داشتند. آنجا نماز و روزه و حمد و سوره را ایشان به ما یاد دادند. پدرمان گاهی اوقات برای مسائلی که پیش می­‌آمد، سؤالاتی می‌‌کردیم و ایشان جواب‌مان را می‌‌دادند. ایشان چندین زن داشتند و مادر بنده دومین یا سومین زن ایشان بودند. کسی می‌­گفت که مادر من عاشق پدر شما شد و خودش نمی­‌توانست کاری انجام بدهد، دختر خودش را به ایشان داد.[۱]

بیشتر بخوانید
استادان آیت‌الله شاه‌آبادی در تهران

ایشان در تهران اساتید متعددی را درک کردند، از جمله: اصول و بخشی از فقه را نزد آیةالله میرزا محمدحسن آشتیانی _ از شاگردان شیخ انصاری و صاحب کتاب بحرالفوائد _ فراگرفتند. فلسفه را نزد آیةالله میرزا ابوالحسن طباطبایی اصفهانی (جلوه) و عرفان نظری را نزد آیةالله میرزا هاشم گیلانی اشکوری آموختند. در عرفان عملی نیز اساتیدی داشتند، ولی هیچ‌گاه از آن‌ها اسم نمی‌آوردند و نام آن اساتید همیشه مکتوم بود.

ایشان در تهران غیر از علوم حوزوی، تحصیلات دیگری هم داشتند. برای مثال نزد استاد عبدالرزاق خان سرتیپ، ریاضی می‌خواندند.

 

بیشتر بخوانید
مهاجرت از اصفهان به تهران

مرحوم والد در حوزه اصفهان مشغول تحصیل بودند تا اینکه پدر ایشان حاج میرزا محمدجواد در حدود سال ۱۳۰۴ هـ ق از اصفهان به تهران تبعید شدند.[۱] در آن زمان میرزا محمدجواد بر خلاف میل حکومت در اصفهان اقامه حدود می‌کردند، لذا حاکم اصفهان ایشان را به پایتخت تبعید کرد.

بیشتر بخوانید
انتقاد آیت‌الله شاه‌آبادی به حوزه علمیه

مرحوم والد درباره حوزه و روحانیت نظریاتی داشتند که در آن زمان با مذاق روحانیت سازگار نبود؛ همان‌طور که عرفان وی با مذاق حوزه آن وقت سازش نداشت. مثلاً ایشان عقیده داشت «این درست نیست که روحانی زحمت بکشد و درس بخواند، اما اثرش  فقط برای محدوده شهر یا کشور خودش باشد؛ بلکه باید طوری باشد که بتواند به خارج از کشور و مکان‌های دیگر نفوذ کند و نفوس بیشتری را جذب نماید. در غیر این صورت، این دانش تأثیرش محدود و ناچیز خواهد بود.»

 

راوی: آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی

منبع: حدیث نصر، ص ۱۱۰

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها