مرجع رسمی آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

۳ مطلب با موضوع «آثار» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

کتاب شذرات المعارف آیت‌الله شاه‌آبادی

موضوع اصلی کتاب

یکی از آثار ارزشمند آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، کتاب شذرات المعارف است که به فارسی نگاشته شده و اوّلین بار در زمان حیات مؤلف عالی‌قدر آن، در اردیبهشت 1325ش به چاپ رسیده است. به نظر می‌رسد انگیزۀ تألیف آن، بیان سلسله معارفی بوده است که با توجه به آسیب‌ها و مشکلات و آفاتی که مسلمانان به آن مبتلا شده بودند، راهکارهای عملی و سیاست‌های اصلاحی را در در زمینۀ عده و عده، مبتنی بر حقایق عمیق و گستردۀ اسلام به مسلمانان نشان دهد.

معنی لغوی عنوان کتاب

«الشذر» به معنی تکه‌های طلاست که از معدن طلا به دست می‌آید؛ نیز مهره‌هایی که در وسط رشتۀ مروارید به فاصلۀ معینی می‌گذارند؛ همچنین مرواید کوچک از دیگر معانی آن است. شَذره یا شَذَه، واحد الشذر (به تشدید شین) و به معنی یکی از تکه‌های طلاست و شَذَرات و شُذور جمع آن است. بنابراین شذرات به معنی قطعه‌های طلا یا مروارید است و شذرات المعارف یعنی تکه‌های طلایی معارف، یا معارف طلایی.

وجه تسمیۀ عنوان کتاب

نام دیگر این کتاب مرام الاسلام است. مرام از مادۀ رامَ، یَرُومُ، به معنی اراده کردن است، یا احتمالاً همان مفهوم فارسی آن یعنی شیوه و روش و عقیده و مَسلَک مورد نظر بوده است. در هر صورت، وجه تسمیۀ این کتاب به شذرات المعارف، اشتمال آن بر قطعه‌هایی از معارف اسلام است که ارزشی فوق‌العاده دارد و لازم است همچون تکّه‌های مروارید، مورد توجّه قرار بگیرد.

دردهای جامعۀ اسلامی و مسلمانان

آیت‌الله شاه‌آبادی در ابتدای این کتاب چنین می‌فرمایند: «مدت زیادی است که مملکت اسلام مبتلا به امراض مزمنه[1] و مهلکه شده. انتشار عقاید باطله و اخلاق رذیله و افعال قبیحه به حدّی است که نمی‌توان جامعه را نسبت به انسانیّت داد، فضلاً عن الاسلامیه[2]. و روزبه‌روز در شدت و فشار آن امراض است.» سپس آیت‌الله شاه‌آبادی به بیان اسباب بیماری‌زا می‌پردازد و این اسباب را به شرح زیر بیان می‌دارند:

«اوّل غرور مسلمین به حقّانیت خود که منشأ تحویل دادن میدان دعوت است به معاندین و موجب قناعت نمودن به اسلام انفرادی و ترک تبلیغات و امر به معروف و نهی از منکر شده، چنانچه غرور و شفاعت، منشأ ارتکاب انواع رذائل اخلاقیه و اقسام معاصی کبیر گردیده است. دوم یأس از ظهور سعادت دینی و دنیوی که مسلمین خود را از هرگونه تکلیف بری و عری[3] دانسته‌اند. سوم افتراق مسلمین و انضمام خیط اخوّت[4] از میانۀ آن‌هاست، چنانچه حس اعداء این جهت را موجب هیجان و حرکت سریعۀ آن‌ها گردیده است. چهارم نداشتن بیت المال، زیرا که معلوم است جریان اسلام در مُلک احتیاج است به عِدّه و عُدّه، لذا خداوند عالم ایجاب زکوات و اخماس و سایر حقوق مالیه فرموده برای اداره نمودن اساس مقدّس اسلام.»

راه درمان

آیت‌الله شاه‌آبادی پس از بیان بیماری‌ها، به راه‌های نجات مسلمانان اشاره می‌فرمایند و آن‌ها را در چهارده فرع به شرح زیر ذکر می‌فرمایند:

«اوّل: ترغیب مردم به علمای اَعلام و تشویق محّصلین علوم دینیّه و ترمیم امر معاش آن‌ها و فراهم کردن مؤسسات برای تعلیم معارف و اخلاق و احکام دیانت مقدمۀ اسلام، که اصول انسانیت است، به افراد جمعیت و اطفال آن‌ها.

دوم: استحکام اتّحاد فیمابین علمای اَعلام، که یگانه طریقی است برای حفظ اسلام و مسلمین، تا در سایۀ این اتّحاد پیروان ایشان در تحت دستور واحد، بدون هیچ‌گونه دغدغه و پریشانی خیال، متّحداً قیام لله نموده، اعمال صالحه و اخلاق حسنه و عقاید حقّه را در میان مردم شایع، و افعال قبیحه و صفات رذیله و عقاید باطله را از آنان دور سازند.

سوم: تأسیس مجلۀ دیانتی برای ترویج مقاصد مذهبی و افکار و اعمال جمعیّت.

چهارم: تأدُّب به ظاهر شرع و ترک محّرمات مطلقاً، و تعظیم شعائر اسلام و حضور در جماعات و اجتماعات اسلامیه.

پنجم: اقتصاد در امر معیشت و ترک قیود مضرّه که اهمّ مقاصد اسلام است.

ششم: ایجاد شرکت از روی قواعد علمیه برای ترّقی تجارت مشروعه و صناعت و زراعت و ترویج البسه و اقمشۀ مصنوعۀ اسلامی و مملکت.

هفتم: ایجاد اساس مقتضی تمکنِ دادن قرض‌الحسنه و سد باب قرض تنزیلی[5]، که موجب خرابی دنیا و دین است.

هشتم: تعیین مشاغل مشروعه برای افراد بیکارۀ جمعیت و تمهید وسائل اعانت به ضعفاء و فقراء.

نهم: دفاع از صدمات غیر مشروعه به حقوق افراد جمعیت و غیره.

دهم: حضور در مصائب و تشییع جنازۀ مسلمین و سایر معاشرات اسلامیه.

یازدهم: حضور در هفته یک شب در مزکز مخصوص جمعیت برای تحصیل مهمّات مذهبی و مذاکرات اسلامیه.

دوازدهم: التزام هر یک از معاهدین برای هدایت یک نفر که عمل به مواد مذکوره نماید.

سیزدهم: ارجاع نمودن اختلافات حاصله فیمابین افراد جمعیت به هیئت رئیسه، که به طریق صلح که از مهّمات مقاصد اسلامیه است تصفیه شود و الاّ رجوع به محاکم شرعیه نمودن تا به موازین قضاوت حلّ و فصل شود و رجوع به غیر آن، موجب خروج از جامعه است.

چهاردهم: تشکیل بیت‌المال از زکوات و اخماس و غیرهما در تحت قواعدی که موجب حفظ از حیف و میل بوده باشد، به قسمتی که تمام مدرسین و محصّلین و مبلّغین و غیره هم مرتزق از آن بوده باشند با ملاحظۀ الاهم فالاهم.»

باطن اعمال پس از مرگ

آیت‌الله شاه‌آبادی در پایان کتاب شذرات المعارف، پیرامون ظهور باطن اعمال پس از مرگ، چنین می‌فرمایند: «ظهور باطن اعمال به حسب عالم برزخ و ملکوت و جبروت مختلف شود: مثلاً احسان و اسائه[6] به اهل دنیا در برزخ نمایش داده شود، مثل سرور و حزن که ایجاد در قلب انسان نماید، ولی ظهور صفات و اخلاق و صفت پرستش که سرآمد همۀ صفات است در ملکوت و جنت جسمانی ظاهر شود و معرفت و علم به حقایق در عالم جبروت و جنّت عقلانی.

نقل شده که بعضی خواب دیده‌اند مرحوم علامه مجلسی (طاب ثراه) را، و از امور وارده بر ایشان بعد از موت از آن جناب سؤال نموده‌اند و [مرحوم علامۀ مجلسی] فرموده‌اند که بعد از ارتقاء روح، من را در معرض عرض الهی درآوردند و از من سؤال کردند: «چه آوردی؟» عرض کردم: «بحارالانوار»؛ پس سؤال شد: «دیگر چه آوردی؟» ساکت شدم. پس خطاب شد: «که نزد ما چیزی داری و آن، سیبی است که به [یک] طفل یهودی داده‌ای و این دستگاه برزخی به سبب آن سیب است.»

توضیحاً عرض می‌شود که شخص خواب‌بیننده گمان کرده است چون ترتیب اثری بر بحارالانوار داده نشده و بر آن سیب ترتیب اثر داده شده، بحارالانوار مورد قبول واقع نشده [است]! لکن نَه چنین است؛ بلکه مورد اثرش [در] برزخ نبوده، چون علم باید در جبروت ظاهر شود؛ به عبارت اُخروی، چون بحارالانوار مشتمل بر علوم حقایق و معارف [است] و لامپ برزخ کوچک است، نمی‌تواند نور علم را نمایش دهد. بلکه لامپ ملکوت قاصر است از این اظهار و لامپ جبروت می‌تواند نمایش نور توحید دهد. لذا در مُطَّلَع[7]، بحارالانوار مسکوتٌ عنه[8] شده و نور احسان که لامپ برزخ می‌تواند [آن را] نمایش دهد، مورد لطف واقع شده [است].»

 

[1] امراض مزمنه؛ ناخوشی‌های کهنه (لغت‌نامه دهخدا)

[2] چه برسد به اسلامی

[3] عریان بودن

[4] رشتۀ برادری

[5] قرض تنزیلی همان نزول است که در فقه حرام است.

[6] بدی کردن، مقابل احسان

[7] خبردهنده

[8] کنار گذاشته شده

  • ۰
  • ۰

آیت‌الله شاه‌آبادی از عارفان نامداری است که در جمع ظاهر و باطن به‌نیکویی درخشیده است. بی‌شک شناخت صحیح ویژگی‌ها و اصول موجود در مکتب و سیرۀ عرفانی ایشان، کمک شایانی به محققان حوزۀ اندیشۀ این عارف کامل می‌نماید. از ایشان دو کتاب «شذرات المعارف» و «رشحات البحار» به یادگار مانده است که در این مقاله به بررسی اجمالی این دو کتاب پرداخته شده است.

حضرت آیت‌الله شاه‌آبادی، از جمله عارفان نامدار و واصلان کاملی است که در جمع ظاهر و باطن، به‌نیکویی درخشیده و اسوه‌ای ماندگار را برای رهپویان طریق کمال و جمال الهی، پدیدار ساخته است. توجه به ویژگی‌های عرفانی آن پیر فرزانه، به‌حق ترسیم‌گر نقشی دل‌انگیز در قاموس بزرگ عرفان اصیل اسلامی است؛ عرفان نابی که در جای‌جای زندگی علمی و سیرۀ اخلاقی این فقیه عارف و مجاهد، جلوه‌ای راهگشا دارد و الگویی جاودانه برای شیفتگان طریقتش به شمار می‌رود.

بر آن شدیم که با توجه به آثار مکتوب به جامانده از آن عارف بزرگ، مواردی چند را در خصوص نظریات ایشان یادآور شویم. بی‌شک شناخت درست ویژگی‌ها و اصول موجود در مکتب و سیرۀ عرفانی آیت‌الله شاه‌آبادی کمک شایانی به عرفان‌پژوهان می‌نماید و مسیر کاوش و پژوهش را در این عرصۀ مبارک، به‌گونه‌ای شایسته هموار می‌سازد.

هوش سرشار، استقلال رأی، بدعت فکر، شهامت نظری، شجاعت سیاسی و سلوک معنوی همراه با صلابت انقلابی، از خصائل این عارف نامی است. در این میان، کتاب شذرات المعارف و رشحات البحار، دو اثر مهم از آثار باقی‌ماندۀ ایشان است که در این یادداشت، به برخی از نظرات آن استاد فرزانه پرداخته می‌شود.

1. شذرات ‌المعارف

کتاب شذرات المعارف آیت‌الله شاه‌آبادی

این کتاب در پنج فصل یا پنج شذره نگارش یافته که در شذرۀ اول و دوم، به نکات مهمی در اندیشۀ‌ سیاسی اسلام می‌پردازد. در ابتدای این کتاب، بر نقش سیاسی اسلام تأکید شده و در این باره می‌فرماید: «قرآن مجید با اسلام انفرادی مناسبت ندارد؛ زیرا قرآن نمی‌فرماید به‌تنهایی نماز کن، بلکه علاوه بر آن، تولید نمازگزار و اقامه صلوة را بر عهدۀ‌ مسلمین گذارده است.[1]»

به اعتقاد ایشان، از جمله ضعف‌های مهم جامعۀ مسلمانان، ترک امر به معروف و نهی از منکر است و می‌فرماید: جامعه‌ای مرده است که این فریضه در آن جایی ندارد. تأکید بر این فریضه، از نشانه‌های تأکید شارع بر اسلام اجتماعی است. اگر نگاهی به دستورات قرآن در انجام فرائض دینی مسلمانان بیندازیم، خواهیم دید حتی نماز، که شخصی‌ترین رابطۀ رازآلود مشخص انسان با خدای خویش است، اگر به صورت جماعت ادا شود، بسیار مطلوب‌تر خواهد بود. اسلام انفرادی خود از علل مهم عقب‌افتادگی مسلمانان و بی‌خبری آن‌ها از جامعۀ‌ خویش است.[2]

از دید آیت‌الله شاه‌آبادی، قناعت به اسلام انفرادی از اسباب مهلکه است و گسترش معارف و حقایق دیانت در حدود ممالک اسلامی، به منزلۀ‌ ریسمان نبوت و ولایت است و وجه ارتباط با مقام مقدس حضرت حجت‌بن‌الحسن (عجل‌الله‌فرجه) می‌گردد.

مرحوم شاه‌آبادی، از وحدت با نام «خیط اخوت» یاد می‌کند و معتقد است: از جمله علل و عوامل بیماری‌های فکری جامعۀ اسلامی و گسترش نفوذ اخلاق رذیله و افعال قبیحه، اختلاف مسلمانان است که بر اثر اختلاط با اجانب و بیگانگان رخ نموده است. رابطۀ میان انحلال و نابودی و انهدام جامعه با مسئلۀ اختلاف و تفرق، رابطه‌ای کاملاً مستقیم است. هرچقدر اختلاف بیشتر باشد، انحلال بیشتر خواهد بود.

ایشان برای اتحاد میان مردم، استحکام اتحاد میان علما را تنها راهی می‌دانست که موجب حفظ اسلام و مسلمانان می‌شود و در سایۀ این اتحاد است که پیروان علما، می‌توانند در راه حق قیام کنند و اعمال شایسته، اخلاق نیکو و عقاید حق را در میان مردم منتشر کنند و کارهای زشت و صفات ناپسند و عقاید باطل را از آنان دور سازند.[3]

ایشان در جای دیگر می‌فرماید: «از اینجا معلوم می‌شود که از احکام سیاسیۀ ‌الهیه برای اجرای مقاصد اسلامی است و از همین رو در صدر اسلام، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دست به عقد اخوت میان مسلمانان زد.[4]» در ادامه مرحوم شاه‌آبادی، اخوت را به عرش تشبیه می‌کند که به چهار زاویۀ انس، کمال، عزت و عون استوار است. این چهار پایه، امهات نوامیس عالم بشریت، به حسب معاد و معاش است که در شذرات‌المعارف به تبیین هر یک پرداخته است.

ایشان در شذرۀ‌ ثالث، حدیثی از امیرمؤمنان (سلام‌الله‌علیه) به نقل از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌آورد که هر مسلمان بر گردن برادر مسلمانش سی حق دارد و باید آن‌ها را دربارۀ‌ برادرش انجام دهد و تا زمانی که آن‌ها را ادا نکند بخشوده نشود. در تشریح حدیث، نکات در خور توجهی دربارۀ حقوق مسلمانان در جامعۀ اسلامی متذکر می‌شود.

