همسر آیت‌الله شاه‌آبادی

تربیت عالی فرزندان

يكی از همسران مرحوم آيت‌الله ميرزا محمدعلی شاه‌آبادی فرزندی نداشت، اما به خاطر نوع تربيت و خوش‌رفتاری كه اين شيخ بزرگ با همسران‌شان داشتند، فرزندان همسران ديگر به اين خانم بسیار علاقه‌مند بودند و به او احترام زيادی می‌گذاشتند. آنان حتی به اين خانم می‌گفتند: «ما بچه‌های شما هستيم!»[۱]

اين فرزندان نامادری خود را با وجود در حيات بودن مادر اصلی خودشان، به عنوان يک مادرخوانده قبول داشتند و به‌نوعی ارتباط عاطفی فرزند–مادری را با ايشان حفظ می‌كردند.

بیشتر بخوانید

درواقع بهترین دوران طلبگی من دورانی بود كه در محضر شهید شاه‌آبادی بودم. مادر ایشان، یوما خانوم، می‌دانست كه من یک مقدار خجولم و كمتر رفت‌وآمد می‌كنم. یک روز یک قسم خورد، گفت: «فلانی، به خدا قسم من بین شما دو تا فرق نمی‌گذارم. شما شب‌های پنج‌شنبه تعطیل هستید، ایشان هم تنهاست. بیایید با هم باشید، مطالعه كنید، بحث كنید.» می‌توانم ادعا كنم كه دوران خوشی من، لذت من و بهره بردن من از محضر ایشان، چند صباحی بود كه من در خدمت ایشان بودم.

 

راوی: حجت‌الاسلام قریشی

بیشتر بخوانید
مراتب اخلاقی همسر مرحوم شاه‌آبادی

یكی از عیالات مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی، البته به احترام مادر من، گفت: «من مخصوصاً این سفر میام قم كه به برادرانم سفارش شما را بكنم.» چهار برادر بزرگ و مجتهد بزرگوار ایشان بودند و من در مدرسه اجدادی ایشان مشغول به تحصیل بودم؛ یعنی این‌ها هم از لحاظ این مكتب پرورش‌یافته مخلصی بودند. همین بانوی بزرگوار در وصیت‌نامه‌اش توصیه می‌كند به آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی كه «در مجلس من آقای قریشی باید منبر برود.» وقتی من رفتم به مجلس، دیدم بزرگانی مثل مرحوم علامه فلسفی و گویندگان دیگری حضور داشتند.

بیشتر بخوانید

قناعت خصلت ارزشمند یک انسان مؤمن به شمار می‌رود. انسانی که خود نیز فقیه و عارف است و بر الگوهای اسلامی و مذهبی احاطه کامل دارد، خوب می‌داند در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است و از آن به عنوان وسیله‌ای که سعادت ابدی آدمی را به بار می‌آورد، یاد شده است.

امام محمد باقر (سلام‌الله‌علیه) در این رابطه می‌فرمایند:

«هرکه قناعت کند به آنچه که خدا به او می‌دهد، غنی‌ترین مردم است.»

بیشتر بخوانید
رعایت سیره پیامبر در خنده

احاديث و احكام اسلامی خنده آرام را حسن خلق یک فرد مسلمان می‌داند و مؤمنان را از خنده بلند و زياد نهی كرده است و حتی برای آن كفاره قرار داده است؛ ولی خنده كوتاه و آرام را ممدوح می‌داند و آن را می‌ستايد. مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادی (ره) طبق سيره و رسم پيامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه معصومان (علیهم‌السلام) هيچ‌گاه موقع خنديدن، با صدای بلند نمی‌خنديدند و قهقهه نمی‌زدند.

بیشتر بخوانید
رسیدن خرجی زندگی طالب علم از سوی خداوند

یک روز آمدند خانه. دیدم رنگ و رویشان خیلی برهم است. گویا کسالتی داشته باشند. نشستند. تنشان می‌لرزید. گفتم: «آقا چیزی شده؟ حالتان بد شده؟ تب کردید؟ سردتان...؟» گفتند: «نه. حالم خوب خوب است. فقط درشکه نایستاد. همین‌طور که درشکه می‌رفت، یک آقایی سوار درشکه شد. سلام کرد و من فوراً جواب سلام را به او دادم. گفتند حال شما؟ گفتم الحمدالله. گفتند آقا! سه روز است به خانواده‌ات خرجی ندادی؟ این حرف خیلی نزدم گران آمد. یک دسته اسکناس جلوی من تعارف کرد. آمدم دومین حرف را بزنم، دیدم نیستند. به این خاطر که حرفی نزدم حالم بد شد. این پول‌ها را آوردم برای شماها. شماها و بچه‌های من خرجی بکنید.

بیشتر بخوانید
کیفیت نماز شب آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

نماز شب از عبادت‌ها و نمازهای پرفضيلت است. نيايش در دل شب حالت خاصی به انسان می‌دهد كه در دل حق‌پويان و خداجويان احساس زيبايی است‌ تا اوج معنويت. لذا دوستان حق و بالاخص آنان كه همۀ عمر برای يافتن معنای حقيقت و سير در سلوک عرفان الهی گذراندند، وقت دعای شبانه را بر هيچ زمان ديگر ترجيح نمی‌دهند؛ چرا كه خداوند هميشه شب و سحر را برای راز و نياز پيشنهاد مي‌كند:

وَ بِالاْ َسْحَارِ هُم‌ْ يسْتَغْفِرُون[۱]‌َ

بیشتر بخوانید
واکنش آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی به اسراف

اسراف یکی از گناهان بزرگ است که خداوند به طور مستقیم در قرآن به آن اشاره کرده است و انجام آن را گناهی بس بزرگ به شمار می‌آورد، تا حدی که می‌فرماید خداوند مسرفان را دوست ندارد.

کلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ[۱]

از نعمت‌های الهی بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‌دارد

بیشتر بخوانید
رفتار آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی هنگام بیماری

آيت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی آن‌قدر به آرامش محيط خانواده اهميت می‌دادند كه وقتی هم مريض می‌شدند، برای اينكه اعضای خانواده نگران نشوند، مريضي خودشان را به آن‌ها انتقال نمی‌دادند و برای آن‌ها بازگو نمی‌كردند. با اينكه می‌دانستند اعضای خانواده در موقع بيماری مانند پروانه به دور او می‌گردند و از او مراقبت می‌كنند، ترجيح می‌دادند كه بيماری خود را خودشان تحمل كنند و مريضی او باعث رنجش خاطر كسی نشود.

همسرشان می‌گوید:

بیشتر بخوانید

در دوره‌ای که رضاخان منع حجاب و خلع لباس روحانیت می‌کرد، پهلوی به حاج‌آقا شاه‌آبادی می‌گفت درس را نروید. و آقا با عصبانیت می‌فرمود: «من به تو چه کاری دارم؟» همه می‌‌گفتند: «آقا! رعایت کنید، شاه است.» ایشان با همان لحن جوابش را می‌داد.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها