معرفی کتاب رشحات البحار

معرفی کتاب رشحات البحار

رشحات البحار

نام کتاب: رشحات البحار

ناشر: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

مؤلف: آیت‌الله‌العظمی محمدعلی شاه‌آبادی

محقق و مترجم: زاهد ویسی

چاپ اول: ۱۳۸۶

تعداد صفحات: ۴۷۴ صفحه

چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۸۶ و چاپ دوم آن در سال ۱۳۸۷ در ۴۷۴ صفحه منتشر شده است. شامل ترجمه متن اصلی کتاب، اثر آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی(ره) است - كه حدود هشتاد سال پیش تألیف گردیده بود. اين اثر به عربی و در سال ۱۳۵۹ق تأليف و از سه رساله (کتاب) تشكيل شده است:

- القرآن و العتره

- الايمان و الرجعه

- الانسان و الفطره

آقای زاهد ویسی در این کتاب ضمن معرفی مختصری از آثار و احوال استاد، به ترجمه کامل متن عربی کتاب پرداخته است. شیوه کتاب چنین است که ابتدا متن کامل عربی هر سه فصل در ۱۷۰ صفحه به طور متوالی آورده شده و پس از آن ترجمه هر سه فصل کتاب، طی ۲۲۰ صفحه آمده است. همچنین شرح زندگی و آثار استاد نیز به هر دو زبان عربی و فارسی در این کتاب آمده است. این کتاب توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شده است.

ظاهراً تأليف اين كتاب مقدم بر كتاب شذرات بوده، چرا كه در متن شذرات (معرفه ۱۵۷) به آن اشاره شده است. اين كتاب يک بار از سوی فرزند بزرگ ايشان، آيت‌الله محمد شاه‌آبادی (ره) در سال ۱۳۸۰ق ترجمه و شرح مختصری شده و پس از انقلاب نيز توسط نهضت زنان مسلمان در سال ۱۳۶۲ش تجديد چاپ شده است. همچنين از سوی فرزند ديگر ايشان، آيت‌الله نورالله شاه‌آبادی، ترجمه و شرح شده و جناب آقای زاهد ويسی نيز اين اثر را تصحيح و ترجمه كرده و پاره‌ای ديدگاه‌های فلسفی آيت‌الله شاه‌آبادی (ره) را بررسی كرده است. هر دو كتاب در سال ۱۳۸۷ش توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی منتشر شده‌اند.

القرآن و العتره

 

 

ایشان بخش «القرآن و العتره» را با علم خداوند به ذات خويش و ساير صفات خود آغاز می‌كنند. سپس نزول اين علم را در مراتب وجود شرح می‌دهند و سوره قدر و نزول قرآن را مطابق با نزول علم الهی می‌دانند. سپس در موضوع حفظ قرآن از سوی خداوند مطالب را ادامه داده و اتحاد قرآن با عترت را در تمام مراتب آن طرح می‌كنند. با بيان لزوم بقای قرآن تا قيامت، لزوم بقای اهل بيت با ايشان توضيح داده می‌شود. با علم به شهادت امام دوازدهم عجل‌الله‌فرجه، لزوم رجعت اهل بيت پس از ايشان معلوم می‌شود تا معيت با قرآن در تمام مراتب تا روز قيامت حفظ گردد. در انتهای اين كتاب، ايشان بحث ولايت تكوينی و تشريعی را تبيين می‌نمايند.

الایمان و الرجعه

 

 

در بخش «الايمان و الرجعه» ايشان ناظر به شبهاتی بودند كه آن زمان پيرامون موضوع رجعت مطرح بوده و برخی در آثار خود رجعت را انكار می‌كرده‌اند. ايشان بر پايه تفسير چند آيه از قرآن كريم، امكان رجعت را عقلاً و نقلاً بيان می‌كنند. آغاز اين كتاب با آيه‌ای از سوره مباركه نمل است:

وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ (۸۲) وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ (۸۳) حَتَّى إِذا جاؤُ قالَ أَ كَذَّبْتُمْ بِآياتي‏ وَ لَمْ تُحيطُوا بِها عِلْماً أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۸۴) وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ (۸۵)

در تفسير آيه ايشان بيان می‌كنند كه دابّه (جنبنده)ای كه در آيه آمده است نمی‌تواند موجود دفعی الوجود و يا از ارواح سابقه باشد و با ضميمه توضيحات ديگر، آن را نفس انسانی می‌دانند كه در روايات به اميرالمؤمنين عليه‌السلام تطبيق شده است كه با تكلم خود، حجت را بر همه تمام می‌كند. در ادامه ايشان و تطبيق آيه ۸۵ را در دنيا و نه در قيامت می‌دانند. در ادامه ايشان رجعت افراد مختلف را به سه ملاک استعداد، استدعاء و استحضار می‌دانند. سپس به بيان فلسفی كيفيت رجعت می‌پردازند.

الانسان و الفطره

 

 

در بخش سوم با نام «الانسان و الفطره»، كه بيش از دو سوم كتاب رشحات البحار را دربرمی‌گيرد، ايشان آيه سی‌ام سوره مباركه روم را محور بحث خود قرار داده‌اند:

«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ».

نظريه بنيادی آيت‌الله شاه‌آبادی كه با نام «نظريه فطرت» شناخته شده است، در اين كتاب به‌تفصيل تبيين شده است. ايشان فطرت را نحوه وجود انسان می‌دانند كه معصوم از خطا بوده و از انسان جدا نمی‌شود. ايشان با ارجاع انسان به خود و مطالعه كتاب ذات و تكوين‌اش بيان می‌كنند كه از طرق مختلف می‌توان به وجود فطرت‌ كه مغاير با جسم و طبيعت انسان است پی برد:

- طريق علم به خود

- طريق توجه به عاشق بودن انسان به خود و كمالات خود

- توجه به كاشفه بودن خود

- توجه به محبت انسان به‌راحتی (و اين‌كه اين راحتی كامل در عالم ماده نيست)

- طريق توجه به طلب آزادی و حرّيت.

دین، پایبندی به حقیقت

در ادامه ايشان دين را «التزام به حقایق» و دَين را نيز از همان ريشه به معنای التزام به تعهدات مالی می‌دانند. در اقامه دين انسان با مراتب مختلف خود ملتزم به حقایق می‌شود. ايشان اصول وجوه انسان را سه وجه حس، قلب و عقل می‌دانند. اقامه وجه به سوی دين در مرتبه حس التزام به عدالت، در مرتبه قلب التزام به عبوديت و در مرتبه عقل التزام به معرفت است. تحقق عدالت با رجوع به علم فقه خواهد بود، تحقق عبوديت با خضوع در برابر خداوند و معرفت رذايل و فضايل اخلاقی است كه جامع همه آن‌ها عبوديت است و معرفت نيز با قرائت كتاب خود (فطرت) محقق می‌شود.

پنج فطرت اولیه

سپس ايشان پنج فطرت اوليه را برمی‌شمارند:

۱. احترام حاضر

۲. احترام منعم

۳. احترام مقتدر

۴. احترام كامل

۵. احترام محبوب

فطرت آدمی عاشق کمال بی‌نهایت

مراجعه به فطرت، هر انسانی را به اين نتيجه می‌رساند كه فطرت او عاشق كمال مطلق است و با كمالات مقيد راضی نمی‌شود. وقتی عشق به كامل بی‌نهايت وجود دارد، بنا به برهان تضايف، معشوقی نيز با اين وصف در عالم وجود خواهد داشت. به اين ترتيب، با برهان فطرت، وجود خداوند متعال را با صفات كمالی گوناگون اثبات می‌كنند. ايشان معرفت نفس و مطالعه كتاب ذات و تكوين خود را منتهی به معرفت خداوند می‌داند و حديث مشهور معرفت نفس را به اين صورت توضيح می‌دهند: «من عرف نفسه (بانّه عاشق) عرف ربّه (بانّه معشوقه)». در ادامه با استناد به فطرت كاشفه از حقايق، لزوم عالم معصوم را ثابت می‌نمايند.

بحثی در حنافت

درباره «حنافت» كه در آيه شريفه به آن اشاره شده (اقم وجهک للدين حنيفاً) ايشان بيان می‌كنند كه «حنيف» بر وزن فعيل، وصف معدنی است و دال بر آن است كه موصوف، معدن و منبع اين صفت است. لذا انسان بايد معدن حنافت باشد و آن عبارت است از اعراض از آنچه كه مخالف حقيقت است.

سپس شبهاتی را درباره معرفت خداوند با رجوع به فطرت پاسخ می‌دهند. رد ماهيت داشتن خداوند، ابطال جسمانيت و رؤيت خداوند، ابطال مذهب اشاعره در انكار حسن و قبح عقلی، ابطال جبر و تفويض در فعل بندگان و اثبات امر بين الامرين.

در ادامه كتاب، غايت فعل پروردگار، تفصيل بحث اقامه وجه به سوی دين و مراتب حضور قلب در عبادات مطرح شده است.

مراتب حضور قلب و وجود

ايشان مراتب حضور قلب را هفت مرتبه می‌دانند

۱. حضور قلب به نحو اجمال

۲. حضور قلب در ثنای خدا به نحو تفصيل

۳. حضور قلب در ثناء و عبوديت به حضور ثناگو و معبود

۴. حضور قلب عابد به حضور معبود

۵. حضور قلب به گونه‌ای كه عبادت به حول و قوه پروردگار و ظهور و مشيت اوست

۶. حضور قلب در مقام استعانت از خدا و اينكه همه افعال عبد مستند به خداست

۷. حضور قلب به رسيدن به طريق اسماء و صفات خداوند

سپس مراتب هفت‌گانه وجود انسان را توضيح می‌دهند: حس، قلب، عقل، سرّ، خفی و اخفی.

برهان‌های اثبات واجب الوجود

در بخش پايانی، ايشان براهينی را بر اثبات واجب الوجود مطرح می‌نمايند:

•        برهان فطرت افتقار؛ ايشان بر پايه آيه شريفه «يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ» (فاطر؛ ۱۵) به تبيين فطرت افقتار پرداخته‌اند. همه موجودات امكانی محدود به حدود معينی هستند، بدون اراده خود ايجاد شده‌اند و بدون اراده خود در مرتبه خاص و عالم معينی زندگی می‌كنند و بدون اراده به عالم ديگر منتقل می‌شوند. وجداناً و بالفطره، وجود و كمالات هيچ موجود ممكنی تحت اراده و اختيار خودش نيست. لذا به حكم فطرت همه ممكنات ربط محض و تعلق صرف به مبدأ غنی و نامتناهی‌اند و نيازمند به غنی بالذات. پس هر موجود ممكن، به حسب ذات خود، فرياد می‌زند كه ما به خداوند بی‌نياز نيازمنديم.

•        برهان فطرت امكان؛ ايشان بر پايه آيه شريفه «قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرَكُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى‏» (ابراهيم (ع)؛ ۱۰) می‌فرمايد كه يكي از طرق دعوت به حق، آن است كه انسان‌ها متوجه شوند آسمان‌ها و زمين (و همه موجودات ممكن) نيازمند خالق و مؤثر است؛ خالقي كه فوق سلسله ممكنات باشد. مفروض اين است كه هر يک از ممكنات، به نحو قضيه حقيقيه، محتاج به مؤثر است. پس بايد خالق خارج از كل باشد.