مرحوم شاه‌آبادی در شذرۀ‌ چهارم می‌فرماید: «چهارمین درجۀ انسانیت در مقام برادری، شکر نعمت است. هر کس شکر نعمت بندگان خدا را بجا نیاورد، شکر خدا را بجا نیاورده است. شکر از صفات ربوبیت است و خداوند این موهبت را به بندگانش مرحمت فرموده تا متخلق به اخلاق خدایی گردند.[5]»

ایشان شذرۀ پنجم و آخرین فصل این کتاب را با هفده نکته به پایان رسانیده است که بیانی است از موت، حال احتضار و عالم برزخ.

2. رشحات البحار

کتاب رشحات البحار اثر آیت‌الله شاه‌آبادی

مهم‌ترین اثر به جا مانده از آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، کتاب رشحات البحار است که در سه بخش نگاشته شده و لازم به ذکر است که فرزند ایشان، آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی این کتاب را شرح کرده است.

در بخش اول این کتاب، به کلام وحی، قرآن و عترت پرداخته شده و با مقدمه‌ای درباره‌ علم الهی آغاز گردیده است و مسائلی مانند تجرد علم، مراتب تجرد، نحوۀ اتحاد ذات با علم و صفات دیگر الاهی، اسما و صفات وجودی حق و نحوۀ علم به ماسوا، مورد بحث قرار می‌گیرد که شرح آن در رابطه با قرآن و عترت مورد توجه است.

قرآن علم خدای تعالی و کلام اوست و با ذات او متحد است. اولین منزل­گاه تجلی ذات مقدس الاهی در مرتبۀ ظهور، عالم مشیت است که تجلی‌گاه ذات بر ذات، حبّاً و عشقاً جلوه‌گاه اطلاقی صرف‌‌الوجود است. در این مرتبه نیز وجود مقدس حضرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مقام واحدیت حق با قرآن متحد است و شمس حقیقت احمدی، طلوع اولیۀ‌ قرآن است و پس از مرتبۀ مشیت الاهیه با سایر تعینات، چون مرتبه عقول کلیه و جزئیه و عالم برزخ و ملک متحد شود و ظهور قرآن نازل در تمامی این مراحل و تعین آن در این مراتب، اعم از عوالم مجرد و مادی علم خدای تعالی است.[6]

در بخش دوم به بحث ایمان و رجعت پرداخته شده است. در آغاز این بخش می‌فرماید:

برای هر انسانی پیش از مرگ چنین وضعی پیش می‌آید و مسئلۀ نبوت و ولایت بر او عرضه می‌شود و ایمان اهل کتاب به حضرت عیسی (علیه‌السلام) پیش از مرگ، برای تحقق ایمان به ولایت مطلقۀ محمدیه است؛ زیرا ولایت آن حضرت، مندرج در ولایت مطلقۀ محمدیه است و ایمان اهل کتاب به ولایت حضرت عیسی، ایمان به ولایت مطلقۀ امیرالمؤمنین (سلام‌الله‌علیه) خواهد بود که شامل تمامی ولایات است و به این ترتیب به آن حضرت ایمان می‌آورند و بیعت خواهند نمود و به کمال سعادت خواهند رسید.[7]

در مطالب دیگر این بخش، به چگونگی رسیدن به سعادت یا شقاوت و شرح مراتب سه‌گانۀ‌ اعتقادی پرداخته شده که ایشان اولین مقام را شناخت خدای متعال می‌داند و در کمال این شناختن است که می‌توان او را به داشتن صفات، متصف دید و قرآن بدان‌ها فراوان یاد کرده است. این نوع اعتقاد و شناسایی را مرتبۀ علم‌الیقین می‌داند؛ چرا که در این مرحله از راه تفحص و دلیل وجود حق تعالی، یگانگی آن حضرت و صفات دیگر وی برای شخص، علم حاصل می‌گردد و از این راه به وجود خدا و صفات او پی برده است. در مرتبۀ دوم، مرحوم شاه‌آبادی، دستیابی به حقایق را از راه استدلال و اقامه برهان نمی‌داند، بلکه از راه شهود میسر می‌داند.

