خاطره

تحصن یک‌نفره آیت‌الله شاه‌آبادی

اوج مبارزات فقیه مبارز میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، در دوره تحصن یازده‌ماهه ایشان در حرم حضرت عبدالعظیم است. ایشان در حدود سال ۱۳۰۶ شمسی که اوایل حکومت رضاخانی است، وقتی می‌بینند که صحبت‌ها و حرکت‌ها و مبارزات عادی تأثیری ندارد، با تعداد زیادی از علما، قریب نود نفر از علمای تهران، هم‌قسم می‌شوند که برای اعلام اعتراضشان به ظلم و بی‌عدالتی و مفاسد حكومت رضاخان بروند به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) و متحصن بشوند.

بیشتر بخوانید
شیوه برخورد آیت‌الله شاه‌آبادی با رسانه

رادیو داشتیم و اخبار گوش می­‌دادیم. آن زمان برق نبود. رادیو با باطری کار می­‌کرد. زمانی که پدر به خانه ما می‌­آمدند، اخبار گوش می‌­دادند. اخبار رادیو دو بعد از ظهر بود یا هشت شب. من رادیو آندریا را خریده بودم. می­‌گفتند که اخبارش اشکالی ندارد. می­‌گفتند: «اخبار درست است و این اخبار خوب است. حالا رادیو نوار می‌­گذارد و موسیقی می­‌گذارد، گوش نمی‌­دهیم.» اما اخبار را گوش می‌دادیم و آدم باید از زندگی داخلی و خارجی­‌اش اطلاع داشته باشد.[۱]

 

راوی: حسن شاه‌آبادی

بیشتر بخوانید
آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، لطیف‌ترین روح در نظر امام خمینی

در جلسه‌‏ای که به همراه آقای رفسنجانی در خدمت امام بودیم، ایشان در‏ خصوص رابطه‌‏شان با مرحوم پدرم  مطالب جالبی را فرمودند؛ از جمله فرمودند که نخستین بار که استاد را دیدم، ایشان با مرحوم‏ آیت‏‌الله حائری، مؤسس حوزۀ علمیۀ قم، در حال بحث بودند. در کنار ایشان عده‏ دیگری نیز نشسته بودند و به بحث آن‌ها گوش می‏‌دادند و احیاناً در بحث شرکت‏ می‌‏کردند. من هم در گوشه‏‌ای به انتظار ایستادم. پس از تمام شدن بحث، از ایشان تقاضای درس فلسفه داشتم، اما زیر بار نرفتند.

بیشتر بخوانید
تشرع شجاعانه پدر آیت‌الله شاه‌آبادی

مرحوم آیت‌­الله‌­العظمی اصفهانی[۱] در اصفهان قائل به جاری شدن حدود اسلامی بود و امر به معروف و نهی از منکر را در مرحله عمل لازم می‌­دانست. لذا حاکم اصفهان به ناصرالدین‌شاه نامه‌­ای می‌­نویسد که ایشان مانعی بر سر راه ماست. ناصرالدین‌شاه دستور تبعید معظمٌ له از اصفهان به تهران را صادر می­‌کند. وقتی که ایشان به تهران می‌­آیند، در پایتخت هم به وظیفه شرعی خودش عمل می‌­کند و از جمله روزی شاهد بوده که در همین محله سرچشمه، یک نفر به اصطلاح ارمنی مجلس عیش و نوش برپا کرده و مشروب‌­سازی و مشروب­‌فروشی دارد.

بیشتر بخوانید
ارادت و توسل مثال‌زدنی به صدیقه اطهر سلام‌الله‌علیها

به حضرت زهرا (سلام‌­الله­‌علیها) خیلی اعتقاد داشتند. وقتی که اسم ایشان می‌­آمد، مثل این بود که فرزند ایشان فوت کرده‌­اند، خیلی گریه می‌­کردند و تمام محاسن ایشان پُر از اشک می‌­شد. علاقه شدیدی به حضرت فاطمه (سلام‌­الله­‌علیها) داشتند. واقعاً عجیب بود. در مورد حضرت فاطمه (سلام‌­الله­‌عیلها) واقعاً عجیب گریه می‌­کردند. هیچ­‌وقت این صحنه‌­ها از یادم نمی‌­رود که زمانی که نام حضرت فاطمه (سلام‌­الله­‌علیها) می‌­آمد، بی‌­اختیار اشک می‌­ریختند. برای امام حسین (سلام‌­الله‌­علیه) هم بود، ولی به حضرت فاطمه (سلام‌­الله­‌علیها) خیلی علاقه داشتند.

بیشتر بخوانید
علت نام خانوادگی مرحوم شاه‌آبادی

مدت ۱۷ سال در تهران، در همین خیابان بهارستان و جمهوری اسلامی فعلی که آن زمان به شاه‌آباد مشهور بود، ایشان در مسجد سراج‌الملک کوچک اقامه جماعت کردند و وظایف دینی و فرهنگی خود را انجام می‌دادند. از این جهت بود که مشهور شدند به شاه‌آبادی. وگرنه به عنوان اینکه انتخاب نام و فامیلی برای خود کرده باشند، این‌چنین نبود؛ چون تا وقتی که در نجف بودند، امضایشان این بود «محمدعلی نجفی» و بعد هم که تشریف آوردند تهران، هر چه از ایشان دست‌خط و نامه در دست است مرقوم می‌فرمودند «محمد‌علی‌بن محمد‌جواد اصفهانی». به هر حال، این نام و شهرت از طرف مردم و به طور طبیعی برای اینکه شناخته بشوند داده شد.

بیشتر بخوانید
ایجاد صندوق قرض‌الحسنه، خدمتی بی‌سابقه به بندگان خدا

بهترین و ارزشمندترین کارهایی که انسان بخواهد بکند از دیدگاه آیات و روایات، گمان نمی‌‌‌کنم چیزی بهتر از خدمت به مردم باشد. در باب قضای حاجت مؤمن، روایات تکان‌دهنده‌ای هست؛ مانند اینکه اگر انسان برای رفع گرفتاری شخصی حرکت بکند، مثل شخصی که وام می‌خواهد و من از آبرویم خرج بکنم و واسطه‌گری را انجام بدهم، یا جایی شاهد قضیه‌ای بودم و بخواهم بروم شهادت بدهم، همان‌طوری که در روایات هست که کسانی که شاهد بوده‌اند بروند شهادت حق بدهند؛ لازمه این کار، این است که انسان کارش را تعطیل کند و دنبال کسی راه بیفتد و کاری برای دیگری انجام بدهد.

بیشتر بخوانید
مخالفت صریح با رضاخان

پدرم با رضاشاه خوب نبود. همیشه می‌­گفت رضاشاه کودکِش است! چون با رضاشاه درافتاد، ایشان را به قم تبعید کردند. من بچه بودم که ما به قم رفتیم. آن زمان اتوبوس نبود. به قول معروف ماشین‌­های سیمی بود. البته ما چهار پنج سال بیشتر در قم نبودیم و تحصیلات بنده در تهران بود.[۱]

 

راوی: حسن شاه‌آبادی

 

[۱] مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی مدت هفت سال در قم اقامت داشتند.

بیشتر بخوانید
بخشی از سخنان آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در جلسات جمعیت اخوان

آیت‌الله نورالله شاه‌آبادی به برخی از سخنان ایشان در میان جمعیت اخوان اشاره می‌کنند:

بیشتر بخوانید

تأسیس حوزه علمیه‌­ای که هم دارای جایگاه و پایگاه قوی باشد، هم بتواند مثل نجف مدرسانی قوی داشته باشد و هم مجتهد صالح باسواد متناسب با مقتضیات زمان تربیت کند، کار ساده‌­ای نیست. خب شیخ[۱] آمد به میدان و این کار را شروع کرد. از علمای مختلف دعوت کرد که به حوزه علمیه قم بیایند و برای تقویت این حوزه فعالیت کنند. عده­‌ای از مراجع و علمای تهران، اصفهان و تبریز و شهرهای دیگر به قم مهاجرت کردند و در قم فعالیت­‌های تدریسی­‌شان را آغاز کردند.

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها