منبر

تأکید آیت‌الله شاه‌آبادی بر استفاده از ساخته‌های اروپایی

انسان عارف با مقصود گرفتن خداوند ذوالجلال، متاع دنیا را به عنوان ابزاری می‌نگرد که می‌تواند یاری‌گر او در عبادت و معرفت باشد. آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی با دانستن این مطلب، از ابزار بشری که به راحت‌تر زیستن کمک می‌کند بهره می‌جویند. این باور در زمان ایشان آن‌چنان رایج نبود و افراد بیم آن داشتند که با استفاده از ساخته‌های فرنگی به گناه و کفر دچار شوند. مرحوم شاه‌آبادی با دانستن این مسئله که همین وسیله با ظاهری کمی متفاوت سال‌هاست در مجالس موجود است، به‌راحتی بر مبل می‌نشستند و از اینکه دیگران از آن سود نمی‌جویند متعجب بودند.

بیشتر بخوانید
شیوه برخورد با کالاهای غربی و مسائل جدید

چون در این اواخر هم سنین ایشان در سنین بالایی بود و هم اینکه ایشان بیمارگونه بودند، قند داشتند و ضعیف شده بودند، صدایشان آن‌چنان که باید و شاید به مجلس نمی‌رسید؛ مرحوم حاج محمود آقای فیاض‌بخش (رضوان الله تعالی علیه) خدمت مرحوم والد آمدند، عرض کردند: «آقا وسیله‌ای به نام بلندگو آمده است. اگر اجازه بفرمایید، ما این را برای مسجد تهیه بکنیم.» ایشان نه گفتند نه، نه گفتند آره، گفتند: «چرا معطلید، این را زودتر تهیه کنید تا اینکه مردم بدانند و حجت برایشان تمام بشود که این گناه ندارد.» چون مکرر سؤال می‌کردند که آقا رادیو حرام است یا نیست. ایشان می‌گفتند: «رادیو چه گناهی کرده؟

بیشتر بخوانید
شیوه برخورد با مصنوعات خارجی

روزی در خدمت ایشان رفتیم به دیدن مرحوم خلیلی، پدر محمود خلیلی که یک زمان رئیس برق تهران بودند که پدر گاز بتان بودند. پدر ایشان مریض بودند. با مرحوم والد و عموزاده‌ام به عیادت ایشان رفتیم. در اتاقی که نشسته بودیم، اتاق کوچکی بود. از همین مبل‌های معمولی که آن زمان خیلی مرسوم نبود و پدر هم روی مبل نشستند و فرمودند: «چه چیز خوبی است.

بیشتر بخوانید
عمل به تکلیف و وظیفه دینی بدون توجه به محدودیت‌های ظاهری

در طول این مدت همواره نه بیم از این داشتندکه متعرضشان بشوند، زندان‌شان ببرند، بگیرندشان، اعدام‌شان بکنند؛ هرگز چنین تصوری نداشتند و برایشان فرق نمی‌کرد، «من وظیفه‌ام این است که راه را ادامه بدهم» و این راه را ادامه می‌دادند. منبر ایشان یک صندلی کوچکی بود که در مسجد استفاده می‌کردند که هنوز هم شاید باشد. گفتند: «این‌ها تصور کرده اند که منبر صحبت می‌کند، این‌ها نمی‌دانند که من صحبت می‌کنم. اگر لازم است که صحبتی نشود، باید من را بگیرند و ببرند.

بیشتر بخوانید