مرتبۀ سوم، معرفت به مقام ولایت مطلقةالاهیة و وصول به این مقام و تحقق آن برای اوست؛ به این معنا که شخص عارف سالک، در طی مدارج عبودیت حق، به مقامی می‌رسد که در خدا فانی می‌شود؛ به گونه‌ای که فعلی و حرکتی را جز فعل خدا نداند، صفتی را جز صفت خدا نشناسد و حقیقتی را جز ذات احدیت نداند و خود را در جنب آن فانی ببیند و همواره شاهد و مجذوب جلوات معبود باشد.[8]

در جای دیگر می‌فرماید: «مرگ بدن نابودی انسان نیست، بلکه نوعی ترقی و کمال روح است که پس از مرگ، بدن همچنان زنده و باقی است.[9]»

بخش سوم این کتاب را می‌توان غُرر آثار مرحوم آقای شاه‌آبادی دانست. این بخش از ابداعات علمی ایشان به شمار می‌رود و نظریۀ‌ فطرت که مغز مکتب حکمی اوست و از منزلت و جایگاه ممتازی برخوردار است، در این بخش است. ایشان در این باب می‌فرماید: «از آنچه تاکنون از مراجعه به فطرت به دست آمد، آن را حاصل عشقی بی‌منتها و معشوقی صاحب جمال یافتیم که همواره در آرزوی وصال آن است. از دیدگاه فطرت به کشفیاتی دست یافتیم، و آن این است که معلوم شد فطرت و ذات انسان، خواهان شناخت حقایق است و در برابر کمال، ملتزم به تواضع و فروتنی است و به عدالت پایبند و ملتزم است. اکنون که به حکم فطرت، شناخت معارف ضروری است، باید بدانیم که فرمان فطرت به موارد خاص و معارف ویژه‌ای محدود نیست. ولی از آن جهت که شناخت‌ها از نظر ثابت بودن و حادث شدن یکسان نیستند، یعنی برخی از معارف همواره ثابت و همیشگی و بعضی حادثند، از این رو می‌توان دریافت که مقصود اولیۀ‌ فطرت دربارۀ شناخت، که از یک نظر هدف نهایی است، همان معارف و حقایق ثابت و همیشگی است.»[10]

مرحوم شاه‌آبادی اولین قدم در راه کمال را خودشناسی می‌داند؛ دوری و اعراض از غیر حقیقت را لازم می‌شمارد و بر این باور است که توجه انسان در یک حالت به دو چیز غیر ممکن است و فطرت انسان از توجه به چیزی پیش از آنکه از دیگری منصرف شود، خودداری می‌ورزد و تا از یکی فراغت حاصل نکند، به دیگری نمی‌پردازد. از این رو، به آیۀ 30 سورۀ روم استناد می‌کند: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً» که ای انسان طالب حقیقت! دین را به گونه‌ای در نظرت قرار ده که از آنچه غیر حقیقت است رو بگردانی.

در ادامه به کشفیات ده‌گانۀ فطرت می‌پردازد. از شناخت مفهوم و معنای «من عرف نفسه فقد عرف ربه[11]»، به اشراقات عشق اشاره می‌کند و اینکه انسان، عاشق دانش است. ابتهاج و شادمانی، معشوق فطرت است. همچنین از شراره‌های اندوختنی دل سخن می‌گوید و به سامان همان شعله‌ها می‌پردازد و نهیب مراقبت از آن‌ها را بر گوشمان طنین‌انداز می‌کند که اگر این شعله‌ها جان بگیرند، جانی بر جانت نخواهند گذاشت.

مرحوم شاه‌آبادی علت عرضۀ امانت خداوند به انسان و عدم ودیعه گذاشتن آن به دیگر مخلوقات را وجود فطرت می‌داند و می‌فرماید: «خدای عالی دربارۀ‌ لیاقت و قابلیت انسان و کفایت‌های شایستۀ او، به دو ویژگی انسان استدلال می‌فرماید که عبارتند از: ظلومیت و جهولیت. ظلومیت، همان پایین کشیدن نفس از مرتبۀ خودمختاری در کشور پهناور زندگی انسان و قراردادن آن تحت فرمانروایی عقل است که این، نهایت درجۀ عدالتی است که انسان می‌تواند دربارۀ نفس اماره به عمل آورد تا آن را به درجۀ نفس مطمئنه برساند؛ زیرا چنین شیوه‌ای، مطابق خواست فطرت است؛ جهولیت آن است که سالک در طریق سلوکش، هنگامی که مرحله‌ ظلومیت را پشت سر گذاشت و نفس را از سرکشی بازداشت، زمام فرمانروایی را به دست باکفایت عقل بسپارد.»

حی و حیات را به‌وضوح می‌توان از تک‌تک ظهور این کلمات، دید و رایحۀ خوش ماندگاری‌اش را استشمام کرد و حضور این استاد فرزانه را در پیچ و خم هر یک از این کلمات که طریقند، به الی‌الله به‌عینه دید که دست در دستت می‌گذارد و تو را از پیچ و تاب توهمات و آفات زندگی می‌رهاند و خبرت می‌دهد که آنچه از مبدأ فیاض الهی دریافت کرده‌ای، معدوم نخواهد شد و آفات زندگی، جایگاهی در بهشت است.

و در لحظات آغازین کتاب، درخواهی یافت که این رشحات را با چشم سر خواندن کفایت نمی‌کند و چشم دل باید گشود تا حلاوت و شیرینی‌اش بر جانت بنشیند.

نویسنده: مهدی علمی دانشور

 

[1] شذرات‌المعارف، ص 5.

[2] همان

[3] شذرات المعارف، ص 6

[4] شذرات المعارف، ص 5 و 6

[5] شذرات المعارف، ص 130

[6] رشحات البحار، ص 81.

[7] رشحات البحار، ص 156.

[8] رشحات البحار، ص 191.

[9] رشحات البحار، ص 198.

[10] رشحات البحار، ص 273.

[11] بحارالانوار، ج 64.

  • ۰
  • ۰

کتاب حدیث عشق و فطرت

  • عنوان کتاب: حدیث عشق و فطرت (مجموعه مقالات)
  • عنوان فرعی: مجموعه مقالات درباره آراء حکمی‌معرفتی عارف حکیم آیت‌الله‌العظمی محمدعلی شاه‌آبادی
  • ناشر: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
  • مؤلف: جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه
  • چاپ اول: 1386
  • تعداد صفحات: 560

 

این کتاب در سال 1386 و به همت سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در 560 صفحه منتشر شده است. کتاب مجموعه مقالاتی شامل 19 مقاله نگاشته شده توسط اساتید و محققان مختلف با زیرمجموعه‌های مفصل مربوط است. این مقالات برگزیده‌های کنگرۀ آیت‌الله شاه‌آبادی است که در یک مجموعه جمع‌آوری شده است و منبع خوبی برای آشنایی با وجوه مختلف علمی و عرفانی آن عارف مجاهد است. عناوین مقالات این کتاب عبارتند از:

1. آیت‌الله شاه‌آبادی و برهان فطرت عشق بر اثبات واجب‌الوجود محمدجواد پیرمرادی )مفهوم‌شناسی فطرت؛ مبانی برهان فطرت؛ برهان فطرت عشق)

2. چیستی عشق با نگاهی به آرای آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) محمدجواد رودگر (عشق شریعت‌محور؛ کاربردی کردن عشق یا عشق کاربردی؛ عشق با فنای عاشق سازگار است؛ عشق، سرمایه اصلی حیات طیبه.)

3. تجسم اعمال در آرای آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) منیرالسادات پورطولمی (مبانی حکمی فلسفی تجسم اعمال؛ تجسّم اعمال؛ تأملّی در آثار آیت‌الله شاه‌آبادی)

4. مرگ و آخرت از دیدگاه حکیم شاه‌آبادی (ره) عزیزالله افشار کرمانی (مرگ و حیات، مراتب حیات و تجرد، موت دنیوی و برزخی)

 5. فطرت الاهیه آدم، تجلّی اسم اعظم الهی  زهره نادری‌نژاد (تحلیل معناشناختی فطرت، ثمرات شکوفایی فطرت، گریز فطرت از نقص، حیات‌یابی طبیعت از فطرت، مراتب اسما و صفات الهیه)

