عرفان

رابطه عقلانیت و فطرت در نزد آیت‌الله شاه‌آبادی

شما که بحث عقلانیت را مطرح کردید، این را می‌توانیم این‌گونه بگوییم که در مقابل فطرت، که آقای شاه‌آبادی به این صورت مطرح می‌کند، که باز عقل از ریشه عقالی است که دست و پایش بسته است، باز درست است که نسبت به عالم مثال و عالم ماده یک لطافت و کمال بیشتری دارد؛ اما باز نسبت به عالم اسما و ذات اقدس الهی یک نوع کدورت و زمختی دارد، چون هرچه از عالم بالا به سمت پایین می‌آییم، عالم اعيان آشکار می‌شود، چون حجاب خودبه‌خود بیشتر می‌شود.

بیشتر بخوانید
حل یک مسئله عرفانی اختلافی میان آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی و شاگردش، امام خمینی

س: مرحوم شاه‌آبادی آنچه که  به صورت پراکنده در این کتاب‌هایشان ذکر کرده‌اند و در شرحی که در مصباح‌الأنس هم می‌بینیم و وجود دارد، این است که برای بحث تنزیه و تشبیه، آقای شاه‌آبادی مطرح می‌کنند که «نوح در حال بود، یعنی حال عرفانی داشت. و در آن حال عرفانی تنزیه را مطرح می‌کرد و چاره‌ای غیر از این نبود. یک حال بود، یک لامعه بود.

بیشتر بخوانید
آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، لطیف‌ترین روح در نظر امام خمینی

در جلسه‌‏ای که به همراه آقای رفسنجانی در خدمت امام بودیم، ایشان در‏ خصوص رابطه‌‏شان با مرحوم پدرم  مطالب جالبی را فرمودند؛ از جمله فرمودند که نخستین بار که استاد را دیدم، ایشان با مرحوم‏ آیت‏‌الله حائری، مؤسس حوزۀ علمیۀ قم، در حال بحث بودند. در کنار ایشان عده‏ دیگری نیز نشسته بودند و به بحث آن‌ها گوش می‏‌دادند و احیاناً در بحث شرکت‏ می‌‏کردند. من هم در گوشه‏‌ای به انتظار ایستادم. پس از تمام شدن بحث، از ایشان تقاضای درس فلسفه داشتم، اما زیر بار نرفتند.

بیشتر بخوانید
آغاز درس امام خمینی با استادش

امام از جمله فلسفه را خوانده و در سنین ۲۵، ۲۶ سالگی بود به دنبال یک استاد عرفان عملی بودند. در بین هم‌­درسی­‌ها و هم­‌مباحثه‌­ای‌­های امام، یکی از فرزندان آقای شاه‌‌آبادی با ایشان هم‌­درس بود.[۱] امام روزی موضوع را می­‌گویند. نمی‌­دانم آقا روح‌­الله یا آقا نورالله بوده ـ به نظرم آقا نورالله صحیح است ـ به هر صورت ایشان به امام می‌­گوید این آقا می­‌تواند به شما درس بدهد. در همان زمان آقای شاه­‌آبادی با آشیخ عبدالکریم حائری در مدرسه فیضیه مشغول صحبت بودند. امام صبر می‌­کنند تا صحبت ایشان تمام شود.

بیشتر بخوانید
چند نکته باریک درباره اندیشه مرحوم شاه‌آبادی، مصاحبه با دکتر نصرالله حکمت

چند نکته در اندیشه‌‌های مرحوم آیت‌‌الله شاه‌‌آبادی هست که از برجستگی خاصی برخوردار است و شاید بتوان گفت دیگران کمتر به آن توجه کرده‌‌اند. به‌‌خصوص نکته‌‌ای که در عرفان مرحوم آقای شاه‌‌آبادی خیلی چشمگیر و برجسته است، توجه به فطرت است. می‌دانید که بحث فطرت هم در فلسفه، هم در عرفان بحث مهمی است و خیلی از حکمای ما به این بحث آن عنایت لازم و آن توجه درخور را مبذول نداشته‌‌اند و با اینکه بحث خیلی مهم است و در قرآن هم به آن تصریح شده؛ اما  در بحث فطرت خیلی از حکما روشن بحث نکرده‌‌اند، گرچه مطالبی را گفته‌‌اند، به طور مبسوط و مشروح بحث فطرت را مورد توجه قرار نداده‌‌اند.

بیشتر بخوانید
مهارت در فقه و اصول

مهارت آقای شاه‌آبادی تنها در فلسفه و عرفان نيست، بلكه مهارت ايشان در فقه و اصول بيش از فلسفه است. ولی آن جنبه عرفان ايشان، فقه و اصول ايشان را پوشاند و سبب شد كه معروفيت ايشان در فقه و اصول‌ مكشوف نشود.[۱]

 

راوی: آیت‌الله‌العظمی میرزا هاشم آملی

 

[۱] عارف کامل، ص ۱۳

بیشتر بخوانید
امام خمینی از نتایج هفت سال حضور آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی در قم

مرحوم پدرم حدود هفت سال در قم بودند. یکی از نتایج ایشان مرحوم امام رضوان‌الله‌علیه بود. در جلسه‌ای که در محضر امام بودم، از امام سؤال کردم به این کیفیت که وصل شما به آیت‌الله‌العظمی شاه‌آبادی چه‌جوری بود؟ چه شد که شما با ایشان ارتباط پیدا کردی و این‌طور به ایشان علاقه‌مند بودی؟ امام فرمود:

بیشتر بخوانید
مخالفت با عرفان و فهم نکردن آن

ایشان یک فردی بودند که عارف بودند. علما گاهی اوقات نمی­‌توانستند ببینید علم حکمت با علوم دینی دیگر خیلی تفاوت دارد. عرفان و علم توحید یک مقدار تفاوت دارد. البته علم عرفان با تمام مشخصات، اگر کسی علم عرفان بخواند و بخواهد برود مجتهد بشود و علم دین را یاد بگیرد، قاتی می‌­کند؛ چنان­که بعضی‌ها کردند. اما پدر ما به‌­قدری در این مسئله قوی بودند که هم علم عرفان خواند و هم علم اجتهاد خواند. زمانی که جایی می­‌رفتند و چای می­‌خوردند، می‌­گفتند: «چون ایشان عارف هستند، عاری از دین هستند» و استکان را آب می‌­کشیدند. مثلاً جایی ایشان را دعوت می‌­کردند، صاحب‌خانه، مثلاً تا این مقدار نمی‌­دانست.

بیشتر بخوانید
پرهیز از لعن بدگویی کردن پشت کسانی که ولیّ معصوم از حال بعد از مردنش اطلاع دهد

اگر یکی از حقایق الهی را از لسان عارف شوریده یا سالک دل‌سوخته یا حکیم متألّهی بشنویم، چون سامعه ما تاب شنیدن آن را ندارد و حبّ نفس مانع شود که به قصور خود حمل کنیم، فوراً او را مورد همه طور لعن و طعن و تکفیر و تفسیق قرار می‌دهیم، و از هیچ غیبت و تهمتی نسبت به آن فروگذار نمی‌کنیم. کتاب وقف می‌کنیم و شرط استفاده از آن را قرار می‌دهیم [که] روزی صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فیض [کاشانی][۱] کنند!

بیشتر بخوانید
آغاز درس امام خمینی با استادش، آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی

آيت‌الله حاج آقا نصرالله شاه‌آبادی نقل می‌كنند كه امام خمينی (ره) فرمودند:

بیشتر بخوانید

صفحه‌ها