•        فطرت انقياد؛ در تفسير آيه ۱۸ سوره مباركه حج «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ» می‌فرمايند كه همه موجودات خاضع‌اند. گاه اين خضوع تكوينی است، كه از آن به «فطرت افتقار» تعبير كردند. گاه اين تذلل آگاهانه است و حتی می‌تواند خضوع ديگران را هم درک كند. اين خضوع، فطری و مخصوص انسان است. انسان بر دو گونه اين خضوع را انجام می‌دهد:

۱. گاه مخضوعٌ له فطری را هم می‌شناسد كه مشمول «كَثيرٌ مِنَ النَّاسِ» می‌شود؛

۲. گاه مخضوعٌ له فطری را نشناخته و در برابر او اظهار خضوع نمی‌كند كه مشمول «كَثيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ» می‌شود.

•        فطرت رجا؛ بر اساس آيات شريفه «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً» (طه؛ ۱۱۲-۱۱۱)، تمام تلاش‌های انسان‌ها را بر پايه اميد و رجا می‌دانند كه با رجوع به فطرت، مقصد اصلی اميدواری را موجود حی قيوم، ابدی، دائم، عالم، قادر، غنی و رئوف می‌داند.

•        فطرت خوف؛ در بخش‌های پايانی ايشان فطرت خوف را در ذيل آيات ۱۹ ابراهيم (ع) و ۱۶ فاطر، و برهان فطرت بغض نقص و حب و اصل را ذيل آيات ۷۴ -۷۹ سوره مباركه ابراهيم (ع) تبيين كرده‌اند.

مقدمۀ مصحح و مترجم کتاب

مقدمۀ آقای زاهد ویسی در ادامه می‌آید:

مدت‌هاست كه در انديشه يافتن راهی برای رهايی از اين بند و بلا و بر زمين نهادن بار هستی و حل كردن معمای ناگشودنی آن هستم. راه‌های فراوانی را در پيش گرفتم و حالات مختلفی بر جان ناتوان و جسم خسته‌ام، عارض شد، اما انگار اين ماجرا در جان و و روح من تمام نشده است و حكايت آن همچنان باقی است.

باری، در اين راستا اين بار دست اين قلم از آستين ديگری درآمد كه گمان می‌رود، فكری ديگر و از نوعی ديگر است. خرسندم كه فيض روح القدس مددی فرمود و من به اجرای اين كار توفيق يافتم و بسيار مسرورم، از اينكه امكانی فراهم شد كه يكی از آثار بسيار مشهور و تا حد زيادی مهجور مانده را به زبان فارسی برگردانم.

حقيقت آن است كه نمی‌دانم اين اثر را مربوط به عالم عرفان قلمداد نمايم يا آن را از تبار فلسفه، كلام، يا اخلاق برشمارم؛ هرچه هست كتاب پيش‌رو حاوی بسياری از مفاهيم و مقولات ناب هر يك از اين رشته‌ها و حوزه‌هاست كه از آن‌ها نام برديم. با اين حال به نظر نمی‌آيد كه بتوان به‌سادگی آن را به صورت خاص و مشخص به يكی از اين وادی‌ها مربوط و منتسب دانست. ظاهراً عنوان كتاب (رشحات البحار) نيز حاكی از اين است كه اين اثر بر خلاف حجم كم و كلمات كوتاه و مختصر خود، بحروار حاوی مفاهيم و مقولات نهنگ‌آسايی است كه مواجهه با هر يك از آن‌ها به‌تنهايی نيازمند شناگری ماهر و جسور است؛ چه برسد به حل و فصل اين مسائل يا ادعای وصول به مقام فصل الخطاب.