6. بیان ترویج معارف عرفانی- منصور ولی

7. چیستی عشق در عرفان اسلامی ملک محمد فرخ‌نژاد

 8. شعبده با اهل راز - حسینعلی رحمتی (درنگی در عرفان‌نمایی‌ها و شبه عرفان‌های جامعه امروز ایران؛ دردها و درمان‌ها / علل و زمینه‌های پیدایش و گسترش شبه عرفان‌ها، آگاهی از عرفان‌های حقیقی، اقناع نشدن از عرفان‌‌های موجود)

 9. آرای آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) در آثار حضرت امام خمینی (ره) - نجفقلی حبیبی (علاقه امام خمینى به استاد و حفظ حریم ایشان، شیوه کار و اهمیت موضوع)

 10. فطرت محجوب، معنویت ممسوخ - حمیدرضا مظاهری سیف (محجوبیت فطرت با طبیعت؛ اشو مرشد سرگردان عشق؛ نیروی توهم در تعالیم «دون خوان»؛ «کریشنا مورتی» راهنمای آزادی بیراه؛ فطرت ولایت)

 11. تبیین دین به زبان روز مژگان سخایی (زبان از الطاف الهی برای انسان؛ زبان وحی امروزی و دیروزی ندارد؛ توجه به نیازها و مقتضیات زمان؛ شناخت طبیعت و بهره‌گیری از آن)

 12. ویژگی‌های عرفان اسلامی در اندیشه آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) - علی نعیم‌الدین فانی (اهتمام به شریعت و معرفت؛ عرفان حماسی و حماسه عرفان؛ ترویج اخلاق و معارف الهی؛ صلاح اخلاقی و معنوی جامعه؛ بیان روشن و تمثیلی معارف دین)

 13. آسیب‌ها و بیماری‌های جوامع اسلامی از دیدگاه حکیم شاه‌آبادی (ره) - عباس گوهری (شاه‌آبادی، بیدار و بیدارگر؛ آسیب‌شناسی جوامع مسلمان: یأس از ظهور سعادت دینی و دنیوی، افتراق بین امت اسلام، ترک امر به معروف و نهی از منکر)

 14. تأثیر شخصیت آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) بر امام خمینی (ره) در نسبت میان عرفان و سیاست - انسیه شیخ سفلی (نسبت میان عرفان و سیاست با رویکردی به تفکر امام خمینی (ره) و آیت‌الله شاه‌آبادی (ره)؛ اصلاح مادی و معنوی جامعه؛ ساحت اندیشه)

 15. اثرپذیری شخصیت سیاسی و عرفانی امام خمینی (ره) از آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) فرشته ندری ابیانه (تأثیرات شیخ عارف کامل شاه‌آبادی بر حضرت امام خمینی در بعد عرفانی؛ تصریحات حضرت امام خمینی؛ تأثیرات علمی مرحوم شاه‌آبادی بر حضرت امام خمینی)

16. تأثیر آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) بر شخصیت عرفانی و سیاسی امام خمینی یحیی صباغچی (عرفان آیت‌الله شاه‌آبادی؛ ایمان قلبی شاگرد؛ آیت‌الله شاه‌آبادی، استادی کامل)

17. آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) و تعلیم و تربیت شاگردان - معصومه ذبیحی (انعکاس تعالیم او در شخصیت امام خمینی(ره)؛ اعتقاد و التزام به ولایت؛ تعظیم و بزرگداشت قرآن و عترت؛ تأثیر پذیری امام خمینی در عرفان از مرحوم شاه‌آبادی؛ سیاسی بودن دین اسلام؛ تأکید بر وحدت مسلمین)

18. تفسیر حکمی-عرفانی قرآن کریم در آثار مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی (ره) - سوسن آل رسول (قواعد و ضوابط تفسیری آیت‌الله شاه‌آبادی؛ بررسی تطبیقی تفسیر سوره قدر آیت‌الله شاه‌آبادی)

19. دعا یا قرآن صاعد محمدعلی برزنونی (ارتباط‌ غیرکلامی‌ خدا و انسان‌؛ چرایی نیاز انسان به دعا و موانع آن، دعا به زبان فطرت، دعا رابطه‌ مستقیم‌ و بی‌واسطه‌‌ انسان)