اين كتاب به‌نوعی «بحر در كوزه» است، گاهی مطلب چنان مختصر و مجمل است كه اگر مخاطب با لحن و شيوه كلام نويسنده آشنا نباشد، از ظاهر الفاظ و كلمات به جای قابل توجهی دست نمی‌يابد. از اين رو نيازمند تأمل و توجهی مضاعف است. چنان كه گفته شد در اين اثر افكار و سخنانی مطرح شده است كه در عين اختصار، بيانگر اطلاع نويسنده از افكار و جريان‌های فكری موجود در جهان اسلام است. به طوری‌كه ايشان گاهی به عنوان طرح مسئله وارد بحث می‌شود، گاهی در نقد يك انديشه مشخص در ساحت علم كلام مطلبی را بيان می‌نمايد، گاهی برای تصحيح يك انديشه مواردی را توضيح می‌دهد، و گاهی هم برای دفع شبهه و شك می‌كوشد مواردی را بسط و توضيح دهد و...

در اين‌جا بحث درباره ميزان توفيق مؤلف در هر يك از اين موارد در ميان نيست. مهم اين است كه ايشان به اين موارد در اين اثر كم‌حجم توجه نموده و كوشيده است همه آنها را به صورتی منظم در كنار هم بچيند و به مثابه يك نظام فكری درآورد. به طوری‌كه می‌توان اين كتاب را به عنوان يك دستگاه فكری قلمداد نمود كه مؤلف تلاش كرده است از طريق آن خلاصه افكار و انديشه‌های خود را درباره اين مفاهيم تبيين نمايد يا دست كم سبك خاصی را در اين وادی ارائه كند.

واضح است كه در اينجا قصد شرح و بسط اين موارد در ميان نيست. مطالبی هم كه بيان شد، صرفاً جهت نشان دادن برخی وجوه مندرج در اين كتاب بود، وگرنه پرداختن به جوانب و زوايای اين كتاب كه به نظر من حاصل نظام فكری مرحوم شاه‌آبادی است، به مجالی فراخ‌تر از اين‌جا و اكنون نياز دارد.

در ترجمه اين كتاب كوشش شده است، مطالب متن اصلی بدون هيچ كم و كاستی ترجمه شود. با اين حال از آنجا كه در متن عربی آن اشتباهات چاپی فراوانی وجود داشت، ترجمه دقيق متن نيازمند تصحيح و اصلاح اين اشتباهات بود، به علاوه آيات، روايات، اشعار، موجود در متن نيز استخراج نشده بود و حتی گاهی اشكالات متعدد نيز در اين نصوص به چشم می‌خورد كه اصلاح شده است.

پاراگراف‌‌بندی، عنوان‌گذاری تيترها، افزودن پاورقی و... نيز برخی ديگر از مواردی است كه به دست مترجم صورت گرفته است در ادامه نيز به منظور آشنايی مختصر خوانندگان با حيات و زندگی مؤلف، به صورت اجمالی زندگی‌نامه مختصری از ايشان درج شد تا برخی از جوانب زندگی وی نيز برای خواننده آشكار شود.

شكی نيست كاری در اين حد، نيازمند فرصت و فضايی درخور است. با اين حال از آنجا كه اين اثر در مدتی بسيار اندك به فارسی برگردانده شده است، بدون شك از برخی نكات مهم و مفيدی كه می‌توانست از آن‌ها برخوردار شود، نظير شرح و توضيح اصطلاحات كلامی و... محروم مانده است. با اين حال به فراخور، برخی از اين موارد هم به صورت مختصر توضيح داده شده است. به هر حال اميد است اين ترجمه مفيد واقع شود و دوستداران حوزه‌های مختلف علمی نظير كلام و فلسفه و عرفان بتوانند از آن بهره‌مند شوند. اميدوارم!

نظر خودتان را ارسال کنید

موسی یازرلو
شنبه, ۱۳۹۷/۱۱/۲۷
باسمه تعالی ضمن تشکر از ارائه مطالب ارزنده و وآموزنده ، لطفا بفرمائید برای تهیه کتاب یا خرید آن از چه طریق اقدام کنیم. متشکرم
abrmim
شنبه, ۱۳۹۷/۱۲/۲۵
سلام بر شما و سپاس از توجه شما. اغلب کتاب‌های آقای شاه‌آبادی در سایت پاتوق کتاب موجود است.